محمد زکریای رازی

علاقه مندی
ارسال به...
3 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
محمد زکریای رازی
hiword.ir 457بازدید , 17 دی 1402 بدون دیدگاه

در این نوشته شرح حال محمد زکریای رازی تقدیم شده و  به اهمیت مقام و تأليفات و  اخلاق و روش او از لحاظ پزشکی تقدیم خوانندگان سلام صدا شده است

شرح حال محمد زکریای رازی به اجمال

محمد زکریای رازی با نام کامل محمد بن زکریا بن یحیی رازی از  پزشکان و حکمای مشهور قرن سوم و چهارم است و نظیر او در تاریخ علوم خاصه طب بندرت توان یافت

 اکثر اطبای اسلامی از افکار و آراء رازی، در طب و مداوای بیماران استفاده کرده و باقوال او استناد نموده اند و او در زمان خود یکی از مشاهیر پزشکان و اهل بحث و تحقیق بوده و علمای نامی آن روزگار باوی مناظره کرده و از در جدال درآمده و بر رد او رسائلی تألیف نموده اند

 با این همه تاریخ زندگانی محمد زکریای رازی مجهول است و مورخان درباره او روایات متناقض و اقوال بی بنیاد نقل کرده اند

بعضی در آغاز عمر او را صراف و طبقه ای از اهل موسیقی و غنا پنداشته اند، در صورتی که محمد زکریای رازی، بطوریکه از سیره او بدست خواهد آمد یکی از مفاخر عالم انسانیت است که نظیر او در درستی و راستی محمد زکریای رازی و عشق ورزی کمتر پدید آمده است

علت اختلافات و نظرهای مخالف درباره زکریای رازی آنست که وی در علم الهی نظر مخصوص داشته و بر خلاف گفتار عامه حكما آرائی اظهار میکرده که با اصول عقاید فیلسوفان و مبانی متکلمین آن دوره سازگار نبوده است و رازی در اظهار آن عقاید از لحاظ حق پرستی که وظیفه هر عالم محققی است خودداری نمیکرده و از هیچکس پروائی نداشته است

بعضی از متکلمین و ظاهر بینان درباره این حکیم بزرگوار عقاید ناسزائی اظهار داشته اند، بخصوص داعیان اسمعیلی که معاصر او بوده اند مانند ابو حاتم رازی همشهری او و به پیروی او ناصر خسرو در قرن پنجم از ادای هرگونه توهینی خودداری نکرده اند

 ناصر خسرو در بحث قدم نفس و زمان و مکان و هیولی و همچنین در بحث لذت عقیده محمد زکریای رازی را نقل کرده و بیرون از طریقه علما و روش حقیقت جویان در آن مباحث دقیق روش جدل و مشاغبه پیش گرفته و سخنان او را ملحدانه خوانده است

 علاوه بر حریت فکر و بی پروائی در اظهار عقایدیکه با مذاق متکلمان و پیروان ارسطو موافق نبوده، محمد زکریای رازی  در کتب خود نسبت به مانی و افکار او اظهار تمایل میکرده و مردم را بخواندن کتب او بخصوص كتاب سفر الاسرار دلالت مینموده است

چنانکه میدانیم مانویان در آن روزگار بیش از سایر فرق مردود و مورد مواخذه بوده اند و با آنکه در قرن دوم و اوايل قرن سوم بحث و تحقيق مذهبي نسبة آزاد بوده و اهل هر مذهب بآزادی میزیسته اند و حتی در مجالس خلفا و مجامع متکلمین با مخالفان خود بحث و گفتگو مینموده اند درباره مانویان سختگیری و شدت از طرف خلفا و گماشتگان ایشان معمول بوده و آنان را در هرجا مییافتند مؤاخذه مینمودند

بخصوص جزو مناصب دوره بنى عباس عنوان صاحب الزنادقه یافته میشود که وظیفه او تفتیش و بازرسی از کارهای پیروان مانی که در آندوره بنام زندیق شهرت داشتند بوده است.

 بهمین جهت ابوریحان که در سال ۴۲۷ رساله کوچکی در شرح حال محمد زکریای رازی فهرست کتب او نوشته با کمال احتیاط وارد این موضوع شده و خویش را از انتساب به روش او تبرئه کرده است

در صورتیکه ابوریحان خود از عاشقان حقیقت و طلبکاران و هوا خواهان اهل معرفت بوده و در کتب خود با کمال آزادی و بیطرفي بتحقيق پرداخته است و از آنجا بدست می آید که تبلیغات دشمنان رازی در باره او تا چه حد کارگر افتاده که حتی ابوریحان از نوشتن شرح حال و فهرست كتب محمد زكريا خود داری میکند.

نظر به همین جهات کسانی که تواریخ اطباء و حکما را نوشته اند بشرح حال این پزشک نامور و استاد حقیقت بین چنانکه در خور مقام او و وظیفه تاریخ نویسی است توجهی مبذول نداشته و روايات متناقض گرد آورده اند

تقریباً زمان محمد زکریای رازی را از اوایل قرن سوم تا اواخر قرن چهارم امتداد داده اند و او را شاگرد على بن ربن طبری دبیر مازیار و معاصر معتصم خلیفه عباسی (۲۱۸ – (۲۲۷) و همچنین معاصر عضدالدوله (۳۳۸ – ۳۷۱) و رهنمای او در بنای بیمارستان عضدی دانسته اند و فاصله این دو تاریخ کمتر از ۱۵۰ سال نمیشود

همچنین تاریخ وفات او را میانه ۲۹۰ و ۳۰۰ و ۳۱۱ و ۳۲۰ نوشته و اکثر بر آن بودند که زندگانی او نزديك بصد رسیده است

اخیراً که رساله ابوریحان درباره شرح حال او انتشار یافت، بی شبهه معلوم گردید که اکثر این روایات خالی از صحت است و مبانی تحقیقاتی که متأخرین بر روی این روایات متکی کرده بودند متزلزل شد.

ابوریحان این زندگانی صد ساله را به شصت و دو سال و پنج روز قمری و بحساب شمسی شصت سال و دوماه و یکروز بر میگرداند و بنا بگفته او ولادت محمد زکریا در اول شعبان ۲۵۱ و وفاتش در پنجم شعبان ۳۱۳ اتفاق افتاده و با اعتمادی که به صحت روايات ابوریحان و ضبط او داریم بخصوص که روز و ماه و سال را ذکر کرده سایر اقوال مرجوح است و مورد اعتماد نتواند بود.

نکته دیگر که از این رساله بدست آمد آن ست که بر خلاف قول مشهور که محمد زکریای رازی در آغاز عمر به موسیقی مشغول بوده او در آغاز عمر به فن كيميا اشتغال داشته و از آن پس طب پرداخته است

محمد زکریای رازی
محمد زکریای رازی

 اما علت توجه محمد زکریای رازی به علم طب، به نقل ابوریحان چشم در دو ضعف بصر که بر اثر تجزیه اجسام و نباتات دست داده بوده است

 گمان میرود که تحقیق در علم کیمیا یعنی تکمیل عناصر بوسيله صنعت و وسائل فنی که بعضی از متقدمین معتقد به امکان آن بوده اند، محمد زکریای رازی را به تحقیق علوم طبیعی و اداشته است

از آنجا که مبادی طبیعی و طب بیکدیگر مرتبط است و انسان شناسی که به عقیده قدما یکی از هشت رشته علم طبیعی میباشد با تشریح ارتباط دارد سبب شده است که محمد زکریای رازی فن طب را بیاموزد و بنا به عادت خود در آن فن شریف تحقیق و کنجکاوی کند

 این را هم باید بدانیم که در آن عهد غالب مردم به جامعیت و اطلاع از علوم متداول مجبور بوده اند و کمتر کسی بوده که اطلاع او منحصر بيك يا دو رشته باشد بلکه غالب علماء كتب علمی و ادبی مهم را که در آن دوره معمول بوده به درس یا قرائت خوانده و پس از آن کار خود را در يك يا چند رشته انحصار میداده اند.

 هیچکس از طبقات علمای فقه و حدیث یا کلام و فلسفه و طب و ریاضی و حتی ادبیات یافته نمیشد الا آنکه از سایر رشته ها اجمالا یا تفصیلا اطلاعاتی بدست می آورد

بندرت کسی پیدا میشد که معلومات او در يك رشته بخصوص منحصر باشد و بنابراین نباید تصور کرد که محمد زکریای رازی به علت مخصوص به طب متوجه شده و سبب اقبال او به طب مثلا کیمیا یا درد چشم بوده است.

 محمد زکریای رازی فن طب را در ری و بغداد آموخت و بطوریکه از آثار خود او بدست می آید اکثر اوقات به مطالعة كتب جالینوس میپرداخت تا آنکه در معالجه بیماران و اطلاع بر فن طب نابغه زمان خود شد

این مطلب را هم ببینید
زندگی و آثار نیکولاس اسپارکس

 در فاصله ۲۸۸ – ۲۹۵ بیمارستان بغداد را بدو واگذار کردند و از این جا معلوم گردید که او در همان آغاز عمر شهرت بسیار یافته و به مقامات بلند رسیده است

محمد زکریای رازی
محمد زکریای رازی

مدتی هم تصدی بیمارستان ری بر عهده محمد زکریای رازی بوده علاوه بر مطب عمومی در خانه خود به معالجه بیماران میپرداخت و با کمال رفق و دلنوازی تعهد احوال ایشان میکرد و شب و روز او به معالجه و تأليف و استنساخ كتب سپری میگردید و زندگانی او با همین مشاغل بپایان رسید

محمد زکریای رازی در نتیجه مطالعه و استنساخ و تجربه و تجزیه احجار و نباتات در اواخر عمر نابینا گشت و به طوریکه خودش در سیره فلسفی و ابوریحان در رساله سابق الذكر نوشته سبب ضعف چشم او بسیاری مطالعه و به خصوص تجزیه سنگها و گیاهان بوده است

 سال وفات محمد زکریای رازی به نقل ابوریحان ۳۱۳ هجری است و بعضی از اشارات ابو حاتم رازی استفاده کرده اند که این استاد بزرگ تا سال ۳۱۸ حیات داشته و در مجلس مرداویج بن زیار با ابوحاتم رازی مباحثه کرده است و بنابراین قرائن سال وفات او را ۳۲۰ هجری که از قدما هم نقل شده میتوان شمرد.

اهمیت مقام علمی و تألیفات محمد زکریای رازی

محمد زکریای رازی
محمد زکریای رازی

باید متوجه بود که مسلمین در حقیقت از قرن دوم و ظاهراً از سال ۱۴۸ هجری با همیت طب و ترجمه و مطالعه در آن علم شریف روی آوردند و تا این تاریخ مسلمین و خلفا بمعالجه وعلم طب اهمیت نمی دادند و پزشکان غالباً سریانی بودند و شاید بعضی از مسلمین معالجه و مداوا را بر خلاف رضا و تسلیم و نوعی از معارضه با قضا و قدر میپنداشتند

 در سال ۱۴۸ ابو جعفر منصور دومین خلیفه عباسی بیمار گشت و پزشکان حاذق و ماهر گرد کرد و درمان خویش را از ایشان خواست

 با اشارهٔ پزشکان و مطلعین دربار، جورجس رئیس بیمارستان جندی شاپور را برای معالجه دعوت کرد و به حسن تدبیر وی از مرض معده رهایی یافت

 از ا ینجا دریافت که طب و طبیب در زندگانی ضروری است و بدین جهت عده از اطباء را گردآورد و چون دور خلافت به هارون الرشيد رسید و برامکه کارفرما شدند که به دانش و معرفت رغبت بسیار داشتند، از علمای حران که وارث طب یونانی بودند و پزشکان هند جمعی را به دربار خلافت دعوت کردند و به انواع مختلف در تشویق و ترغیب آنان کوشیدند

 در آخر قرن دوم مجمع طبی بغداد از پرورش یافتگان بیمارستان جندی شاپور و عده ای از اطبای حران و چندتن علمای هندی تشکیل میگردید و خاندان بختیشوع که پرورده بیمارستان جندی شاپور بودند، عظمت تمام داشتند

 در نتیجه طب ایرانی و هندی که بر مبنای تجربه استوار بود با طب یونانی که علاوه بر تجربه مبنای قیاسی و علمی نیز داشت آمیخته گردید.

باید در نظر داشت که در آن روزگار بیمارستانها سمت آموزشگاه نیز داشت و کسانیکه در صدد بودند از علم طب برخوردار بشوند، زیر دست یکی از پزشکان دانشمند تحصیل میکردند و خدمتی در بیمارستان انجام میدادند و این رسم در تمام بیمارستانها معمول بود.

تشکیلات بیمارستان عبارت بود از يك عده اطبای داخلی که در اصطلاح آنها را طبیب طبایع میگفتند و عده دیگر که وظیفه آنان مداوای زخمها بود و جراحی میکردند و به اصطلاح ما پزشك دستکار بودند و پیشینیان این طبقه را جرائحی مینامیدند

طبقه دیگر شکسته بندان که مجبرین خوانده میشدند،  برخی دیگر بمعالجه امراض چشم میپرداختند و وظیفه کحالی داشتند

هر مریضخانه دواسازی داشت که بنام صیدلانی خوانده میشد،  عده هم پرستار بودند که در اصطلاح به نام قیم شهرت یافته اند.

 تا اواسط قرن سوم دانشمندان ایرانی و سایر ملل در ترجمه کتابهای یونانی رنج میبردند و کتب بقراط و جالینوس و پزشکان معروف یونان بوسيله يوحنا بن ماسويه و حنين بن اسحق و برخی دیگر از مترجمین که باندازه این دو تن نه در ترجمه رنج برده و نه آنکه شهرت یافته اند ترجمه شده بود

 دانشجویان طب در آغاز تحصیل همت بر تعلم كتب بقراط و جالینوس میگماشتند و مبنای تحصیل آنان ۱۶ کتاب بود

 از تألیفات جالینوس که در کتب طبی و تاریخی بنام ستة عشر معروف است و ابن الندیم نام آنها را در الفهرست یاد میکند

 علاوه بر ترجمه کتب یونان از منابع هندی هم استفاده می بردند و بنا بنقل ابن الندیم که کتاب مهم خود الفهرست را در  سال ۳۷۵ تألیف کرده ۱۲ کتاب در طب از زبان هندی بعربی ترجمه یافته بود

 بنابر این دانشمندان اسلام که در رشته طب کار میکردند بوسیله این ترجمه ها پزشکی می آموختند، ولی وسائل طبی به نسبت امروز بسیار ناقص و هیچ در هیچ بوده است

اگر چه جالينوس درباره تشریح مرده و زنده کتاب نوشته ولی مسلمانان در این قسمت چندان کاری نکرده و انسان را از راه تشریح حیوان مخصوصاً میمون میشناخته اند

 در کحالی هم با چشم گوسفند سروکار داشتند و از این راه چشم انسانی را میشناختند ولی هیچگونه وسائل دقیقی در دست نبود.

 کلیه کسانی که پیش از محمد زکریا دست به تألیف کتاب در پزشکی زده اند، بیش از نقل عقاید یونانیان و هندیان در این باب چیزی ننوشته اند

 غالباً چون این کتابها به اصطلاحات یونانی مشحون است و خط عربی در آن هنگام باقتفای سلف کمتر نقطه گذاری میشد کلمات را غلط میخواندند

حنین بن اسحق هم که خود زبان یونانی و سریانی میدانسته و در زبان عربی تسلطی پیدا کرده بود هر چند پزشکی دانشمند و مترجمی بزرگ بود اما در فن طب هیچگونه اجتهادی نداشت و کتاب مقالات ده گانه که در فن کحالی تألیف کرده تنها متضمن نقل آراء پزشکان یونان میباشد

سایر پزشکان این عهد نیز کم و بیش مانند حنین بوده اند. على بن ربن طبری پزشک معروف ایرانی که محققان کتاب فردوس الحکمه او را یکی از ارکان چهارگانه طب اسلامی میشمارند

مقصود ازین چهار کتاب فرودس الحكمه و حاوی تأليف محمد زكريا وكامل الصناعة تأليف على بن عباس پزشک ایرانی و قانون ابو علی سیناست

 بعضی معتقدند که رازی پزشکی از وی آموخته است با همه ارجمندی و بزرگی باز هم در کتاب فردوس الحكمه بیشتر بنقل اقوال پرداخته و ازینرو فصلی در معالجه بوسیله دعا و افسونها نوشته و چندین صفحه کتاب او را خرافات  و موهومات مشغول ساخته است.

عمده کار و جهت اهمیت محمد زکریای رازی اینست که از روی دقت و کنجکاوی اقوال و عقاید پزشکان یونان و هندوستان را مورد مطالعه قرار داده و در آنها اجتهاد کرده و دیگران را نیز دعوت نموده است که تا مطلبی را درست نفهمند در شمار معلومات خود نیاورند.

از کتب محمد زکریای رازی استفاده میشود که در معالجه بیماران جزئيات احوال آنانرا ضبط میکرده و بدان وسیله گفته های جالينوس و بقراط را بمعرض آزمایش میگذاشته است

چنانکه میگوید بیست سال تحقیق کردم و آنچه از حركات نبض یافتم ضبط نمودم تا درستی و نادرستی گفته های جالینوس را درین باب بدست آرم

 در جراحی و کحالی نیز همین نظر را داشت و در آن روزگار این رشته ها از هم جدا نبود، به این جهت پزشکان در تمامت این فنون به تحقیق و تجربه میپرداختند و تحقیقات رازی در پزشکی چشم و جراحی یکی از منابع مهم این دو رشته محسوب است

در نتیجه رنج و کوشش و مطالعه و کنجکاوی این استاد بزرگ که یکی از مفاخر کشور ماست طب اسلامی از روی تحقیق صورت تدوین گرفت

چون رازی مرد مطالعه و بحث و تجربه با همکاران خود بود در نتیجه توانست بزرگترین خدمت را انجام دهد و آن عبارت است از کتاب هائی که در فن پزشکی تألیف نموده است

این مطلب را هم ببینید
کتاب صوتی خرده عادت ها اثر جیمز کلیر

 از جمله کتب معروفمحمد زکریای رازی یکی کتاب حاوی است که از مهمترین كتب طبى عهد قدیم است و آنرا دائرة المعارف پزشکی باید خواند این کتاب سی جلد است

 محمد زکریای رازی در ذکر هر بیماری ابتدا آنرا تعریف میکند بعد علامات و نشانهای آنرا میشمارد و سپس عقاید دانشمندان را در معالجه آن بیماری نقل مینماید و از بقراط گرفته تا حنین بن اسحق هر چه پزشکان گفته اند مینویسد

 فصل مخصوص هم راجع به اصطلاحات طب و فصل دیگر متضمن معالجات و نتایج تجارب خود نوشته است

 این کتاب مفصل است و هیچ نکته در آن فروگذار نشده و به همین جهت نسخه آن در قرن چهارم نیز کمیاب بوده و علی بن عباس تنها دو نسخه از آن سراغ داشته است

درباره معالجه حصبه و آبله اقوال رازی بسیار مهم است، جوهر گوگرد و الکل را او بدست آورده است

 سایر کتب زکریای رازی نیز مبتنی بر تحقیق و تجربه و آزمایش است و بخصوص طب منصوری از جهت اختصار شهرت بسیار یافته و کتب رازی در قرون وسطی رهنمای پزشکان جهان بوده است.

غالباً پزشکان تا میتوانند بوسیله دواهای بسیار بیماران را مداوا میکنند اما محمد زکریای رازی درست بر خلاف این نظر معتقد است که باید چاره بیماران بوسیله غذا انجام گیرد و تا ممکن باشد دوا بکار نباید برد

درین باب کتابی تألیف کرده که هرگاه بیمار غذائی بخواهد که مناسب حال او نباشد طبیب چه باید بکند تا آن غذا مناسب حال او شود و مطابق همین سیره این مبنای صحیح را در کتب خود تأیید کرده و سفارش میکند که دواهای مرکب به جای دواهای بسیط ندهند

در فلسفه و ماوراء الطبیعه نیز محمد زكريا عقاید مخصوص داشت و اگر چه به آراء فيثاغورث اهميت میداد و ابو الحسن علی بن حسین مسعودی به همین جهت رازی را از پیروان آن حکیم شمرده با اینهمه در حکمت و فلسفه نیز رازی ملکه اجتهاد را بدست آورده بود.

بی گمان متوجه شده اید که حکمای اسلام در قرن سوم به کلی مغلوب حکمت یونان شده بودند و اقوال ارسطو و افلاطون در فلسفه اصل مسلم بشمار میرفت و جز عده ای از روشن بینان و متكلمين معتزله هيچيك از فلاسفه آن شهامت نداشتند که بر بزرگان یونان خرده گیرند.

محمد زکریا در فن الهی و ماوراء الطبيعه این سد را شکسته اهل تقلید را نکوهش میکند و در مبحث بقای نفس و اثبات وجود واجب برخلاف مذاق همکاران خود سخن میگوید

بهمین جهت عده از حکما و متکلمان چه در زمان زندگانی و چه در آنگاه که این دانای بزرگوار در بستر خاک غنوده بود با او از در جدال درآمدند و بر نوشته ها و گفته های او خرده گیریها کرده و برخی پا از دائره ادب بیرون نهاده اند و این شجاعت علمی که در رازی بطور کامل ظهور داشت مرتبه و مقام مخصوص بدو میبخشد

چنانکه در آن روزگار که نام افلاطون و ارسطو با کمال ستایش ذکر می شد يك تنه به خلاف آنان برخاست و حقیقت را پیشوای خود ساخته زیر بار آنچه نمیدانست نمیرفت.

محمد زکریا درباره لذت والم نیز عقیده ای خاص داشت و لذت و الم را نسبی میدانست و متکلمین با این عقیده مخالف بودند زیرا با اصول مذهبی آنان موافقت نداشته است و بدین جهت رساله هایی در رد این عقیده نوشته اند

 از جمله کسانی که با رازی معارضه کرده اند یکی ابوالقاسم کعبی بلخی است که در میانه معتزله مذهبی جداگانه دارد

 دیگر شهيد بن حسین شاعر معروف ایرانی که هم عصر رودکی بوده است

 علمای متأخر گمان میکردند که رازی مسائل علم الهی را درست نفهمیده و از پنجهت گفته او با سخنان افلاطون و ارسطو مطابق نیست.

با اینکه این استاد به جالینوس ارادت میورزد و در استادی او را مسلم میدارد کتابی بر رد و انتقاد جالینوس تألیف کرده و آنرا شكوك ناميده و مقدمه بسیار لطیف و شیوا در آن کتاب آورده که سیره او را در حقیقت پرستی روشن میسازد.

، عدة تأليفات محمد زكريا به نقل مؤلف الفهرست بالغ بر ۱۶۷ کتاب است و بنابر آنچه همو درین کتاب ذکر میکند مجموع کتبی که از یونانی به زبان عربی ترجمه شده و او میشناخته از ۱۵۹ تألیف که ۷۳ تای آنها تألیف جالینوس و ۱۰ کتاب از آن بقراط و ۷۶ کتاب از آن دیگران است تجاوز نمیکند

 در صورتیکه عده کتب رازی از مجموع آنها هشت کتاب زیادتر است و اگر با فهرست ابوریحان که ۱۷۴ کتاب بدو نسبت میدهد از کتب رازی مقایسه کنیم،  رازی ۱۵ کتاب بیش از آنچه ابن الندیم از یونانیان نقل نموده تألیف کرده است

 ابن ابی اصیبعه در طبقات الاطباء مجموع آنچه به یونانیان نسبت میدهد ۲۸۶ کتاب است و همین مؤلف ۲۳۸ کتاب از آثار رازی می شمارد و ملاحظه میفرمائید که میانه این دو عدد چندان تفاوتی نیست.

اکنون با دیده انصاف بنگرید که اهمیت محمد زکریای رازی تا چه پایه است و او يك تنه چه اندازه کار کرده است

 چنانکه زحمت او در عمر ۶۲ سال که مقداری از آنرا زمان کودکی و اوقات استراحت میگیرد با آنچه اطبای یونان در طی چندین قرن آثار بجای گذاشته اند مساوی و معادلست

 در صورتي كه يك كتاب او که حاوی ۳۰ مجلد است و به طوریکه گفتیم از شدت تفصیل نسخ آن کمیاب است

 پس میتوان گفت که محمد زکریا به اندازه تمام پزشکان یونانی اهمیت دارد و اين يك تن با پزشکان چندین قرن مقابل و برابر است و همین مقام و مرتبه رازی را کافی است که در عمر ۶۲ سال مساوی چندین قرن کار کرده و اثر به جا گزارده است.

اخلاق محمد زکریای رازی از لحاظ پزشکی

محمد زکریای رازی
محمد زکریای رازی

این نکته را یادآوری میکنیم که پزشکی و طبابت در روزگار پیشین وسیله ای بوده است از برای دستگیری و همراهی با نوع انسان و پزشکان عمل خود را نوعی از خدمت به عالم انسانیت میشمرده اند

این فن شریف برای کسب شرف بوده نه تحصیل مال و اندوختن ثروت و هیچکس طب را حرفه و پیشه محسوب نداشته است

همه بدان نظر این علم را می آموختند که باری از دل مردم بردارند و آسایشی به خلق برسانند و باری بر دوش کسی نگذارند و بدین جهت سعی میکردند که بیماران زودتر معالجه شوند و چنانکه انسان از کسان و پیوستگان نزديك و محبوب خود مراقبت میکند به تعهد احوال بیماران می پرداخته اند.

این نکات و دقایق و نظایر اینها در سوگندنامه بقراط و وصایای او مذکور است و محمد زکریای رازی تمام این معانی و دقایق را رعایت میکرد و در حقیقت مقصود او خدمت بود و از هر حیث وظیفه علمی خود را بدون هیچگونه انتظار و توقع بجا می آورد.

چنانکه تمام مورخین نوشته اند محمد زکریای رازی فوق العاده رؤف و مهربان بود و با مهربانی و گشاده روئی از بیماران پذیرائی میکرد و بجای آنکه دستمزد بگیرد غالب تهی دستان را که به او مراجعه میکردند دستگیری مینمود و وسائل معالجه آنانرا فراهم میساخت

راستی این شیوه پسندیده مقام زکریای رازی را از نظر اخلاق طبي بالاتر میبرد و ما چنانکه معتقدیم که او در مقام تحقیق و علم بدرجه عالی رسیده بی هیچ شبهه و تردیدی اخلاق او را در درجه بسیار بلند میشناسیم.

منبع: از کتاب مجموع مقالات استاد بدیع الزمان فروزانفر

3 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...