رمان شوخی یک عاشقانه فلسفی به قلم میلان کوندرا نویسنده شهیر چک است که هم در زمان انتشار (سال 1968) و هم امروز از آثار برجسته ادبیات جهان به شمار می رود. با توجه به روایت غیر خطی و چند لایه بودن داستان ، در این نوشته نقد و بررسی رمان شوخی تقدیم علاقمندان شده است.

ماجراهای رمان شوخی  The Joke در پراگ پایتخت چکسلواکی رخ می دهد و وقایع زندگی مردی به نام لودویک جان را از نوجوانی تا سن 37 سالگی و از منظرهای مختلف به تصویر می کشد.

روایت داستان به صورت غیرخطی است و اما همواره بر این تمرکز دارد که چگونه اعمال لودویک بر افرادی که با او در تماس هستند و دیگر افراد جامعه تأثیر می گذارد.

داستان شوخی با ورود لودویک Ludvik به زادگاهش موراوا Moravia با هدفی خاص آغاز می شود و این هدف را بعدا خواهیم فهمید

وقتی پس از 15 سال دوری به زادگاهش بر میگردد آنجا زنی را می بیند که زمانی عاشقانه دوستش داشته است و بدین ترتیب به گذشته خود بازمیگردد و بیشتر رمان به یادآوری اتفاقاتی می گذرد که در دوران نوجوانی و جوانی برای او اتفاق افتاده است.

فصل اول رمان صوتی شوخی را بشنوید:

این رمان از دید چهار شخصیت متفاوت روایت می شود و در هر فصل , داستان یک راوی دارد. در فصل آخر هم وقایع پراکنده از زبان سه راوی به کانون خود می رسند.

در ادامه شخصیت های مختلف رمان شوخی معرفی و تحلیل می شوند اما در ابتدا لازم است که پیش زمینه ای از داستان داشته باشیم تا درک شخصیت ها آسانتر باشد.

قسمت اول: پیش زمینه ای از رمان شوخی

برای نقد و بررسی رمان شوخی در ابتدا یک پرده از داستان را روایت می کنیم:

لودویک در دفتر کار خود با خانم خبرنگاری به نام هلنا که از طرف رادیو برای مصاحبه آمده است ملاقات می کند.

او در پی دست به سر کردن این مصاحبه کننده (به زعم خودش احمق متعصب کمونیست) است اما با پی بردن به این موضوع که “هلنا زمانک” ممکن است همسر پاول زمانک (دوست سابق دوران دانشجویی که به دلایلی به دشمن ابدی لودویک تبدیل شده است) باشد, نقشه ای به ذهنش می رسد و تصمیم می گیرد به نوعی هلنا را اغوا کند و بدین ترتیب از پاول انتقام بگیرد.

او مطابق نقشه اش عمل می کند. هلنا قرار است برای گرفتن گزارشی از مراسم سنتی “سواری شاهان” به یکی از نقاط موراویا برود که از قضا آنجا زادگاه لودویک است.

لودویک تصمیم می گیرد این آیین انتقامی! در آنجا رخ دهد لذا او هم بعد از سالها به زادگاهش باز می گردد تا مقدمات آن را فراهم نماید.

این بازگشت به نوعی به مرور خاطرات گذشته منتهی می شود و کل داستان روایت وقایع این سفر سه روزه و یادآوری های گذشته است.

گفتیم که داستان چهار راوی متفاوت دارد و هر فصل , داستان از زبان یکی از آنان بیان می شود

نوع روایت اجازه می دهد که به تفاوت دیدگاه ها و افکار اشخاص پی ببریم. این روایت ها هر کدام به مثابه سازی هستند که در کنار هم موسیقی کتاب را شکل می دهند

معرفی شخصیت اول رمان شوخی : لودویک

در ادامه نقد و بررسی رمان شوخی به معرفی راویان داستان می پردازیم و شخصیت یا راوی اول داستان که تمام قصه هم به او مربوط می شود لودویک نام دارد:

لودویک در ابتدای دوران دانشجوییش به حزب کمونیست می پیوندد.

او کمونیستی معتقد و فعال و سخنور و شوخ طبع است. از نظر دوستانش کمی فردگراست چون لبخندهای عجیبی دارد (گویی در هنگام لبخند زدن به خودش فکر می کند!!) و کمی هم متهم به داشتن تریپ روشنفکری است (دشنامی معمول در ابتدای روی کارآمدن کمونیست ها).

روزی در جواب کارت پستال دوست دخترش که برای گذراندن دوره جهادی-آموزشی به یک اردوگاه رفته است, به شوخی جمله ای می نویسد که همین جمله سرنوشت او را تغییر می دهد.

جمله این است: “خوش بینی افیون مردم است! فضای سالم بوی حماقت می دهد! زنده باد تروتسکی!»

رمان شوخی اثر میلان کوندرا

طبیعتاً این کارت پستال به سمع و نظر مقامات و اعضای امنیتی حزب می رسد و پس از چند روز لودویک برای بازجویی احضار می شود و تلاشش برای اثبات شوخی بودن مطلب به جایی نمی رسد و در جلسه حزبی, که در تالار دانشکده برگزار می شود ( بر اثر جوی که سخنرانی آتشین زمانک ایجاد کرده است) به اتفاق آراء از حزب و دانشگاه اخراج می شود.

پس از اخراج مطابق قانون به خدمت سربازی می رود , آن هم در پادگانی که مختص دشمنان جامعه و کمونیسم است; دو سال سربازی! اما می توانستند هرقدر که می خواهند آنها را نگاه دارند.

این مطلب را هم ببینید
زندگی و آثار حمزه سردادور نویسنده رمان های تاریخی

این گونه می شود که مسیر زندگیش در اثر یک شوخی دگرگون می شود همانگونه که مسیر حیات اجتماعی جامعه در اثر چیزی شبیه شوخی تاریخ تغییر پیدا کرده است.

یکی از مشکلات اساسی لودویک , نفرتی است که در درونش ریشه دوانده است، نفرتی که از تحمل بی عدالتی ناشی می شود.

این نفرت نهادینه شده مانع از عشق و دوست داشتن می شود. در جایی او می گوید که با هرکس که روبرو می شوم او را در ذهن به تالار دانشکده وارد می کنم و نظاره می کنم که آیا این شخص نیز دستش را در محکومیت من بلند می کند یا نه؟ و می بینم که همیشه دستها همگی بلند می شوند.

او پس از گذشت 15 سال هنوز در تالار است … و مملو از حس انتقام.

تنها عشق واقعی لودویک دختری فقیر و کم حرف به نام لوسی است که در دوران تبعید و بازآموزی با او روبرو شده است (در این زمان هنوز تجربیاتش از بی عدالتی تکمیل نشده است).

لوسی برای او منبع آسایش و محبت است و در عین حال گریزگاهی از خودش. رابطه آنها در ابتدا کششی روحانی است و تنها وقتی لباس نویی برای لوسی می خرد و او را در لباس زیبا می بیند , کشش جسمانی نیز پدید می آید.

یکی از درونمایه های اصلی داستان همین جدایی جسم و جان یا همراهی جسم و جان در کنش عاشقانه است.

گذشته و زندگی لوسی هیچگاه در داستان راویت نمی شود و ما سرگذشت او را از بین گفتگوهای لودویک و کوستکا در میابیم . اتفاقاً به همین دلیل تا انتها در هاله ای از ابهام باقی می ماند.

اما قدر مسلم آن است که لوسی به واسطه تجربیات ظالمانه دوران نوجوانی به این نتیجه رسیده است که جسم کثیف است و عشق معنوی و غیر جسمانی است و این دو با هم ناسازگارند. همین اعتقاد لوسی و عدم کشف موضوع و ریشه هایش توسط لودویک باعث ویرانی رابطه آنها می شود.

معرفی شخصیت دوم رمان شوخی : هلنا

در ادامه نقد و بررسی رمان شوخی به شخصیت یا راوی دوم داستان می پردازیم

راوی دوم همان هلنا است , زنی که دنیایش بر مبنای تلقین استوار شده است و نه استدلال.

در زمان دانشجویی با پاول زمانک آشنا می شود , مردی که نه اهل سیگار است و نه مشروب اما بدون تحسین شدن نمی تواند زندگی کند و این, الکل و نیکوتین اوست.

دو سال اولی که بدون تعهد , با هم بودند طبیعتاً برای زمانک دوران خیلی راحتی بوده است اما پس از آن در اثر فشار کمیته حزبی و اخلاقیات آن دوران , زمانک برای حفظ موقعیتش با هلنا ازدواج می کند.

ازدواجی که هیچ گاه از نظر زمانک مبنای عاشقانه نداشته است ولی هلنا با خودفریبی (یا فرار از واقعیت) آن دوران را سرشار از عشق می دیده و می بیند.

زندگی هلنا در خواسته های حزبی خلاصه شده و احساساتی را که نمی تواند در خانه بروز دهد, در حزب خرج می کند.

او نیز به دنبال عشق است و غم دورماندگی و نوستالژی دوران ابتدای روی کارآمدن حزب (دوره اخلاقیات انقلابی) را دارد. حالا نیز همه عشقی که از او دریغ شده را در قامت لودویک می بیند و می یابد. او واقعیات را مسخ می کند و آن را با آرزوهایش همانند می کند.

معرفی شخصیت سوم رمان شوخی : یاروسلاو

در ادامه نقد و بررسی رمان شوخی به راوی سوم ، مردی که نماینده طرفداران هنر آداب و رسوم اجتماعی است می پردازیم

یاروسلاو که نوازنده موسیقی است دوست دوران نوجوانی و جوانی لودویک و عاشق هنر فولکلور و سنتی منطقه خود است.

او در ابتدا عضو حزب کمونیست نبود اما پس از این که آداب و رسوم سنتی مورد حمایت حکومت قرار می گیرد به حزب می پیوندد.

اما حالا پس از گذشت این سالها , می بیند که اقبال مردم به این هنرها و مراسم کاهش چشمگیر داشته است و آن حمایت ها هم کاهش یافته و احمق هایی که فرق ویولن و گیتار را نمی دانند در باب موسیقی اظهار نظر می کنند و تصمیم گیر هستند و خلاصه همه چیز از درون پوک شده است.

امیدش به پسرش است تا به اهداف او برسد اما نسل جدید اهمیتی به ارزشهای نسل قبل نمی دهد. او می بیند که همه چیزهایی که به آن عشق می ورزد اینک مایه خنده و تمسخر مردم است. او دنیای رقت انگیزی دارد:

من همیشه در یک زمان در دو دنیا زندگی کرده بودم – به همسازی دو جانبه آنها اعتقاد داشتم . دلحوشیِ بی اساسی بود. حالا از یکی از آنها محروم شده بودم . از آن که حقیقی بود. حالا تنها دنیای افسانه ها برایم باقی مانده است.

کتاب صوتی رمان شوخی اثر میلان کوندرا

معرفی شخصیت چهارم رمان شوخی کوستکا

نقد و بررسی رمان شوخی را با معرفی شخصیت چهارم که زنی مذهبی به نام هلنا است ، ادامه می دهیم

این مطلب را هم ببینید
تحلیلی بر کتاب رهبر عزیز، اثر جنگ جین سونگ

او یک مذهبی متمایل به کمونیسم است و قبل از روی کار آمدن کمونیست ها از آنها دفاع می کند , او در پی تشابه یابی بین انجیل و مارکسیسم است.

پس از آن و در زمان دانشجویی لودویک, به خاطر تمایلات مذهبی اش تحت فشار قرار می گیرد و ناچاراً به اخراجی خودخواسته تن می دهد و برای کار به مزرعه ای می رود (در آن زمان لودویک به این خاطر که اعتقادات مذهبی موضوعی شخصی و خصوصی است از او دفاع می کند).

در مزرعه با لوسی روبرو می شود و به او کمک می کند تا به زندگی طبیعی بازگردد و طبیعتاً عشقی نیز پدید می آید اما می خواهد از آن فرار کند و این بار هم فشارهایی را که به خاطر مذهبی بودن او به رییس مزرعه وارد می شود را مستمسک خود قرار می دهد و باز به اخراجی خودخواسته تن می دهد.

به صورت اتفاقی لودویک را می بیند و او برایش کاری در زادگاه خود دست و پا می کند.

او عقاید خاصی در مورد عدالت و عشق و نفرت دارد که جالب توجه است. دچار تردید عظیمی است و معتاد به خیره شدن به بالا و آسمان و بهشت! است.

نقد و بررسی رمان شوخی : نتیجه گیری

وجه مشترک چهار راوی در رمان شوخی ، تجربه شکست و گرفتار شدن در دام شوخی و رنج بردن از فاجعه ای شخصی است که شاید از بیرون چرند و خنده دار به نظر برسد:

اما اگر انسان در زندگی خصوصی خود محکوم به ابتذال باشد، آیا می تواند از صحنه ی تاریخ فرار کند؟ نه.

همیشه عقیده داشته ام که تناقض های تاریخ و زندگی خصوصی صفاتی یکسان دارند:

کار هلنا در دام شوخی فریب آمیزی که لودویک برایش گسترده تمام می شود; کار لودویک و تمام آن دیگران در دام شوخی که تاریخ با آنها کرده است تمام می شود:

دام آوازه آرمانشهر،آنها به زور راهی به دروازه های این بهشت برای خود گشوده اند، اما هنگامی که در با صدا پشت سرشان بسته می شود، خود را در جهنم می یابند. در چنین وقتهایی حس می کنم که تاریخ حسابی دارد می خندد.

همراهان عزیز ، لطفا نظرات و دیدگاه هی خود را در نقد و بررسی رمان شوخی ارسال فرمایید تا به این مطلب اضافه شود.

معرفی میلان کوندرا نویسنده رمان شوخی

بی شک بررسی هر اثری و به ویژه در نقد و بررسی رمان شوخی بدون شناخت نسبی از نویسنده آن شاید ناقص باشد ، لذا برای تکمیل بررسی رمان شوخی مختصری در باره نویسنده آن تقدیم شده است

میلان کوندرا نویسنده کتاب صوتی بار هستی

میلان کوندرا Milan Kundera نویسنده ای اهل کشور چک Czechia است که در سال 1929 و در خانواده ای  اهل  هنر در شهر برنو در چکسلواکی به دنیا آمد

پدرش پیانیست بود و بین سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۱ ریاست آکادمی موسیقی برنو را برعهده داشت.

او تحت تاثیر پی آمدهای جنگ جهانی دوم و حضور کمونیسم در کشورش ، رشد یافت.

کوندرا از دانشگاه پراگ در رشته سینما فارغ التحصیل شد و در زمان دانشجویی و پس از آن،  در جنبش «بهار پراگ»برای گسترش آزادی های مدنی فعالیت می‌کرد اما با اشغال چک توسط ارتش سرخ شوروی در سال ۱۹۷۵ ناگزیر به مهاجرت از چکسلواکی شد.

کوندرا در ۱۹۷۹ تابعیت کشور چک را ترک کرده و شهروند کشور فرانسه شد.

او اولین رمانش را با نام شوخی در سال 1968 و در زمانی که هنوز در چک زندگی میکرد نوشت که پس از انتشار فورا توقیف شد.

رمان بار هستی را هم قبل از انقلاب مخملی ۱۹۸۹ نوشت که از سوی حکومت کمونیستی انتشار و توزیع آن در چک ممنوع شده بود.

آثار ادبی میلان کوندرا از دید تاریخی تحت تاثیر دوران پرآشوب کشورش است و از دید فلسفی از نیچه الهام گرفته است

آثار میلان کوندرا :

  • مجموعه داستان عشق‌های خنده‌دار ترجمه فروغ پوریاوری -انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • رمان شوخی ترجمه فروغ پوریاوری – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • رمان مهمانی خداحافظی ترجمه فروغ پوریاوری -انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • داستان زندگی جای دیگریست ترجمه پانته‌آ مهاجر کنگرلو -نشر تنویر
  • رمان خنده و فراموشی ترجمه فروغ پوریاوری -انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
  • رمان بار هستی ترجمه پرویز همایون‌پور – نشر گفتار
  • رمان جاودانگی ترجمه حشمت‌الله کامرانی – نشر تنویر
  • کتاب هویت ترجمه پرویز همایون‌پور – نشر قطره
  • کتاب جهالت ترجمه آرش حجازی – انتشارات کاروان
  • رمان جشن بی معنایی ترجمه قاسم صنعوی – نشر بوتیمار
  • رمان کلاه کلمنتیس ترجمه احمد میرعلائی – انتشارات دماوند
  • ژاک و اربابش ترجمه فروغ پوریاوری – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان