رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی

رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی

مشخصات محصول

خلاصه کتاب

رمان صوتی بانوی جنگل رمانی اجتماعی از زنده یاد فهیمه رحیمی است که داستان دختری به نام هدیه از خانواده ثروتمند آرین نژاد را روایت میکند

تهیه محصول

خرید محصول مجازی
MP3-ZIP 130 مگابایت
30,000 تومان
پس از خرید محصول فایل برای شما ارسال خواهد شد

رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی

مشاهده نقد و بررسی این کتاب

رمان صوتی بانوی جنگل رمانی اجتماعی از زنده یاد فهیمه رحیمی است که داستان دختری به نام هدیه از خانواده ثروتمند آرین نژاد را روایت میکند

داستان رمان صوتی بانوی جنگل

اقوام پدری هدیه یکی از بزرگترین ثروتمندان شهر هستند اما پدر هدیه سال ها پیش تصمیم گرفته که از این خانواده اشرافی دوری گزیند.

آقای آرین نژاد با عاطفه از خانواده ای معمولی از طبقه متوسط ازدواج کرده و به همین دلیل خانواده او را از خود طرد کرده اند.

اما داستان از جایی شروع می شود که شوهر عمه هدیه فوت کرده و عمه اش فرنگیس از آنها خواسته که کدورت ها را فراموش کرده و در مراسم ختم شرکت کنند

هدیه به همراه خانواده برای شرکت در مراسم به خانه عمه فرنگیس می روند

طرز زندگی بسیار اشرافی و آداب و رسوم آن، در خانه عمه بسیار برای هدیه عجیب و جالب به نظر می رسد و از آن عجیب تر پسر بزرگ عمه یعنی فرهاد است که گویی بدون این که چیزی بگویی از آنچه در سرت می گذرد و یا در اطرافت اتفاق می افتد با خبر است!

زیرا فرهاد دارای یک نیروی خاص و عجیب است…

رمان صوتی بانوی جنگل به مدت 5.5 ساعت در یک فایل زیپ به حجم 130 مگابایت آماده دانلود است

فصل اول رمان صوتی بانوی جنگل

رمان صوتی بانوی جنگل  نوشته فهیمه رحیمی
رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی

فصل اول از رمان صوتی بانوی جنگل

بحث و جدل در خانواده آرین نژاد تا پاسی از شب ادامه داشت.

عاطفه كه ذاتا زنی خوش فلب و پاك سرشت است از این كه برای نخستین بار در برابر خواسته همسرش ایستادگی میكرد ناخشنود بود اما برای اقدامی كه قصد انجام آن را داشت خود را متقاعد میساخت كه حق مقاومت دارد.

لذا در حالیكه از جای برمیخواست تصصمیم نهایی و قطعی اش را گرفت و آن را به عنوان برگ برنده رو كرد.

مقابل همسرش ایستاد و اظهار داشت:شما هر طور كه میخواهید عمل كنید اما من فردا برای تشییع جنازه خواهم رفت

و بعد بدون آنكه منتظر پاسخ بماند از اتاق خارج شد.

آرین نژاد چند لحظه ای از این برخورد همسرش بهت زده بر جای ماند و به فكر فرو رفت.

آرین نژاد مردی كه به طبقه خود یعنی اشرافیت پشت كرده بود و به عنوان وفاداری به اصول انسانی كوشیده بود خویشتن را از یوغ عقاید پوشالی پدر و بستگان نزدیكش رهایی بخشد بر این باور بود كه میتواند با پایداری و بردباری بر آنها چیره شود و برای اثبات این باور نخستین حركت را در ضدیت با آنها شروع كرده بود دختری از طبقه متوسط شهری را به همسری برگزیده بود و طرد شدن از خانه پدری و محرومیت از یك زندگی اشرافی را به جان خریده بود.

او سالهای تلخ دوری از خانه پدری را با زندگی سعادتمند در كنار همسر و یگانه دخترش گذرانده بود و اینك احساس میكرد طوفانی در حال وزیدن است.

با از دست دادن پدر مادر وقوع این طوفان را پیش بینی نكرده بود اكنون اما با مرگ داماد خانواده كه مهره اصلی گرداننده صحنه بود رابطه خود را با همسرش حتی بیش از زمان حیات در معرض خطر میدید.

لذا در نظر داشت علاج واقعه را پیش از وقوع بكند.تصمیم گرفت در مراسم تدفین داماد خانواده شركت نكند.

پس از آنكه مدتی در اتاق قدم زد در برابر قاب عكسی كه به دیوار آویخته بود ایستاد و بر آن چشم دوخت.

عكسی بود خانوادگی كه آرین نژاد را در سن 5 سالگی در آغوش مادر و تنها خواهرش را در سن 15 سالگی در كنار پدر نشان میداد.

آرین نژاد احساس میكرد كه پدرش حتی از درون قاب عكس نیز میخواهد او را زیر سلطه در آورد.

لبخندی حاكی از پیروزی بر لبهایش نقش بست و دیده از عكس بر گرفت.

آنچنان خوشحال به نظر میرسید كه گویی در نبرد با نیرویی ناشناخته پیروز شده .

رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی
رمان صوتی بانوی جنگل

با خود زمزمه كرد: من هیچگاه شكست نخوردم و پس از این نیز شكست نخواهم خورد.حق با عاطفه است ما نباید نگران آینده باشیم مسلما برای مشكلات آینده نیز میتوانیم راه حل مناسبی بیابیم

با این تصمیم اتاق را ترك كرد هنگامی كه خود را برای رفتن به بستر آماده میكرد عاطفه در میان بستر نشسته بود و ظاهرا مجله ای را ورق میزد اما به خوبی هویدا بود كه افكارش پیرامون مسئله ای دیگر دور میزند.

عاطفه زیر چشمی نگاهی به همسرش انداخت و با لحنی كه میكوشید اثری از خشونت در آن نباشد آرام پرسید:

بالاخره چه میكنید آیا من تنها بروم؟

آرین نژاد با نگاهی مضطرب او را نگریست و به جای پاسخ به پرسش او با لحنی غمگین گفت:

هنوز نرفته آنها باعث شدند میان من و تو اختلاف به وجود آید.آیا هیچ متوجه شده ای كه از سر شب تا الان لحن كلامت خصمانه است؟

لحن غمگین آرین نژاد عاطفه را شرمسار كرد مجله را كنار گذاشت و با پشیمانی گفت:

من هیچگاه حاضر نیستم به خاطر دیگران تو را افسرده و غمگین كنم . میدانی كه دلتنگی تو تا چه حد مرا پریشان میكند.امیدوار بودم بتوانم بعد از 20 سال جدایی میان خواهر و برادر رابطه بر قرار كنم.اما مثل اینكه اشتباه كردم .اگر تو را رنجاندم مرا ببخش.

رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی
رمان صوتی بانوی جنگل نوشته فهیمه رحیمی

آرین نژاد سر عاطفه را در آغوش كشید و موهای همچون ابریشم ار را نوازش كرد و گفت:

تو زن خوش قلب و مهربانی هستی اما آیا فراموش كردی كه ما به خاطر مبارزه با منش های آنها چه رنجی را تحمل كردیم؟
و آیا باز هم فراموش كردی كه همین شخصی كه از من میخواهی در مراسم تدفینش شركت كنم برای به زانو در آوردنم تنها خواهرم را از من دور ساخت؟
چطور میتوانم اعمالش را نادیده بگرم و در مراسم خاك سپاریش شركت كنم؟
تو مرا میشناسی و میدانی مردی نیستم كه بتوانم نقش بازی كنم.
اگر چه انسانیت حكم میكند در اندوه از دست رفت انسانی غمگین باشم اما او انسان نبود فرعونی بود باری بند كشیدن انسانها .

عاطفه كه جایگاهی گرم و مطمئن در آغوش همسرش یافته بود سر را بر سینه او فشرد و گفت:

میدانم عزیزم!من هیچ چیز را فراموش نكردم اما معتقدم كه دنیا ارزش نداره.بدی را نباید با بدی تلافی كرد در این میانه مقصر واقعی از بین رفته است.
آیا تو میخواهی به جای شوهر خواهر از خور او انتقام بگیری؟
او در این دنیا تنها تو را دارد كاش می شنیدی وقتی از پشت تلفن حرف میزد چطور میگریست.

سپس در حالی كه چشمهای سرشار از مهر خود را به چشم های آرین نژاد دوخته بود ادامه داد:
ما باید به خاطر خواهرت هم كه شده كینه ها را فراموش كنیم تا فرنگیس یقین كند كه دوستش داریم و در این دنیا تنها نیست.
اگر دوستم داری و اگر من هنوز همان عاطفه ای هستم كه روزی به خاطرم همه را ترك كردی خواهشم را قبول كن و فردا با من بیا.

قطره اشكی گرم از گوشه چشمش سرازیر شد و بر صورتش غلطید.

او در خانواده ای ساده و پرمحبت بزرگ شده بود خانواده ای كه به آسانی چشم بر بدی ها می بست و دل را به نور خوبی ها روشن میكرد.

او نمیتوانست در برابر درخواست فرنگیس و التماس او كه خواسته بود كینه ها را فراموش كنند و ار را در مراسم تدفین شوهرش تنها نگذارند بی تفاوت باشد.

عاطفه هم زمان با قطع تلفن تصمیم گرفته بود فرصتی به فرنگیس بدهد.

خود را متقاعد میساخت كه فرنگیس بازی خورده ای بیش نیست و حق دارد بخواهد فرصتی دیگر به او داده شود تا جبران گذشته را بنماید.

حالا كه او از چنگال مردی دیو سیرت رهایی یافته باید كه زندگی كند و باید از محبت دیگران برخوردار شود.پس سر بلند كرد و مستقیم دیده بر چشم آرین نژاد دوخت.

آرین نژاد در مقابل نگاه عاطفه به تردید افتاد.آه بلندی كشید و گفت:بسیار خوب همراه تو خواهم آمد اما فقط برای خاكسپاری در مراسم بعد آن شركت نخواهم كرد.

عاطفه لبخند رضایتی بر لب آورد و برای آنكه یقین حاصل كند پرسید:آیا اجازه میدهی دخترمان نیز همراهمان بیاید؟فكر میكنم كه هنگام آن رسیده كه هدیه با عمه اش آشنا شود.

هنگامی كه آرین نژاد موافقت خود را اعلام كرد عاطفه نفس راحتی كشید و به ملاقاتی كه در پیش داشتند اندیشید.

با دانلود این محصول ادامه داستان رمان صوتی بانوی جنگل را بشنوید

0/5 (0 نظر)

 خریداران این کتاب دیگر چه خریدند

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...

زندگی و آثار فهیمه رحیمی ،دانیل استیل ایران

زندگی و آثار فهیمه رحیمی ،دانیل استیل ایران

زندگی و آثار فهیمه رحیمی ، دانیل استیل ایران و  نویسنده ی رمان هاى پركشش و زيبا زندگی و آثار فهیمه رحیمی فهیمه رحیمی، رمان نویس معاصر در سال 1331 دیده به جهان گشود. نخستین فعالیت ادبی جدی فهیمه رحیمی نوشتن قطعه‌ای ادبی با عنوان دلم برای پروانه می‌سوزد در ۹ سالگی بود و اولین کتاب خود را با عنوان بازگشت به خوشبختی در سال ۱۳۶۹ منتشر کرد. فهیمه رحیمی نویسنده صاحب سبک در خلق داستان‌های عامه پسند در سال‌های دهه شصت و هفتاد ایران بود که …

مشاهده نقد و بررسی این کتاب 2624 بازدید بدون دیدگاه