قالب های کهن شعر فارسی

علاقه مندی
ارسال به...
1 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
قالب های کهن شعر فارسی
hiword.ir 169بازدید , , 20 آبان 1402 بدون دیدگاه مشاهده محصول

قالب های کهن شعر فارسی| بر اساس مستندات ارائه شده زبانشناسان، در طول تاریخ ادبی ایران زمین، مردم و ادیبان این سرزمین از صنایع شعری در قالب های کهن شعر فارسی بهره برده اند

همانگونه که پیشتر در نوشته “قالب های شعر فارسی از نظر مفاهیم” گفته شد هنر شعر متکی بر تکنیک های شعری و جنبه های معنوی کلام است که به مجموعه آن، قالب های شعری گفته می شود

در این نوشته قالب های کهن شعر فارسی با ذکر نمونه ای از هر یک، تقدیم دوستداران ادب فارسی میگردد

قالب های کهن شعر فارسی

مصراع ،بیت، تک بیت

بیت در لغت به معنی خانه و جمع آن ابیات است و در اصطلاح دو مصراع از شعر است که در پیوند معنوی با هم قرار داشته و متحد الوزن باشند

مصراع

اکثر ادیبان بیت را کوچکترین جز شعر و حداقل سخن موزون را یک مصراع یا مصرع میدانند

بنابراین مصراع یا مصرع نیمه یک بیت است و در لغت به معنی لنگه ای از دَر ست

  • آب می داند که آبادی کجاست
  • آدمی را عقل میباید نه زر
  • آواز سگان کم نکند رزق گدا را
  • یاد ما را سوی کوی یار پیشین می برد

بيت مصرع

چون قافیه، در هر دو مصراع یک بیت رعایت شده باشد، آن بیت را مصرع و این عمل را تصریح میگویند چنان که در این ابیات

بنی آدم اعضای یکدیگرند 
 که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار 
 دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی 
 نشاید که نامت نهند آدمی

بيت الغزل

بيت الغزل، بیت انتخابی و بهتر کنایه از بیت منتخب و برگزیده است. شاه بیت – بیتی که در غزل از دیگر ابیات برتر و بهتر باشد

شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
  آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

تک بیت یا مفرده

مفردات عبارت است از بیتی مستقل و واحد که دارای معنی فرد، مفرده، که جمع مستقل و بی نیاز از ابیات قبل و بعد است.

تک بیت از قالب های کهن شعر فارسی
تک بیت از قالب های کهن شعر فارسی
دلم چو رنگ زلیخا شکسته در خلوت
 غمم چو تهمت یوسف دویده در بازار

(عرفی)

شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم 
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

(شکیبی)

هر که امشب می نمینوشد به ما منسوب نیست 
پارسا در مجلس مستان نشستن خوب نیست

(قدسی)


مثنوی از قالب های کهن شعر فارسی

مثنوی عبارت است از اشعاری که در وزن یکی باشند اما هر بیت آن عده ابیات و وزن مثنوی محدود نیست و بدین سبب این نوع شعر را اکثر برای ساختن تواریخ و قصص و افسانه های طولانی به کار میبرند که نظم آن در قصیده و بر قافیتی معین متعذر باشد.

از مثنوی سرایان بزرگ ایران میتوان شاعران بزرگی مانند فردوسی، اسدی توسی، سنایی، فخر الدین اسعد گرگانی، مولوی ، سعدی، وحشی بافقی و وصال شیرازی را نام برد

نمونه هایی کوتاه از مثنوی | فردوسی

مثنوی از قالب های کهن شعر فارسی
مثنوی از قالب های کهن شعر فارسی
الا ای برآورده چرخ بلند 
 چه داریی به پیری مرا مستمند
چو بودم جوان در برم داشتی
 به پیری چرا خوار بگذاشتی
همی زرد گردد گل کامگار
 همی پرنیان گردد از رنج خار
دو تا گشت آن سرو نازان به باغ
 همان تیره گشت آن گرامی چراغ
پر از برف شد کوهسار سیاه 
 همی لشکر از شاه بیند گناه
به کردار مادر بدی تاکنون 
همی ریخت باید ز رنج تو خون
وفا و خرد نیست نزدیک تو
 پر از رنجم از رای تاریک تو

رباعی از قالب های کهن شعر فارسی

رباعی یا چهارگانی که گاهی دوبیتی و ترانه هم خوانده شده است، عبارت از دو بیت است که قافیه مصراع اول و دوم و چهارم در آن رعایت شده و بر وزن مفعول مفاعلن مفاعیلن فاع ٫ فع و الاحول ولاقوه الا بالله باشد

رعایت قافیه در مصراع سوم اختیاری است.

قالب رباعی را مخصوص ایرانیان و از مخترعات آنان دانسته و به وجود آوردن آنرا به رودکی نسبت می دهند

شاعران و بزرگانی چون رودکی، شهید بلخی ، طاهر بن فضل، ابو نصر فارابی و خیام ، رباعی های زیبا و بسیار پخته و عمیق سروده اند

تحول عمده در رباعی سازی ایرانی تکامل و اوج آن و ورود اندیشه های عمیق فلسفی در آن با ظهور خیام نیشابوری اتفاق می افتد.

خیام که مردی حکیم و ریاضیدان و فیلسوف است رباعی را به چنان کمالی میرساند که پس از وی هیچ کس چیزی را بر آن نمی افزاید

رباعیات زبان فارسی علاوه بر اندیشه های فلسفی مضامین، عرفانی عاشقانه، پند و اندرز را نیز در خود جای داده اند

رباعی از قالب های کهن شعر فارسی
رباعی از قالب های کهن شعر فارسی
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من 
 و این حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو 
 چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

وقت سحر است خیز ای مایه ناز 
 نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که به جایند نپایند بسی 
 و آنها که شدند، کس نمی آید باز

دوبیتی از قالب های کهن شعر فارسی

دوبیتی (فهلویات) عبارت است از چهار مصراع که دارای یک معنی مستقل باشد و در بحر هزج محذوف یا مقصور مفاعیلن مفاعیلن فعولن مفاعیل) سروده شود

سابقه دوبیتی و سرودن آن بسیار طولانی است و در کتابهای ادب معمولاً فهلویات نامیده شده است

دوبیتی از باباطاهر

اگر دل دلبـره دلبر کدومه 
 وگر دلبر دله، دل را چه نومه
دل و دلیر به به هم آمیته وینم 
 ندونم دل کـه و دلبر کدومه

دوبیتی های از فایز دشتستانی

اگر دوران دهد بر بادم ای دوست 
وگر هجران کند بنیادم ای دوست
مکن باور که فایز چشم و زلفش 
 رود از خاطر و از یادم ای دوست

آیینه سیال از رشید یاسمی

چه خوش باشد به روی آب دیدن 
 براو رقصیدن مهتاب دیدن
به بیداری چنان خاطر فریبد 
که شام وصل یاران خواب دیدن

چار پاره

چهار پاره، ترانه چهار مصراعی و رباعی های پیوسته

این مطلب را هم ببینید
ابوالقاسم فردوسی و محمود غزنوی

چارپاره اگرچه از چند دوبیتی تشکیل شده، ولی از حیث مضمون و مطلب به هم پیوسته و مربوط است و در وزنهای مختلف سروده می شود.

بعد از شهریور ۱۳۲۰ چند شاعر برجسته نمونه هایی از چهارپاره را عرضه کردند که ملک الشعرای بهار، دکتر پرویز ناتل خانلری، مجدالدین میرفخرایی (گلچین گیلانی) ، فریدون توللی و اسلامی ندوشن و نادر نادرپور از همه نام آورتر بودند.


قطعه از قالب های کهن شعر فارسی

قطعه از قالب های کهن شعر فارسی
قطعه از قالب های کهن شعر فارسی

قطعه نوعی شعر است که دارای ابیات متحدالوزن و متحد القافیه باشد بدون آن که مطلع آن مصرع باشد. قطعه دارای وزن مخصوصی نیست و در تمام وزنهای شعری حتی وزن رباعی سروده شده است ، ابیات آن از دو به بالاست و ممکن است به شصت بیت هم برسد

از شاعران قطعه سرا در شعر فارسی میتوان از خاقانی، انوری، پروین اعتصامی و ایرج میرزا، نام برد

این جوانی مرا نگر که چه گفت
گفت ای پیرِ من چه فرمایی؟
گفتم ای دوست ساعتی بنشین
گفت من رفتم و تو زود آیی
به شراب و کباب و رنگِ خضاب
باز ناید گذشته برنایی

ابوالقاسم‌احمدبن‌حسن‌میمندی (وزیر سلطان محمود غزنوی)


مستزاد قالب های کهن شعر فارسی

عبارت از گونه ای از شعر است که در آخر هر مصراعی از رباعی یا غزل و قطعه و امثال آن جمله ای کوتاه و مسجع بیفزایند که در معنی با آن مصراع مربوط باشد و به نوعی معنی آن را کاملتر سازد، اما از وزن اصلی شعر خارج و زائد باشد و به نوعی معنی آن را کاملتر سازد؛ و به همین جهت آن را مستزاد نامیده اند

غزلی مستزاد از عطار

نقد قدم از مخزن اسرار برآمد 
 چون گنج عیان شد
خود بود که خود بر سر بازار برآمد 
 بر خود نگران شد
در کسوت ابریشم و پشم آمد و پنبه 
تا خلق بپوشند
خود بر صف جبه و دستار برآمد 
 لبس همه سان شد
در موسم نیسان ز سما شد سوی دریا 
 در کسوت قطره
در بحر به شکل در شهوار برآمد 
در گوش نهان شد
در شکل بتان خواست که خود را بپرستد
 خود را بپرستد
خود گشت بت و خود به پرستار برآمد
خود عین بتان شد
از بهر خود ایوان و سرا خواست که سازد 
قصری ز بشر ساخت
در صورت سقف و در و دیوار برآمد
 خود خانه و مان شد
خود بر تن خود نیش جفا زد ز سر قهر 
خود مرهم خود گشت
خود بر صفت مردم بیمار برآمد 
 خود فاتحه خوان شد
اشعار مپندار اگر چشم سرت هست
 رازی است نهفته
آنچه به زبان از دل عطار برآمد
 این بود که آن شد

قصیده از قالب های کهن شعر فارسی

قصیده به نوعی از شعر اطلاق میشود که بر یک وزن و قافیه با مطلع مصرع و مربوط به یکدیگر و درباره موضوع و مقصودی معین از قبیل مدح پادشاه و تهنیت جشنها و فتحنامه یا جنگ یا شکر و شکایت و فخر و حماسه مرثیه و تعزیت و مسائل اخلاقی و اجتماعی و عرفانی و دینی سروده شده باشد.

بدین معنی قصیده شعری است که کلیه ابیات آن در وزن و قافیه و ردیف از بیت مصرع نخستین پیروی کنند.

قصیده را بطور متوسط بین سی تا پنجاه بیت است

اجزای قصیده

هر قصیده از اجزایی تشکیل می شود که عبارتند از مطلع، تغزل، نسیب و تشبیب، تخلص یا گریز، مدح، دعا و شريطه.

الف: مطلع

بیت اول قصیده است که در دو مصراع آن حروف قافیه و ردیف با هم توافق دارند

ب:نسيب تغزل – تشبيب

در اغلب قصایدِ مدیحه پیش از آن که شاعر وارد مقصود اصلی و مدحِ ممدوح یا طرح مسائل مورد علاقه خود شود، مقدمه ای ایراد می دارد که معمولاً حدود پنج تا پانزده بیت از قصیده را در بر میگیرد.

اگر این مقدمه درباره موضوعات عاشقانه و وصف میگساری و لهو و لعب و سماع باشد، آن را نسیب یا تغزل میگویند

و اگر درباره موضوعات دیگری چون وصف باغ و بوستانها، شکایت و مفاخره و لغز و امثال آنها باشد ، آن را تشبیب میگویند.

قصیده فرخی سیستانی در مدح سلطان محمدبن سلطان محمود بن ناصر الدین سبکتگین

  • تغزل
عشق خوشست ار مساعدت بود از یار 
 یار مساعد نه اندکست و نه بسیار
هست ، ولیکن کجا یکیست، زده جا 
 ده دل بینی بدو نهاده بزنهار
شکر خداوند را که لاله رخ من 
 چون دگران نیست نامساعد ومکار
  • تغزل
چرب زبانست و خوب خوی و وفا جوی 
سخت بدیعست و خوبروی و وفادار
باده دهد ، چون مرا بباده بود میل 
 بوسه دهد، چون مرا ببوسه فتد کار
گاه کند خانه را به زلف چو تبت 
 گاه کند خیمه را به روی چو فرخار
لاله فروشد مرا و مشک فرو شد 
 لاله فروشست دلبر من و عطار
مشک فروشد مرا زنافه دو زلف 
لاله فروشد مرا زباغ دو رخسار
  • بیت گریز
باغ دو رخسار او خوشست ولیکن 
 خوشتر از آن باغ، خوی شاه جهاندار
  • مدح
قطب معالی ملک محمد محمود 
 ناصر دین و معین ملت مختار
آنکه ز دعوی فزون نماید معنی 
وانکه ز گفتار بیش دارد کردار
جود وسخا را ازو فزون شده قسمت 
 علم وادب را بدو فروخته بازار
اهل ادب را بزرگ دارد و نشگفت 
 این ز بزرگیش، بس بزرگ مپندار
قدر گهر جز گهر شناس نداند
 اهل ادب را ادیب داند مقدار
  • شریطه و دعا
برگ گل نار باد و برگ گل زرد 
 قسم تو و قسم دشمنان تو از خار
تا که چو غمگین بگرید و بخروشد 
 ابر به اردیبهشت و رعد به آزار
دشمن تو رعدوار باد همیشه 
 جفت خروشیدن و گریستن زار
تا به در خانه تو برگه نوبت 
 سیمین شندف زنند و زرین مزمار
عیدت فرخنده باد و روزت مسعود 
 وز همه بدها ترا خدای نگهدار

مسمط از قالب های کهن شعر فارسی

مسمط از قالب های کهن شعر فارسی
مسمط از قالب های کهن شعر فارسی

مسمط نوعی از قصیده یا اشعاری است هم وزن مرکب از بخش های کوچک که همه در وزن و عدد مصراع ها یکی و در قوافی مختلف باشند.

به این ترتیب مثلاً در ابتدا پنج مصراع بر یک وزن و قافیه بگویند و در آخر یک مصراع بیاورند که در وزن با مصراع های قبلی یکی و در قافیه مختلف باشند

دو بند از مسمط ترجيع مسدّس وحشی

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید 
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سروسامانی من گوش کنید 
 گفتگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این قصه جانسوز نگفتن تا کی 
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی
روزگاری من و دل ساکن کوئی بودیم
 ساکن کوی بت عربده جوئی بودیم
دین و دل باخته دیوانه روئی بودیم
 بسته سلسله سلسلة مویی بودیم

مسمط مخمس (پنج تایی) از فرصت شیرازی

دوباره باد بهار به باغ شد پی سپار 
 به باغ شد پی سپار، نسيمی از هر کنار
نسيمی از هر کنار شد آشکارا چو پار
شد آشکارا چوپار نوايي از مرغ زار 
 نوايی از مرغ زار برآمد از مرغزار.

غزل از قالب های کهن شعر فارسی

یکی از مهمترین انواع شعر غنایی، غزل است

در اصطلاح ادیبان، غزل چند بیت شعر است که بر یک وزن و قافیه، با مطلع مصرع سروده شده باشد و حد معمول ابیات آن از پنج تا دوازده بیت است اگر چه گاهی شاعرانی حتی غزل را تا نوزده بیت و بیشتر نیز گفته اند اما به کمتر از پنج بیت معمولاً نام غزل داده نمی شود.

این مطلب را هم ببینید
کتاب صوتی جا ماندیم نوشته بهناز علی‌پور گسکری

غزل در لغت “سخن گفتن با زنان و عشق ورزی با ایشان حکایت از جوانی و حدیث صحبت و عشق است» همچنین به سخنی که در وصف زنان و عشق ایشان گفته شود ، اطلاق میگردد

غزل نام قالب است یا مفهوم آن؟

آنچه باعث اطلاق نام غزل بر قالبی معین از شعر میشود در درجه اول موضوع شعر است نه قالب ظاهری آن چه اگر شعری از لحاظ فنی به صورت غزل و از لحاظ معنی در موضوعی غیر از عشق و احساسات باشد در حقیقت غزل نیست و اگر شعری به شرح تمایلات عاشقانه بپردازد ولی غیر از صورت معمول غزل باشد در واقع غزل است.

انواع غزل

1- غزل حسّى

این نوع اگرچه در دوره جاهلی و صدر اسلام نیز رواج داشت اما در دوره عباسی پرده دری و سنت شکنی کرد و به سوی کامجویی و لذت طلبی و شهوت پرستی حرکت کرد و غزل حسی به تعالیم دینی و آداب و رسوم اجتماعی پشت پازد و به هرزگی و بی حیایی و پرده دری روی آورد.

2- غزل عفيف

غزلی که شاعران در آن از طرح تعبیرات بی پرده و الفاظ زشت و صریح و شرم آور دوری می گزیدند و عشق راستین پاک را می ستودند و عباس بن احنف از این دسته از شاعران است.

3- غزل مذكّر

این غزل را «شاد» هم مینامند و مضمون آن پیرامون پسران نوحظ و غلامان امرد و ویژگی ها و شمائل آنان بود و پدید آمدن این نوع شعر زاده فسادهای موجود در دوران عباسی بود.

4- غلامیات

5- غزل تقليدی

مقطع غزل

آخرین بیت غزل را مقطع گویند که معمولاً شاعر در آن تخلص یا نام اختصاصی ادبی خود را ذکر میکند

موضوعات غزل

مجموعه افکار غنایی عاشقانه مجرای و حقیقی معانی ،عرفانی، فلسفی، اجتماعی و ،اخلاقی، عبرت ،ایثار فداکاری ،خداجویی حق طلبی در غزل آمده است.

محرک شاعر در غزل، احساسات و عواطف اوست همانگونه که غزلیات حافظ و سعدی و وحشی سرشار از عواطف است.

دیدگاههای مختلف در تعریف غزل

به طور کلی غزل را از سه دیدگاه میتوان بررسی کرد

  • الف: غزل به مفهوم اشعار ملحون که همراه با موسیقی خوانده میشده و در ابیات فارسی شواهد بسیاری بر اطلاق نام غزل بر اینگونه اشعار دیده می شود
  • ب-غزل به مفهوم نسیب و تشبیب و تغزل در آغاز قصاید فارسی که شامل بیشتر مفاهیم و تعاریف و مشخصات غزل است
  • ج-غزل با جلوه های عرفانی: شاعر در غزل های خود به عشق الهی و شوق و شور معنوی می پردازد

مولوی گاهی در غزل ابتکاراتی دارد مانند غزل زیر که ترتیب غزل به صورت یک مربع است با قافیه در سه مصراع و ترجیع مصراع چهارم

اول نظر ار چه سرسری بود

سرمایه و اصل دلبری بود

گر عشق وبال و کافری بود

آخر نه به روی آن پری بود

آن جام شراب ارغوانی

وان آب حیات زندگانی

وان دیده بخت جاودانی

آخر نه به روی آن پری بود

جمعیت جان‌های خرم

در سایه آن دو زلف درهم

در مجلس و بزم شاه اعظم

آخر نه به روی آن پری بود

از رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ

زان سوی جهان هزار فرسنگ

آن دم که بماند جان ما دنگ

آخر نه به روی آن پری بود

در عشق پدید شد سپاهی

در سایه چتر پادشاهی

افتاده دلم میان راهی

آخر نه به روی آن پری بود

نمونه غزلی دو مطلعی از سعدی

دیده از دیار خوبان بر گرفتن مشکل است
هر که ما را این نصیحت میکند بیحاصل است
یار زیبا گر هزاران وحشت از ما در دل است
بامدادان روی او ،دیدن صباح مقبل است….

ترکیب بند – ترجیع بند

مجموعه اشعاری است که در یک وزن ولی در قوافی مختلف سروده شده باشد و ساختمان آن به این شرح است که چند بیت بر یک وزن و قافیه بگویند و در پایان آن یک بیت مقفی بیاورند که با ابیات پیش در وزن متحد ولی در قافیه مختلف باشد و همچنان این عمل را چند بار تکرار کنند، بطوری که در فواصل همه بخشها، بیتی منفرد آمده باشد.

پس هرگاه یک بیت را در فواصل عیناً تکرار کرده باشند آن نوع شعر را ترجیع با ترجیع بند و بیت فاصله را بند ترجیح یا بندگردان گویند

مربع ترکیب از سعدی

آن ماه دو هفته در نقاب است 
 یا حوری دست در خضاب است

…..

وان وسمه بر ابروان دلبند
 یا قوس قزح بر آفتاب است
سیلاب ز سر گذشت یارا 
 ز اندازه به در مبر جفا را

…..

بازآی که از غم تو ما را 
 چشمی و هزار چشمه آب است
تندی و جفا و زشتخویی
  هرچند که می‌کنی نکویی

…..


تضمین از قالب های کهن شعر فارسی

عبارت است از آن که شاعر در ضمن اشعار خود یک مصراع یا یک یا دو بیت را بر سبیل تمثل و عاریت از شعرای دیگر بیاورد و نام آن شاعر را نیز ذکر کند، به نحوی که بوی سرقت و انتحال ندهد چنان که محمد عبده گوید:

به یاد جوانی کنون مویه دارم
 بر این بیت بوطاهر خسروانی
«جوانی به بیهودگی یاد دارم
 دریغا جوانی، دریغا جوانی»

بحر طویل از قالب های کهن شعر فارسی

بحر طویل نوعی قالب شعر فارسی است که مصراعهای آن بسیار طولانی تر از مصرعهای متداول شعر است.

بحر طویل فارسی نوعی استثناء وزنی است بدین معنی که در بحر طویل تعداد پایه ها یا ارکان عروضی در هر مصراع از حد معمول بیشتر است.


تصنیف – حراره

نوعی شعر لحنی که دارای وزن عروضی و ایقاعی هر دو باشد یعنی بر حسب ظاهر با سایر اشعار معمولی تفاوتی نداشته اما از جهت انتخاب وزن و تركيب الفاظ دارای این صفت و خاصیت باشد که با الحان و مقامات موسیقی و نغمات زیر و بم و ساز و آواز جفت و دمساز گردد،

تصنیف ها بر خلاف اشعار ادبی زاییده طبع هنرمندان و استادان بزرگ نیستند و برای طبقات مشخصی سروده نمیشوند

سرایندگان آنها غالباً شناخته نیستند و چون تخلص و نام و نشانی از خود باقی نمیگذارند هویت آنان الی الابد مجهول میماند

تصنیفها از زبان اکثریت مردم و برای خود مردم سخن میگویند و در آنها احساس بر فکر غلبه دارد.

تصنيف افشاری شیدا

دوش دوش دوش؛

که آن مه لقا، خوش ادا، با صفا، با وفا…

از درم آمد و بنشست…

بُرد دين و دلم از دست!

آتش اندر دلم بر زد، خدا بر زد، حبیب برزد

سوخت همه خرمنم یکسره، جان و تنم

کشته عشقت منم، ای صنم

بد مکن بیش از این، ظلم بیحد مکن

ای نگار من گلعذار من

خلاصه تصویری قالب های کهن شعر فارسی

خلاصه تصویری قالب های کهن شعر فارسی
خلاصه تصویری قالب های کهن شعر فارسی
1 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

دیدگاه کاربران در مورد

بهترین نویسندگان زن ایران

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...

بهترین شاعران ایران: خداوندگاران شعر و ادب فارسی

معرفی کتاب ویژه سردبیر

بهترین شاعران ایران: خداوندگاران شعر و ادب فارسی

بهترین شاعران ایران؛ خداوندگاران شعر و ادب فارسی: هر کشوری در جهان به داشتن هنری مشهور است و ایران زمین در هنر شعر و شاعری سرآمد جهانیان است بنابراین این نوشته را به معرفی بهترین شاعران ایران یا خداوندگاران شعر و ادب پارسی اختصاص داده ایم همانگونه که گفته شد هر کشوری به هنری مشهور است، و هنر ایرانیان با داشتن بیشترین آثار ادبی منظوم و با وجود شعرای بزرگی چون رودکی، فردوسی، ناصر خسرو، نظامی، خیام، سعدی، مولوی، حافظ، جامی، صائب، سنایی، عطار، پروین اعتصامی، شهریار، …