خیام نیشابوری خالق اثر ماندگار رباعیات خیام

زندگی و آثار خيام نيشابوری

علاقه مندی
ارسال به...
4 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
زندگی و آثار خيام نيشابوری

زندگی و آثار خيام نيشابوری ریاضیدان، منجم، شاعر و فیلسوف بلندمتربه ایرانی و از فیلسوفان مشهور جهان

ترانه ها و اشعار خیام نیشابوری هیچ وقت تازگی و لطافت خود را از دست نخواهد داد. چون این ترانه های در ظاهر کوچک ولی پر مغز تمام مسائل مهم و تاریک فلسفی را در دوران های مختلف؛ انسان را سرگردان کرده و او را به وادی سرگردانی کشانده و افکاری را که جبراً به او تحمیل شده و اسراری را که برایش لاینحل باقی مانده مطرح می کند.

خیام ترجمان شکنجه های روحی و فریاد او انعکاس دردها و اضطراب ها، ترسها، امیدها و یاس های میلیون ها نفر از نسل بشر است. خیام ترانه های ناب فلسفی را با زیبایی تمام به زبان آورده و بدرستی که لقب هایی که به او نسبت داده اند در خور شان والایی چون اوست. از جمله القاب وی حجه الحق می باشد.

زندگی خیام نیشابوری

زندگی و آثار خيام نيشابوری
زندگی و آثار خيام نيشابوری

حكیم ابوالفتح خیام نیشابوری از حكما و ریاضی دانان و شاعران بزرگ ایران در اواخر قرن 5 و اوایل قرن 6 است. نامش عمر و كنیه اش ابوالفتح و لقبش غیاث الدین و نام پدرش ابراهیم بوده است شهرت او به خیام به درستی معلوم نیست

ظاهراً پدرش این عنوان را داشته و شاید چادر دوز بوده است. از تاریخ تولدش اطلاع چندانی در دست نیست و سال وفاتش نیز بدرستی معلوم نمی باشد. آنچه می دانیم این است كه از سال 520 هجری دور نبوده است.

زندگی خیام مانند دیگر بزرگان مجهول است. اما بزرگی او همه جا نمایان است چنانكه در سال 467 در سلطنت جلال الدین ملكشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملك چون خواستند تقریب تقویم یعنی محاسبه سال و ماه را موافق قواعد نجومی به درستی معین كنند.

هیئتی از دانشمندان اهل فن هیئت و نجوم را برای این مقصود برگزیدند. و مأمور ساختند تا محاسبه را ترتیب دادند و آن درست ترین محاسبه سال شماری و معروف به تقویم جلالی است و خیام یكی از آن دانشمندان بوده و گویا بر همه مقدم بوده است

از جمله مطالبی كه در مورد خیام  گفته شده این است كه : خیام و حسن صباح و خواجه نظام الملك از دوران كودكی و همدرسی نزدیك استاد برخوردار شدند.

اگر چه این هر سه بزرگ معاصر یكدیگر بوده اند لیكن هم شاگردی آنان بعید به نظر می رسد زیرا وفات خیام در حدود سالهای 509 یا 517 یا سنین دیگر است.

وفات حسن صباح در سال 518 اتفاق افتاده و اگر اين دو در كودكي با نظام الملك در نزديك استاد درس می خواندند می بايست با خواجه هم سال باشند و چون خواجه به سال 408 تولد يافته پس ناگزير سن دو همدرس او هنگام وفات می بايست به يكصد و دو رسيده باشد و چنين امری غريب الاتفاقی در شرح حال اين دو بزرگ به نظر نرسيده است .

در احوال خيام نيشابوری گفته اند

در تصنیف و تعلیم بخل داشت و تند خو بود. تندخویی او را می توان تصدیق كرد چون از سخنش پیداست كه بسیار حساس بوده و بنابراین از ناملایمات زود به شدت متألم می شده تندخویی می كرده است. خیام نزد همه دانشمندان همچنین بزرگان و سلاطین منزلتی عظیم داشته است و در حكمت او را تالی ابو علی سینا می خوانند.

در ریاضیات وی را سر آمد فضلا می شمردند. در احكام نجوم هم قول او را مسلم می داشتند. اگر چه ظاهراً او خود چندان اعتقادی به درستی آن احكام نداشت ، خیام در فن و جبر و مقابله معلومات تازه بدست آورده بود.

كتابی در این باب نوشته كه معروف است رسالت دیگر هم در موضوعات علمی دیگر دارد كه همه بسیار كوچك و مختصر است و روی هم رفته می توان تصدیق كرد كه خیام پرگویی را دوست نداشته است.

دیدگاه های مختلف نسبت به خیام

زندگی و آثار خيام نيشابوری

افسوس و صد افسوس كه خیام را آنگونه كه باید نشناختند چرا كه خیام اگر چه در درجه  اول از عالمان و فاضلان بوده است ولی عامه مردم او را به سبب رباعیاتش می شناسند و جای بسی تأسف است كه هر چند خیام این رباعیات نامی را ساخته، مردم ما از عارف و عامی قدر او را ندانسته و تصوراتی متعصبانه و وهم آلود و خشك درباره او كرده اند كه می توان گفت «مظلوم واقع شده است.»

  • عابدان و خشک مقدسان، اشعار او را كفر آميز دانسته و عامه مردم او را شرابخوار پنداشته اند و به اشعار او فقط از نظر تحريض و ترغيب به ميخوارگی نگريسته اند.
  • جماعتی او را بی اعتقاد به مبدأ و معاد معرفی كرده اند، كسانيكه رباعيات خيام را دليل بر كفر و زندقه او دانسته اند، غافل بوده اند كه اين جستجوی حقيقت با دين و ايمان منافي نيست و چه مانعی دارد كه كسی بر حسب ايمان قلبی يا دلايل فلسفی به وجود پروردگار يقين داشته باشد و همه تكاليف شرعی خود را بجا نياورد و بگويد من از كار روزگار سر در نياوردم يعني حكمت كار خدا را نيافتم. بلكه اگر گويد عجب است: زيرا كه فهم بشر از دريافت حكمت كار خدا عاجز است و اگر عاجز نبود، بشر نبود

اگر اين اقرار به جهل و اظهار حيوانی كفر است، پس چرا پيغمبر (ص) فرمود: « ما عرضناك حق معرفتك » يعنی حق اين است كه آنكه اين پرسشها را مي كند، ديندار است زيرا معلوم می شود به حقيقتی قائل است كه آن را در نيافته و می جويد تا آن را بيابد اما آنكه به هيچ حقيقتی قائل نيست مي داند. فكرش آسوده است و چيزی ندارد كه بجويد.

پس كسانی كه خيام را از جهت اظهار در كار جهان سرزنش می كنند ، ملتفت نيستند كه خود نيز چيزی در نيافته اند و در جهل مركب به سر مي برند .

چرا كه در نيافته اند و معنی حرف آنها اين است كه حقيقت منم سر اطاعت فرو بياور و فضولی مكن و عقلی را كه خدا به تو داده تا حقيقت را بجويی كنار بگذار و اين در شرح حكمت و معرفت كفر است و اگر اعتراض اين است كه چرا به اين شيوه سخن مي گويی، فراموش كرده است كه اين شعر است و لحن سخن شعر غير از لحن تعليم دين و فلسفه است.

  • عده اي ديگر خيام را صوفی دانسته اند و به رباعياتش معني تصوفي داده اند. ممكن است خيام اصول تصوف را پسنديده و تصديق داشته باشد و گاهي اوقات هم افكارش با عقايد صوفيان سازگار می شود و به اين دليل است كه اصول تصوف با هر حقيقتي سازگار است و دليلی بر صوفي بودن آن نيست و بر خلاف نظر آنها اكثر رباعياتش صوفيانه  نيست .
  • عده اي ديگر گفته اند: خیام مذهب تناسخ داشته، اما مأخذ اين ادعا معلوم نيست و به علاوه اگر خيام تناسخي بوده ، چرا مكرر در رباعيات خود  اظهار تأسف می كند كه می رويم و بر نمی گرديم و چرا اين اندازه از مرگ متأثر است.
این مطلب را هم ببینید
سنایی غزنوی

خصايص كلام خيام نيشابوری

نخست اينكه رباعیات و کلام خیام در نهايت فصاحت و بلاغت است.

در سلامت و روانی مانند آب است ساده و دور از تصنع و تكلف است و از ريا و تظاهر فرسنگها دور است.

صنعت شاعری به خرج نمی دهد، تخیلات شاعرانه نمی جوید. همه متوجه معنایی است كه منظور نظر اوست.

در رباعیات او آنچه بصورت خیالات شاعری می نماید، در واقع تنبه و تذكر به نكات و دقایق است. سبزه می بیند و خود را متنبه می شود كه این سبزه از خاك رسته و آنچه امروز خاك است، دیروز تن و اندام مردمان بوده است.

به كاخ و ایوان می نگرد و به یاد می آورد كه در این كاخ پادشاهان می زیستند و امروز قرارگاه وحش است، آسمان و ستارگان می بیند و به فكر فرو می رود كه سرگردانی این اجرام برای چیست؟ و مدبر آنها كیست؟

  • ديگر از خصايص خيام، ذوق لطيف و حس شديد اوست

با اینكه قصد شاعری ندارد، از دیدن مناظر زیبای طبیعت گل و سبزه و كیفیت شام و بامداد و مهتاب و ابر و باران و مانند آنها بی اختیار طبعش به اهتزاز در می آید.

نكته ای كه در كلام خیام جلب توجه می كند تأثری است كه از مرگ خوش اندام و به قول او نگران خورشید در می یابد، چنانچه گویی عزیز یا عزیزانی از زن و فرزند یا محبوبان داشته كه در رفتن داغ بر دل او گذاشته اند و منشاء این تذكر و تأسف دائمی بر مرگ شده اند و از سخنانش بوی مرگ نمی آید یا اینكه بیم مرگ دارد. زیرا كسی كه از مرگ می ترسد این اندازه اصرار به یاد آوری مرگ نمی كند.

  • ديگر از خصايص خيام سنگيني و متانت اوست .

بذله گویی نمی كند. اهل مزاح و مطایبه نیست. معترض مردم نمی شود و با كسی كاری ندارد

پیداست كه حكیمی متفكر و متذكر است. سخن نمی گوید مگر برای اینكه نكته ای را كه به خاطرش رسیده ابراز كند.

مدار فكرش بر دو سه مطلب بیش نیست: و آن تذكر مرگ است و تأسف بر ناپایداری زندگانی و بی اعتباری روزگار و اینكه بی خبریم و هر چه جستیم نیافتیم و ندانستیم به كجا آمده ایم و چرا می رویم.

خیام اشعاری به پارسی و تازی و كتابهایی بدین دو زبان دارد.

درباره رباعیات خیام تحقیقات فراوانی به زبان پارسی و زبانهای دیگر صورت گرفته است. استقبال بی نظیری كه از خیام و افكار او در جهان شده، باعث گردیده است كه این رباعیات به بسیاری از زبانها ترجمه شود و بسی از این ترجمه ها با تحقیقاتی دربارة احوال و آثار و افكار خیام همراه باشد.

خاورشناسان نیز در این باب تحقیقات مختلف دارند. خیام رباعیات خود را غالباً به دنبال تفكرات فلسفی سروده و قصد او از ساختن آنها شاعری نبوده به همین سبب وی در عهد خود شهرتی در شاعری نداشته و بنام حكیم و فیلسوف شناخته شده است اما بعدها رباعیات لطیف و فیلسوفانه وی شهرتی حاصل كرد و نام او را در شمار شاعران قرار دادند.

وفات خيام را غالباً در سنين 509 و 517 نوشته اند در نيشابور نقاب در خاك كشيد و روح نا آرامش به پرواز در آمد روحش شاد .

کتاب صوتی رباعیات خیام شامل دکلمه ای زیبا و دل انگیز 265 رباعی

خيام نيشابوری از زبان صادق هدايت

شايد كمتر كتابی در دنيا مانند مجموعه ترانه های خيام تحسين شده، مردود شده، منفور شده، تحريف شده، بهتان خورده، محكوم گرديده، حلاجی شده شهرت عمومی و دنيا گير پيدا كرده و سرانجام ناشناس مانده است

اگر همه كتاب هايی كه راجع به خيام و رباعياتش نوشته شده جمع آوری شود، تشكيل كتابخانه بزرگی را خواهد داد .

ولی كتاب رباعياتی كه به اسم خيام معروف است و در دسترس همه می باشد، مجموعه ای است كه از هشتاد الی هزار و دويست رباعی كم و بيش در برابر دارد اما همه آنها به تقريب جنگ مغلوطی از افكار مختلف را تشكيل می دهند

حالا اگر يكی از نسخه هاي رباعيات را از روی تفرع ورق بزنيم و بخوانيم در آن به افكار متضاد، به مضمون های گوناگون و به موضوعهای قديمی و جديد بر می خوريم، بطوريكه اگر يك نفر صد سال عمر كرده باشد و روزی دو مرتبه كيش و مسلك و عقيده خود را عوض كرده باشد، قادر به گفتن چنين افكاری نخواهد بود

مضمون اين رباعيات روي فلسفه و عقايد مختلف است، از قبيل: الهی، طبيعی، دهر، صرفی، خوشبينی، بد بينی، تناسخی، افيونی بنگی، شهرت پرستی، مادی، مرتاضی، بی مذهبی، رندی و قلاشی خدايي و افوری . . .

خيام,خيام نيشابوری,رباعیات خیام,رئاليسم

آيا ممكن است يك نفر اين همه مراحل و حالات مختلف را پيموده باشد و در آخر فيلسوف و رياضيدان و منجم هم باشد؟ پس تكليف ما در مقابل اين آش در هم جوش چيست ؟

اگر به شرح حال خيام در كتب قديم هم رجوع بكنيم ، به همين اختلاف نظر بر مي خوريم  . اين اختلافي است كه هميشه در اطراف بزرگان روي مي دهد ولي اشتباه مهم از آنجا ناشي شده كه چنانچه بايد اشكال را در انتخاب رباعيات او ايجاد كرده است .

در اينجا ما نمي خواهيم به شرح زندگي خيام بپردازيم و يا حدسيات و گفته هاي ديگران را راجع به او تكرار كنيم چرا كه صفحات اين كتاب خيلي محدود است .

اساس كتاب ما روي يك هشت رباعي فلسفي قرار گرفته است كه به اسم خيام همان منجم و رياضيدان بزرگ مشهور است و يا به خطا به او نسبت مي دهند . چيزي كه انكار ناپذير است ، اين رباعيات فلسفي در حدود قرن 5 و 6 هجري به زبان فارسي گفته شده است .

تاكنون نسخة  بولدن آكسفورد مي باشد كه در سال 865 در شيراز كتابت شده يعني سه قرن بعد از خيام و داراي 158 رباعي است ولي همان ايراد سابق كم و بيش به اين نسخه وارد است زيرا رباعيات بيگانه نيز در اين مجموعه ديده مي شود فيتز جرالد  كه نام تنها مترجم رباعيات خيام بوده بلكه از روح فيلسوف بزرگ نيز ملهم بوده است ، در مجموعه خود بعضي رباعياتي آورده كه نسبت آنها به خيام جايز نيست .

قضاوت فيتز جرالد درباره خیام

قضاوت فيتز جرالد Edward FitzGerald  مهمتر از اغلب شرح حالاتي است كه راجع به عمرخيام در كتب قديم ديده مي شود :

چون با ذوق و شامه خودش بهتر رباعيات اصلي خيام را تشخيص داده تا « نيكلا » مترجم فرانسوی، رباعيات خيام كه  او را به نظر يك شاعر صوفی ديده و معتقد است كه خيام عشق و الوهيت را به لباس شراب و ساقي نشان مي دهد.

چنانكه از همان ترجمه مغلوط او شخص با ذوق ديگری مانند « رنان » خيام حقيقي را شناخته است، قديمی ترين كتابی كه خيام اسم آورده و نويسنده آن، هم عصر خيام بوده و خودش شاگرد و يكی از دوستان ارادتمند خيام معرفی می كند و با احترام هر چه بيشتر اسم او را می برد، نظامی عروضی مولف چهار مقاله است ولی او خيام را در رديف منجمين ذكر می كند و اسمی از رباعيات او نمی آورد.

این مطلب را هم ببینید
دقیقی توسی

كتاب دیگر مؤلف كه مؤلف آن ادعا دارد در ايام طفوليت در مجلس درس خيام  مشرف شده « تاريخ بيهقی » و « تتمه صوان الحكمه » نگارش  ابوالحسن بيهقی می باشد كه به تقريب در سال 562 تاليف شده است. او نيز از خيام چيز مهمی نمی گويد فقط عنوان او را ذكر می كند كه :

          دستور، فيلسوف، حجه الحق ناميده می شد. پدران او همه نيشابوری بوده اند و در علوم و حكمت تالی ابوعلی  بوده ولی به شخصه آدمی خشك، بد خلق و كم حوصله بوده است.

در چند كتاب از آثار او معلوم مي شود كه خيام علاوه بر رياضيات و نجوم در طب و لغت و فقه و تاريخ نيز دست داشته و معروف بوده است. ولی در آنجا هم اسمی از اشعار خيام نمی آيد.

رباعیات خیام

گويا ترانه های خيام در زمان حياتش به  واسطه تعصب مردم مخفی بوده و تدوين نشده و تنها بين يك دسته از دوستان همرنگ و صميمی او شهرت داشته و يا در حاشيه جنگ ها و كتب اشخاص با ذوق هرزگاهی چند رباعی از او ضبط شده و پس از مرگش منتشر گرديده كه داغ بی مذهبی و گمراهی رويش گذاشته اند.

بعدها با اضافات مقلدين و دشمنان او جمع آوري شده است. انعكاس رباعيات او در كتاب مرصاد العباده، می باشد.

اولين كتابي كه در آن خيام شاعر مورد گفتگو قرار مي گيرد، كتاب  خريده القصر تأليف عمادالدين كاتب اصفهانی، به زبان عربي است كه در 572 يعنی قريب 50 سال بعد از مرگ خيام نوشته شده و مؤلف آن خيام در زمره شعرای خراسان نام برده و ترجمه حال او را آورده است.

كتاب ديگري كه خيام شاعر را تحت مطالعه آورده مرصادالعباد تأليف نجم الدين رازی می باشد كه در سال 621 –620 تأليف شده است

اين كتاب وثيقة بزرگی است زيرا نويسنده آن صوفی متعصبي بوده و از اين لحاظ به عقايد خيام به نظر بطلان نگريسته و نسبت فلسفی و دهری و طبيعی به او می دهد و می گويد: « . . . كه ثمرة نظر ايمان است و ثمره قدم عرفان ».

فلسفي و دهری و طبايعی از اين دو مقام محرومند و سرگشته و گم گشته اند. يكی از فضلا كه به  نزد نابينايان به فضل و حكومت و كياست معروف است و آن عمر خيام است از غايت حيرت و ظلالت، اين بيت را مي گويد:

در دايره ای كه آمدن و رفتن ماست
 آن را نه بدايت نه نهايت پيداست
 دارنده چو تركيب طبايع آراست
بازارچه سبب فكندش اندر كم و كاست؟
گر زشت آمد اين صور، عيب كراست ؟
       ور نيك آمد، خرابی از بهر چه خواست؟

. . . و اما آنچه حكمت در ميرانيدن بعد از حيات و در زنده كردن بعد از ممات چه بود ، تا جواب به آن سرگشتة غافل و گم گشته عاطل مي گويد : « دارنده چو تركيب طبايع آراست . . . »

رباعیات خیام با خوانش احمد شاملو و آواز محمدرضا شجریان

رباعیات خیام با خوانش احمد شاملو و آواز محمدرضا شجریان

قضاوت اين شخص ارزش مخصوص در شناسانيدن فكر و فلسفه خيام دارد . مؤلف صوفي مشرب از نيش زبان و فحش نسبت به خيام خودداري نكرده است . البته به واسطه نزديك بودن زمان از هر جهت مؤلف مزبور آشنا تر به زندگي و آثار خيام بوده و عقيده خود را درباره او ابراز مي كند . آيا اين خود دليل كافي نيست كه خيام نه تنها صوفي و مذهبي نبوده ، بلكه  بر عكس يكي از دشمنان ترسناك اين فرقه بشمار مي آيد ؟

اسناد ديگر در بعضي از كتب قدما مانند: نزهه الارواح تاريخ الحكماء، آثار البلاد، فردوس التواريخ،  و غيره درباره خيام وجود دارد كه اغلب اشتباه آلود و ساختگي است و از روي تعصب و يا افسانه هاي مجهول نوشته شده و رابطه خيلي دور با خيام حقيقي  دارد . ما در اينجا مجال انتقاد آنها را نداريم .

تنها سند مهمي كه از رباعيات اصلي خيام در دست مي باشد عبارت است از: رباعيات سيزده گانه  مونس الاحرار  كه در سال 741 هجري نوشته شده و در خاتمه كتاب رباعيات روزن استنساخ و در برلين چاپ شده است

رباعيات مزبور علاوه بر قدمت تاريخی با روح فلسفه و طرز نگارش خيام درست جور می آيند و انتقاد مؤلف مرصادالعباد به آنها نيز وارد است پس در اصالت اين سيزده رباعی و دو رباعی مرصاد العباد كه يكی از آنها در هر دو تكرار شده (غير 100) شكی باقی نمی ماند و در ضمن معلوم می شود كه گوينده آنها يک فلسفه مستقل و طرز فكر واسلوب معين داشته و نشان می دهد كه ما با فيلسوفانی مادی و طبيعی سروكار داريم.

از اين رو با كمال اطمينان مي توانيم اين رباعيات چهارده گانه را از خود شاعر بدانيم و آنها را كليد و محك شناسايی رباعيات ديگر خيام قرار بدهيم.

از اين قرار 14 رباعی مذكور سند اساسی اين كتاب اين كتاب خواهد بود و در اين صورت هر رباعي كه يك كلمه و يا كنايه مشكوك و صوفی مشرب داشت، نسبت به آن به خيام جايز نيست مشكل ديگری كه بايد حل شود، اين است كه مي گويند خيام به اقتضای سن، چندين بار افكار و عقايدش عوض شده در ابتدا لاابالی و شرابخوار و كافر و مرتد بوده ودر آخر عمر سعادت رفيق او شده راهی به سوی خدا پيدا كرده و شبی روی مهتابی مشغول باده گساری بوده!  ناگاه  باد تندی وزيدن می گيرد و كوزه شراب روی زمين می افتد و می شكند آن وقت خيام بر آشفته به خدا می گويد :

ابريق مـی مرا شكستس ربی 
    بر من در عيش را ببستی ربی
من می خورم و تو می كنی بد مستی  
خاكم به دهن مگر تو مستی ربی

خدا هم او را غضب مي كند ، صورت خيام سياه مي شود و خيام دوباره می گويد :

ناكرده گناه در جهان كيست؟ بگو  
  آن كس كه گنه نكرده چون زيست؟ بگو
من بد كنم و تو بد مكافات دهي  
  پس فرق ميان من و تو چيست ؟ بگو

خدا هم او را مي بخشيد و رويش درخشيدن می گيرد و قلبش روشن می شود بعد می گويد: « خدايا مرا بسوی خودت بخوان!» آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز مي كند.

چند رباعي از خيام نيشابوری

خيام اگر زباده مستی خوش باش
  با مـاهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت كار جهان نيستی است  
  انگار كه نيستی چو هستی خوش باش
از جمله رفتگان اين راه دراز 
 باز آمده ای كيست تا بما گويد راز
پس بر سر اين دو راهه آز و نياز 
تا هيچ نمانی كه  نمی آيی بـاز
يـك روز زبند عالم آزاد نيم 
  يك دم زدن از وجود خود شاد نيم
شاگردی روزگار كردم بسيار 
  در كار جهان هنوز استاد نيم
اسـرار ازل را نه تو دانی و نه من
وين حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو 
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

کتاب صوتی رباعیات خیام

4 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...