دقیقی توسی

علاقه مندی
ارسال به...
4 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
دقیقی از شاعران مشهور ایرانی -قرن چهارم هجری

شاعران پارسی گو| استاد ابو منصور محمد بن احمد دقیقی از شعرای عهد سامانی و دومین شاعریست که به نظم شاهنامه قیام کرد، سال ولادتش در اواسط نیمه اول از قرن چهارم بوده است.

زادگاه او را بلخ  و توس ذکر کرده اند که به احتمال زیاد زادگاه او شهر توس بوده است. وی آیین زرتشتی داشت ولی بنا بر رسم زمان کنیه و اسم مسلمانی اختیار کرده بود.

از اشعار دقیقی تعلقش به کیش بهی آشکارست و او تا پایان حیات بر دین خود باقی بود. چنانکه از مطالعه در احوال او بر می آید در جوانی به شاعری پرداخت و هم در جوانی مقتول شد.

 واقعه مرگ او به دست غلامش پیش از سال ۳۷۰ هجری اتفاق افتاده است زیرا فردوسی که در این سال نظم شاهنامه را آغاز کرده بود از کشته شدن دقیقی سخن گفته است

 دقیقی بین سالهای ۳۶۷-۳۶۹ هجری اشعار مدحی می سرود و او از پادشاهان سامانی ابو صالح منصور بن نوح (۳۵۰ -۳۶۵ هـ ) و ابو القاسم نوح بن منصور (۳۶۵-۳۸۷ هـ) و از امرای سامانیان امیر فخرالدوله احمد بن محمد بن محتاج و امیر چغانیان را مدح گفته و گویا به امرای چغانیان تعلق خاصی داشته و مداح مخصوص دستگاه امارت آنان بوده است و باز از همین خاندان چغانی، امیر ابو سعد مظفر و امیر ابونصر بن ابوعلی را ستوده است.

 اثر جاوید و مهم دقیقی گشتاسپ نامه یعنی قسمتی از شاهنامه است در شرح سلطنت گشتاسپ و ظهور زردشت و جنگ مذهبی میان گشتاسپ و ارجاسب تورانی

پس از تألیف شاهنامه ابومنصوری به نثر، دقیقی در عهد پادشاهی نوح بن منصور و به امر او، شروع به نظم شاهنامه ابومنصوری کرد اما هنوز بیشتر از هزار بیت از آنرا نسروده بود که  به دست غلام خود کشته شد.

چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت
 فرود آمد از تخت و بربست رخت

و بدین بیت پایان می یابد

به آواز خسرو نهادند گوش
سپردند او را همه گوش و هوش

شاید علت انتخاب این قسمت از تاریخ شاهان ایران توسط دقیقی، مربوط بودن وقایع آن به ظهور رزدشت پیغامبر مورد اعتقاد او و تبرک جستن او به ظهور آیین نیاکانش بوده باشد.

مطالب این هزار بیت جز در بعض موارد بر کتاب پهلوی «آیاتکار زریران (یادگار زریران) منطبق است که هنگام نگارش داستان گشتاسپ در شاهنامه ابو منصوری از آن استفاده شد.

شعر دقیقی

دقیقی یکی از اساتید مسلم شعر فارسی است و به جرات میتوان گفت که در دوره سامانی تا آنجا که ما اطلاع داریم غیر از رودکی بر تمام گویندگان آن عصر برتری دارد و با رودکی همسر و برابر است.

این مطلب را هم ببینید
رودکی

 از دقیقی قصیده، غزل، قطعات و ابیات پراگنده یی در کتب تذکره خاصه لباب الالباب و مجمع الفصحا و كتب تاريخ و ادب مانند تاریخ بیهقی و ترجمان البلاغة و حدائق السحر و المعجم، وكتب لغت خصوصاً لغت فرس اسدی باقی مانده و همه آنها دلالت تام بر استادی و مهارت و دقت خیال و لطافت معنی و روانی الفاظ این شاعر استاد میکند

 ادیب صابر (نیمه اول سده ۶ه.ق) در یکی از قصاید نسبت به دقیقی فروتنی کرده و او را با فرخی در یک ردیف آورده است.

گر نیستم به طبع دقیقی و فرخی
هستم کنون مقدمه کاروان خویش
بر صدر تو به لفظ دقیقی کنم نثار
از قدر تو فروتر و بیش از توان خویش

مطالعه قصاید بازمانده دقیقی بلندی مقام او را در سبک قصیده سرائی می رساند و می نماید که این شاعر ماهر در کلام خود طراوت و لطف جوانی را با کمال و پختگی پیری جمع نموده و زاده هایی که جامع این محسنات بوده اند پرورده ولی از بدبختی گردش روزگار که در محو کردن آثار مهارتی کامل دارد ستمکارانه بیشتر اشعار او را محو و از میان برده است.

قدرتی که دقیقی در انواع مختلف شعر و همه ابواب آن نشان داده دلیل بارزیست بر فصاحت کلام و روانی سخن و نیروی طبع و قوت بیان و حدت ذهن او

تغزلات بدیع و لطیف و مدایح عالی و اوصاف رایع دقیقی، با معانی باریک و مضامین تازه و دل انگیزی که در همه آنها به کار برده به شعر او دلاویزی و رونق و جلای خاص می بخشد.

وی مخصوصاً قصیده مدحی را کمال بخشید و خود هم متوجه مهارت خویش درین باب بوده و گفته است:

مدیح تا به بر من رسید عریان بود 
 ز فرو زینت من یافت طیلسان و آزار

اشعار دقیقی در شاهنامه فردوسی

هزار بیتی که دقیقی به عنوان شاهنامه با گشتاسب نامه گفته و برای ما مانده فقط از برکت توجه فردوسی است که آنها را به مهر نظر کرده بوده یا از نظر قدرشناسی از دقیقی و پاس زحمات او و یا از این لحاظ که جلوه اشعار خود را در مقابل آن ابیات بنماید با تمهید مقدمه ای در باب خواب دیدن دقیقی و تقاضای درج ابیات مزبور در شاهنامه ضبط کرده و شاید اگر این توجه از جانب فردوسی نمی شد این اشعار هم بجا نمی ماند

این مطلب را هم ببینید
متن کامل داستان ماهی سیاه کوچولو

شاهنامه یا گشتاسب نامه دقیقی

چو گشتاسپ را داد لهراسپ تخت
فرود آمد از تخت و بربست رخت

به بلخ گزین شد بران نوبهار
که یزدان پرستان بدان روزگار

مران جای را داشتندی چنان
که مر مکه را تازیان این زمان

بدان خانه شد شاه یزدان پرست
فرود آمد از جایگاه نشست

ببست آن در آفرین خانه را
نماند اندرو خویش و بیگانه را

بپوشید جامهٔ پرستش پلاس
خرد را چنان کرد باید سپاس

بیفگند یاره فرو هشت موی
سوی روشن دادگر کرد روی

همی بود سی سال پیشش به پای
برینسان پرستید باید خدای

نیایش همی کرد خورشید را
چنان بوده بد راه جمشید را

چو گشتاسپ بر شد به تخت پدر
که هم فر او داشت و بخت پدر

به سر بر نهاد آن پدر داده تاج
که زیبنده باشد بر آزاده تاج

منم گفت یزدان پرستنده شاه
مرا ایزد پاک داد این کلاه

بدان داد ما را کلاه بزرگ
که بیرون کنیم از رم میش گرگ

سوی راه یزدان بیازیم چنگ
بر آزاده گیتی نداریم تنگ

چو آیین شاهان بجای آوریم
بدان را به دین خدای آوریم

یکی داد گسترد کز داد اوی
ابا گرگ میش آب خوردی به جوی

پس آن دختر نامور قیصرا
که ناهید بد نام آن دخترا

کتایونش خواندی گرانمایه شاه
دو فرزندش آمد چو تابنده ماه

یکی نامور فرخ اسفندیار
شه کارزاری نبرده سوار

پشوتن دگر گرد شمشیر زن
شه نامبردار لشکرشکن

چو گیتی بران شاه نو راست شد
فریدون دیگر همی خواست شد

گزیدش بدادند شاهان همه
نشستن دل نیک‌خواهان همه

مگر شاه ارجاسپ توران خدای
که دیوان بدندی به پیشش به پای

گزیتش نپذرفت و نشنید پند
اگر پند نشنید زو دید بند

رباعی از دقیقی

چشم تو که فتنه ی جهان خیزد ازو 
لعل تو که آب خضر می ریزد ازو
کردند تن مرا چنان خوار که باد
می آید و گرد و خاک می بیزد ازو
4 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...

سخنوران زبان پارسی سخنوران شعر فارسی

معرفی کتاب ویژه سردبیر

سخنوران زبان پارسی

تاریخ ادبیات و ظهور سخنوران زبان پارسی: در هیچ کجای جهان ادبیات و تاریخ اینچنین بهم نپیوسته است، هر در برهه از تاریخ که ایران در سراشیبی سقوط قرار گرفته، ادبیات به کمک آن آمده است با آمدن اسکندر نخستین بار پلی میان آسیا و اروپا برقرار گردید. از پس آن رومیان پایشان به شرق باز شد که هزار سال دوام کرد. آنگاه با هجوم اعراب به ایران سرنوشت جهان ورق تازه ای خورد و به دنبال آن پای ترکان صحرانشین به غرب بازگشت که سیمای منطقه …