افلاطون فلسفه است و فلسفه افلاطون

علاقه مندی
ارسال به...
1 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
افلاطون فلسفه است و فلسفه افلاطون
hiword.ir 808بازدید , , 26 آبان 1402 بدون دیدگاه

چنانکه رالف والدو امرسون فیلسوف و نویسنده آمریکایی گفته، افلاطون فلسفه است و فلسفه افلاطون و لذا در ادامه معرفی فیلسوفان مشهور جهان به معرفی این فیلسوف شهیر جهان می پردازیم

اریستو کلس مشهور به افلاطون ( ٣٤٧-٤٢٧ قبل از میلاد) فیلسوف یونانی؛ متولد آنگینا از مستعمره نشین های آتن

افلاطون نیز چون استادش سقراط با به خطر انداختن زندگی خود به تبلیغ فلسفه خویش پرداخت. بعد از محکوم شدن سقراط، افلاطون که بیست و هشت سال داشت از آتن گریخت



افلاطون در تبعید

افلاطون از مرگ نمی هراسید، ولی حامل پیامی برای جهانیان بود که آن را به سمع مردم برساند. احساس میکرد که باید کار ناتمام سقراط را به اتمام رساند. از این رو به دلخواه خویش به تبعید رفت تا برای تکمیل و توسعه فکر اصلی خویش، یعنی جهاد در راه عدالت، فرصت بیشتری داشته باشد

خوشبختانه برای چنین سفری آمادگی کامل داشت. از يک خانواده اشرافی بود پول فراوان، فکری درخشان و تنی نیرومند داشت. به نحوی ممتاز در ارتش خدمت کرده، دوبار قهرمان کشتی شده و جایزه برده بود.

نام اصلی وی اریستو کلس بود. افلاطون نام مستعاری است که یکی از دوستان به خاطر فراخی شانه اش بدو داد، وی را به همین نام میشناسیم

به تبعید رفت در حالی که یاد سقراط ستاره راهنمای او بود.

افلاطون می گفت:

خدا را شكر كه يک يونانی زاده شدم ،آزاد خلق شدم نه بنده، مرد آفریده شدم نه زن؛ و از همه بالاتر در عصر سقراط دیده به جهان گشودم.

دوازده سال در سفر بود. مصر، سیسیل، ایتالیا و شاید هند و فلسطین را سیاحت کرد.

مغز او مانند نمایشگاهی بود که تمام افکار و مسائلی که فلاسفه و سیاستمداران جهان را به خود مشغول داشته، در آن نقش بسته بود.

هیچ چیز از صحنه ذهنش دور نمانده بود. زن و مرد، موازین یگانه و دوگانه اخلاقی، مالکیت عمومی ثروت، آزادی بیان، آزادی عبادت، آزادی در عشق، ازدواج آزمایشی، اصلاح نژاد، جلوگیری از توالد، تساوی زن و مرد، سوسیالیسم، کمونیسم، شور و شوق عبرانیان به عدالت، عشق بودائیان به صلح و تلاش عمومی انسان در راه برادری- اینها تنها مشتی از افکار و اندیشه هایی است که فلسفه او را به وجود آورده است.

وی این اندیشه ها را چون تارهایی به هم بافت و منسوج فلسفه ای را که در مکالمات سی گانه او عرضه شده است، به وجود آورد.

مکالمات افلاطون همه الهامات مشحون از حقیقتی هستند که درقالب زبان و عباراتی شیوا بیان شده اند.

تقریبا تمام آن مسائلی که فکر معاصران افلاطون را به خود مشغول می داشته و هنوز هم ذهن آدمیان را به خود مشغول میدارد دراین مکالمات آمده است.

مثلا در رسالۀ ضیافت عشق، در رسالۀ فایدون ( یا فدون Phaedo) بقای نفس و در رسالۀ تیمائوس Timaeus  الهیات را مورد بحث قرار داده است.

در مکالمات دیگر نیز در باب سیاست، تعلیم و تربیت، اخلاق، هنر، موسیقی، مابعدالطبیعه و روانپزشکی، گفتگو شده است.

در حقیقت چنانکه رالف والدو امرسون Ralph Waldo Emerson فیلسوف و نویسنده آمریکایی گفته است:

افلاطون فلسفه است و فلسفه افلاطون

اما بیشتر اندیشه های افلاطون در شاهکار وی کتاب جمهور، به طور خلاصه آمده است.

امرسن می گوید:

کتابخانه ها را بسوزانید و تنها این یک کتاب را باقی بگذارید؛ زیرا چکیدۀ همۀ آنها در این یک کتاب جمع است

بنابراین با بررسی کتاب جمهور میتوانیم به اصل و لب فلسفۀ افلاطون دست یابیم.

اندیشه اساسی کتاب جمهور افلاطون

جمهور یکی از ده کتاب تأثیرگذار تاریخ نویسنده: افلاطون

اندیشۀ اساسی کتاب جمهور ایجاد یک سلطنت آسمانی برروی زمین است.

باید دانست تصویری از این حکومت آسمانی در کتاب جمهور پرداخته است تنها جنبۀ نظری محض نداشته و افلاطون میخواسته است، اگر بشود ، آن را جامه عمل بپوشاند.

در نزدیکی آتن شهر کشور اسپارت قرار داشت و در آنجا مقداری از اندیشه های مدینه فاضله به مرحله آزمایش گذاشته شد.

نظام حکومت اسپارت آزمایشی بود از مارکسیسم بیست و سه قرن پیش از کارل مارکس

  • مردم اسپارت يک نوع زندگی اشتراکی داشتند.
  • همه در سالن های عمومی غذا میخوردند تا کسی گرسنه نماند.
  • از ثروت و فقر فوق العاده اثری نبود.
  • هر کس به اندازه توانائیش به بیت المال عمومي كمك میکرد و به اندازه احتیاجش از بیت المال عمومی بدو کمک می شد .
  • هیچ کس حق نداشت مالك طلا، نقره یا سنگهای قیمتی باشد
  • سکه را از آهن میزدند، زیرا فلزی سنگین بود که مقدار زیادی از آن را نمیشد بر روی هم انباشت

به این ترتیب میان مردم اسپارت تا حدی تساوی و برابری برقرار بود؛ اما يك تساوی بهیمی و خشن.

یگانه مشغله آنها جنگجویی بود. تنها کودکانی که نیرومندتر بودند حق حیات داشتند و بقیه در همان اوان طفولیت در دریا غرق میشدند

این مطلب را هم ببینید
کتاب صوتی حکایت دولت و فرزانگی اثر مارک فیشر

باقیمانده ها را، به جای مدرسه، در سربازخانه ها تربیت می کردند. به آنان تعلیم میدادند که از سرکرده هایشان اطاعت کنند، و آماده جنگ و ستیز باشند. فرمانروایان، سوای فن جنگ، مشوق هيچيك از شعب دانش چون ادب، علم و هنر نبودند.

به این طریق، شهر کشور اسپارت در پس پرده آهنینی، سلاحی در دست، آماده ایستاده بود تا با شهر – کشور های دیگر به ستیزه برخیزد و همۀ جهان را مستملکه اسپارت سازد .

افلاطون اسپارت را برای ساختن جمهوری مطلوب خود به عنوان نقطه شروع برگزید.

چیزهای خوب آن را حفظ و چیز های بد و نامطلوب آن را یا اصلاح یا حذف نمود، زیرا مدینه فاضله او نه تنها میبایست آن قدر قوی باشد که بتواند در برابر دشمنان از خود دفاع کند، بلکه بایستی به حدی شریف باشد که دشمنانش را دوست گرداند.

جمهوری اساطیری افلاطون

بیائید به جمهوری اساطیری افلاطون سری بزنیم

در جمهوری او چیزی که توجه ما را جلب میکند این است که بچه ها یکدیگر را برادر یا خواهر خطاب می کنند و این تنها براثر عادت نیست ، بلکه در حقیقت آنان برادران و خواهران یکدیگراند زیرا کودکانی که در جمهوری به دنیا می آیند حاصل آمیزش های اشتراکی است.

بهترین مردان با بهترین زنان و مردان بهتر با زنان بهتر و به همین ترتیب، همه با جفتی هم رتبه خود آمیزش میکنند.

افلاطون میگوید:

این همان طریقی است که دامداران برای اصلاح نژاد دام های خود به کار میبرند. ما هم باید بکوشیم تا بهترین انسانها را به وجود آوریم

از این رو در جمهوری افلاطون ازدواج فردی یا خانواده خصوصی وجود ندارد. کودکان متعلق به همه مردم اند. به محض آنکه کودکان متولد میشوند آنها را از والدینشان جدا می کنند و به شیر خوارگاه های عمومی میسپارند.

لذا هیچ پدر و مادری کودك خودرا و هیچ کودکی پدر و مادر خود را نمیشناسد. به این طریق در جمهوری افلاطون واقعاً و نه به صورت نظری، يك برادری همگانی میان افراد وجود دارد

شرح مختصر نظریه مُثُل افلاطون

قبل از شرح نظام تربیتی و نخبه گزینی افلاطون، لازم است با نظریه مُثُل Theory of forms را که بنا بر قول افلاطون نمونه والگوی اشیاء مادی جهان است، آشنا شویم

نظرية مُثُل افلاطونی مسئلۀ بسیار دشواری است. ولی اجازه بدهید آن را به طور ساده در چند کلمه خلاصه کنیم.

غرض و هدف عمده فلسفه افلاطون، چه در کتاب جمهور و چه در مکالمات این است که اندیشه عدالت را به صورت يك حقيقت و واقعیت جهانی جامه عمل بپوشاند.

به عقیده افلاطون جهان مادی نمونه یا عکس ناقصی از مثال اعلی و کامل الهی است.

هر آنچه بر روی زمین است نسخه بدل و عکس مثالی است که در عالم بالا قرار دارد.

مثلا مثال آسمانی انسان يك وجود واقعی است که مانند خورشید بر زمین روشنایی می افکند

ولی موجوداتی که ما به عنوان افراد انسان میشناسیم تصاویر تیره و مبهم آن خورشیداند که در میان آبگیر های متعددی انعکاس یافته اند.

هرگاه یکی از این آبگیرها خشک شود دیگر نور خورشید را منعکس نمی سازد – و از اینجا نتیجه میشود که افراد انسانی می میرند، ولی مثال انسان که درخشانترین و بهترین همه است باقی میماند .

به این طریق آنچه را که ما در جهان مادی به حواس در می یابیم، سایه های گریزان زمان اند اما مثل این جهان که تنها ذهن انسان قادر به تشخیص و مشاهده آنهاست، جواهری ابدی و پا برجا هستند .

این مثل، مانند نت های يك نغمه موسیقی، با هماهنگی کامل در هم می آمیزند و قالبهای متنوع زندگی را به وجود می آورند،

نام این همآهنگی و توافق کمال مطلوب، در خلقیات فرد، در نظریه او نسبت به همنوعانش و در همدردی های انسانی و شهرها و ستارگان، «عدالت» است – یعنی انطباق اجزاء ظاهراً بيربط جهان در يک كل با معنا و معقول .

این است فلسفه ای که افلاطون برای تعلیم به آن عده برگزیده از زن و مرد ، که از آزمایشاتش موفق بیرون آمده اند، تدارک دیده است .

نظام تربیتی و نخبه گزینی افلاطون

اما وظیفه نظام تربیتی این جمهوری که همۀ افرادش با هم برادرند آن است که راه را برای ترقی بهترین افراد بگشاید.

تا سن 20 سالگی همه کودکان از تعلیم و تربیت یکسانی برخوردارند ـ با ورزش جسم را نیرو میبخشند، با موسیقی به اذهانشان همآهنگی میدهند و با دین روحشان را استوار میسازند

در 25 سالگی در نخستین امتحان بزرگ -یا در اولین انتخاب- شرکت میجویند. آنان که توفیق نمی یابند در مرتبه پائین، یعنی در صف بازرگانان، کشاورزان، کارگران کارخانه ها و کاتبان قرار میگیرند، زیرا در جمهوری افلاطون مشاغل ومراتب موروثی یا وابسته به اصل و نسب نیست، بلکه برپایه استعداد و ارزشهای شخصی افراد است

پس از اولین انتخاب، کسانی که موفق شده اند همچنان به تحصیل خود تا سن 30 سالگی ، ادامه میدهند.

آنگاه نوبت دومین انتخاب -یا دومین امتحان- میرسد. آنها که در این آزمایش شکست میخورند به مراتب و مشاغل درجه دوم مثل سرکردگی سپاه برای دفاع از کشور و دستیاران قوه مجریه گمارده میشوند.

مراحل نظام تربیتی در جمهوری افلاطون
مراحل نظام تربیتی در جمهوری افلاطون

آنان که از آزمایش دشوار دوم سرفراز بیرون می آیند عده معدودی بیش نیستند. به اینان مدت پنج سال فلسفه می آموزندو معنای «مُثُل» فرا می دهند.

این مطلب را هم ببینید
نقد رمان وداع با اسلحه اثر ارنست همینگوی

«پنج سال طول می کشد تا آنان به این هماهنگی کمال مطلوب با تمام شاخ و برگهایش، خاصه بدان صورت که در زندگی روزمره مورد استعمال است، وقوف یابند .»

در پایان دوره شاگردان را از ارتفاعات شامخ فلسفه به دخمه پر آشوب و رقابت آمیز زندگی میبرند.

اکنون آنها سی و پنجساله اند. از آنها میخواهند که مدت پانزده سال این فلسفه را به مرحله آزمایش درآورند و با “نفرت، جاه طلبی، رشك و کینه توزی و حرص انسانها برای پیشرفت، در دلهای آنان غوغا میکنند” مبارزه کنند.

آنان که از این آزمایش واپسین سربلند بیرون آیند و برصفای اخلاقی آنها خدشه ای وارد نیاید، خود بخود به فرمانروایی برگزیده میشدند زیرا مدینه فاضله افلاطون را باید مردان و زنانی اداره کنند که نیرومندترین مغزها و مهربانترین قلبها را داشته باشند

این شاهان و شهبانوان فیلسوف که تعلیم و تربیتی چنین دشوار دیده اند، تنها کسانی در جهان هستند که میتوانند ما را در آرامش و با جهان در هماهنگی و صلح نگهدارند.

قوانین دیگری از جمهوری افلاطون

 کتاب جمهور افلاطون: هر کس آزاد است هر کاری که میخواهد انجام دهد  به شرط آنکه مُخل حقوق و آزادی دیگران نباشد
کتاب جمهور افلاطون: هر کس آزاد است

باری، این است آن تعلیم و تربیتی که ما در کتاب جمهور افلاطون میبینیم ولی اکنون اجازه بدهید به چند مطلب دیگر در جمهوری خیالی او توجه کنیم .

  • به هر جا برویم میبینیم مزد به اندازه کافی پرداخت میشود، و انصاف و عدالت رواج دارد.
  • سوداگران به سود اندك قانع اند و کارگران مزد بیش از استحقاق نمی طلبند.
  • با جنایتکاران چون بیماران روحی رفتار میشود . آنان را به بیمارستان میفرستند تا در حین معالجه از بدرفتاری دیگران در امان باشند. مدت توقف آنان در بیمارستان بسته به رأی قاضی نیست، بلکه به قضاوت علمی پزشك مربوط است. جنایتکاران تا وقتی که بهبود یابند در بیمارستان میمانند
  • در جمهوری افلاطون قاضی نیست و قوانین مفصل هم وجود ندارد.

افلاطون معتقد است که:

“هرچه قوانین بیشتری وضع کنید وسوسه های بیشتری برای قانو نشکنان فراهم می کنید”

  • در جمهوری افلاطون به افراد آموخته اند که ناظر و حاکم بر اعمال خود باشند تا به دخالت و نظارت پاسبانان احتیاجی نیفتد و بنابر این هر کس آزاد است که به هر کاری که میخواهد اقدام کند مشروط بر آنکه مخل حقوق و آزادی دیگران نباشد.
  • افلاطون اعلام میدارد که معنای واقعی عدالت این است سازش و همکاری دوستانه برای علائق مشترك نه جنگ و ستیز برای مقاصد ناهمآهنگ .

چنین بود خواب خوش افلاطون – کشوری مملو از عدالت، زیبایی، حکمت برادری و حسن نیت.

وی برای تبلیغ و تعلیم این فلسفه در یکی از باغهای حومه شهر مدرسه ای ایجاد کرد و آن را «آکادمی» نامید، ولی افلاطون ناآرامتر از آن بود که بتواند معلم ساکتی باقی بماند؛

افلاطون و ساختن فیلسوف شاه در سیسیل

او میخواست برای ساختن چنین مدینه فاضله ای عملا قدم به میدان گذارد. از این رو از پناهگاه آکادمی خود بیرون آمد تا کار خطیر و بیسابقه ای را شروع کند.

لذا پیشنهاد “دیونوسیوس” ، شاه سیراکوز واقع در جنوب سیسیل را برای ساختن جمهوری صلح خویش در جنگل دنیای پر ستیز پذیرفت.

به سیراکوز رفت اما دیونوسیوس با شاه فیلسوفی که در کتاب جمهور بود، تفاوت بسیار داشت.

ویژگی شاه فیلسوف جمهور افلاطون

شاه فیلسوفِ جمهورِ افلاطون میبایست از همۀ ما يملک خويش، جز آنچه ضروری است، در گذرد.

می بایست مستمریی بیشتر از احتیاجات معين خويش دریافت ندارد؛ سنگهای قیمتی و فلزات گرانبها ذخیره نکند ؛ و به آن اندازه از آشامیدنی و خوردنی که برای سلامت جسم و مغزش لازم است اکتفا کند.

اما چگونه ممکن بود پادشاهی که از فلسفه اطلاعی ندارد به چنین مقام شامخی در حکمرانی برسد ؟ اما به هر قیمت، افلاطون بر آن بود که از این موقعیت استفاده کند و حتی ، اگر به بهای جان شده است از پادشاه يك فيلسوف بسازد ولی کوشش او به نتیجه نرسید .

دیونوسیوس سختگیری های افلاطون را به مذاق شاهانه خویش مطلوب نیافت افلاطون را دستگیر کرد و چون برده ای به فروش رسانید.

مردی که افلاطون را خرید خوشبختانه، کمتر از دیونوسیوس بیدادگر بود. فیلسوف ما را مدتى لله و معلم سرخانه کودکانش کرد. با او به ملاطفت رفتار کرد، اما وی را به چشم کسی مینگریست که خداوند برای کارهای پست آفریده است

سرانجام به پایمردی دوستی افلاطون آزاد شد و توانست روزهای آخر عمر را با خاطرات آرام يك زندگی پر تلاطم به سر آورد.

افلاطون به آکادمی بازگشت و کار تدریس را از سر گرفت و شاگردانش را به دورترین نقاط زمین گسیل داشت و آنان که از حکمت و دانایی او الهام گرفته بودند، حقیقتی را که اینک در کنه هر مصلح بزرگ اجتماعی و سیاسی نهفته است تبلیغ کردند:

جمهور افلاطون

چون فیلسوفان زمام حکومت به دست گیرند یا زمامداران روح فلاسفه داشته باشند، تنها در آن هنگام نسل بشر از مصائب و بدبختیها نجات مییابد وروشنایی روز را مشاهده می کند.

زندگینامه صوتی افلاطون

1 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...