ناباکوف نویسنده کتاب خنده در تاریکی

علاقه مندی
ارسال به...
ناباکوف نویسنده کتاب خنده در تاریکی

ولادیمیر ناباکوف نویسنده شهیر روسی/آمریکایی خالق کتاب خنده در تاریکی است که خود او با زیستن در بطن حوادث دوران پرآشوب قرن معاصر و تجربه عینی فرار، تبعید و مهاجرت، شرایط سیاسی و اجتماعی کشورهایی مانند روسیه در جریان انقلاب اکتبر، آلمان و فرانسه در فاجعه جنگ جهانی و نهایتا زندگی در آمریکا، رمانی خواندنی پدید آوره است

زندگی ولادیمیر ناباکوف نویسنده کتاب خنده در تاریکی

کتاب حرف بزن حافظه نوشته ولادیمیر ناباکوف
ناباکوف نویسنده کتاب خنده در تاریکی

ولادیمیر ولادیمیرویچ نباکف ۲۳ آوریل ۱۸۹۹ در سن پترزبورگ به دنیا می آیدکه اولین و محبوب ترین فرزند خانواده ای پنج نفره است

ناباکوف در کتاب حرف بزن حافظه تأکید دارد که روز تولدش مصادف است با سالروز تولد شکسپیر و سال تولدش مقارن است با جشنهای صدمین سالگرد تولد پوشکین دو تا از محبوب ترین نویسنده های زندگی اش.

در کتاب حرف بزن حافظه میبینیم که ناباکوف دوست دارد زندگی اش را چون رمانی که نویسنده ای نوشته تشریح و تفسیر کند، بر پایه تصادفات و تقارنهائی با معنی به این ترتیب است که گذشته آینده را پیش گوئی میکند و آینده گذشته را توضیح می دهد.

کودکی ناباکوف همان بهشت زمینی است که در «کتاب آدا» می بینیم. چرا که در خانواده ای متولد می شود که اهمیتش در بالا بودن سطح فرهنگ آن نهفته است

در خانواده ناباکوف همه به موسیقی و نقاشی و ادبیات عشق می ورزند. در کتابخانه آنها هزاران کتاب موجود است و نقاشان درجه یک آن دوران به خانه آنها رفت آمد دارند

پدر ناباکوف از طرفداران پروپاقرص تئاتر است؛ بعد از انقلاب اوست که مأمور سازمان دهی دوباره تئاترهای دولتی می شود؛ و حتی در تبعید نیز اوست که مأمور استقبال از گروه تئاتری ستانیسلاوسکی می شود

از پدرِ ولادیمیر ناباکوف- ولادیمیر دمیتریویچ – مقالات بسیاری درباره نویسندگان محبوبش چون تولستوی و فلوبر و چارلز دیکنز باقی مانده است

اگرچه کودکی و نوجوانی ولادیمیر ناباکوف در دورانی بسیار پرتلاطم میگذرد آنچه به خاطرات او رنگ و بو میدهد وقایع سیاسی نیست

برای ولادیمیر ناباکوف واقعیت جای دیگری پنهان شده و آن پذیرایی از شخصیت هائی مثل سینسیناتوس و کروگ است

ناباکوف نیز مانند پیر دولالاند، متفکر فرانسوی اعتقاد دارد زندگی برخلاف تصور عموم جاده ای نیست که ما را به دنیایی دیگر میرساند. دنیای دیگر همینجاست حول و حوش ما.

کودکی کمتر نویسنده ای این گونه جادوئی بوده. دنیایی آرام و امن و دلپذیر؛ لبریز از زیبائی های طبیعت و ادبیات و هنر و عشق؛ در حقیقت این دنیا تنها گنجینه ای است که ناباکوف در روزگار تبعید همراه دارد.

و مادر است که اهمیت به خاطر سپردن جزئیات را به فرزندش می آموزد.

ناباکوف اولین عشق واقعی در سال 1915 را در شانزده سالگی در یکی از تابستان های جادوئی وایرا تجربه میکند، با دختری پانزده ساله به نام ولنتینا با زیبائی استثنائی و عشق به شعر

دیری نمی گذرد که وایرا و ملک دائی ناباکوف، در همسایگی وایرا، و بیشه های اطراف تبدیل به میعادگاه های عشاق جوان می شوند

توشه اصلی ناباکوف از سالهای اول زندگی همین گردش های در وایر است همین رنگها و پروانه ها؛ سیر و سیاحت در کتابخانه خانوادگی و آزادی تخیّل

برای تحصیلات رسمی اش در ابتدا به کمک معلم سرخانه انجام میگیرد. اولین زبانش انگلیسی است؛ گوئی سرنوشت که سخت به آن اعتقاد دارد برای سالهای تبعید آماده اش میکند.

گذشته از انگلیسی از کودکی فرانسه و زبان مادریش روسی را نیز می آموزد و به همه این زبانها کتاب میخواند

این مطلب را هم ببینید
کتاب صوتی روزگاران نوشته عبدالحسین زرینکوب

در ده سالگی آثار ژول ورن را به فرانسه و آثار دویل و کیپلینگ و کنراد و چسترتن و وایلد را به انگلیسی و «اوژن انگین» و «آنا کارنینا» را به روسی خوانده در دوازده سالگی شیفته داستایوسکی است.

در پانزده سالگی تمامی شکسپیر را به انگلیسی و تمامی فلوبر را به فرانسه و تمامی تولستوی را به روسی خوانده همه عمر به این سه نویسنده سخت علاقه مند باقی میماند همچنان که به پوشکین و گوگول و چخوف

سالشمار شمار زندگی ناباکوف

انقلاب اکتبر و آغاز دوران فرار و مهاجرت ناباکوف

پس از انقلاب فوریه 1917، پدر ناباکوف منشی دولت موقت روسیه در سن پترزبورگ شد.

پس از انقلاب اکتبر، خانواده مجبور شدند از شهر به مقصد کریمه فرار کنند، و در 1918 به لیوادیا که در آن زمان تحت حکومت منطقه ای کریمه جدایی طلب نقل مکان کردند ،و در آنجا پدر ناباکوف وزیر دادگستری شد.

پس از عقب نشینی ارتش آلمان در نوامبر 1918 و شکست ارتش سفید (اوایل 1919)، همراه با خانواده و شش وزیر دیگر دولت موقت خاک روسیه را به مقصد یونان ترک می‌کنند و پس از سه هفته اقامت در یونان، ابتدا به پاریس و سپس مدت کوتاهی در انگلستان اقامت گزیدند،

در انگلستان ناباکوف در دانشگاه کمبریج ، یکی از معتبرترین دانشگاه‌های جهان، پذیرفته شد و در آنجا به کالج ترینیتی رفت و در آنجا به تحصیل در رشته جانورشناسی و بعداً زبان‌های اسلاو و رومنس پرداخت

در سال 1920، خانواده ناباکوف به برلین نقل مکان کردند، جایی که پدرش روزنامه مهاجر رول را تأسیس کرد.

ناباکوف آنها را دو سال بعد، پس از اتمام تحصیلاتش در کمبریج، در برلین به خانواده پیوست

نگارش داستان کتاب خنده در تاریکی در آلمان

  • در سال 1932 ناباکوف کتاب خنده در تاریکی را به زبان روسی و با عنوان اصلی Kámera obskúra، Camera obscura منتشر کرد که در سال 1936 به انگلیسی ترجمه و منتشر شد

این کتاب به عشق یک مرد میانسال به یک دختر کم سن و سال می پردازد که نتیجه آن یک رابطه انگلی متقابل است.

در سال 1955، ناباکوف دوباره از این تم استفاده کرده و لولیتا را نوشت تا مبدع سبک متفاوتی در ادبیات جهان باشد

در سال 1937، ناباکوف آلمان را به مقصد فرانسه ترک کرد و خانواده‌اش به دنبال او به فرانسه رفتند و سرانجام در پاریس مستقر شدند.

در سال 1939، ناباکوف در پاریس رمان افسونگر را نوشت که آخرین اثر داستانی روسی او بود

مهاجرت ناباکوف به آمریکا

در سال 1940، ناباکوف ها از پیشروی نیروهای آلمانی به سوی پاریس، از فرانسه گریختند و به ایالات متحده مهاجرت کردند

سرگئی برادر ناباکوف، فرانسه را ترک نکرد و در 9 ژانویه 1945 در اردوگاه کار اجباری آلمانی ها درگذشت.

ناباکوف ها در منهتن آمریکا مستقر شدند و ولادیمیر کار داوطلبانه را به عنوان حشره شناس در موزه تاریخ طبیعی آمریکا را آغاز کرد .

ناباکوف در سال 1941 به عنوان مدرس مقیم در ادبیات تطبیقی ​​به کالج ولزلی پیوست. این موقعیت، درآمد و وقت آزاد را برای نوشتن خلاقانه او فراهم کرد

  • رمان زندگی واقعی سباستین نایت اولین رمان انگلیسی زبان ناباکوف ، سرانجام در دسامبر ۱۹۴۱ منتشر می شود.

نگارش رمان لولیتا در آمریکا

در دسامبر ۱۹۵۳ ولادیمیر ناباکوف رمان لولیتا را دقیقاً بعد از پنج سال کار به پایان می رساند

لولیتا درباره عشق مردی میانسال است به دخترکی دوازده ساله؛ رمان مدافع مرد نیست؛ بی پناهی دخترک نادیده گرفته نمی شود؛ و اولین بار نیست که نباکف درباره یک قربانی می نویسد.

ناشرین آمریکائی کتاب را رد میکنند در پاریس ناشری مشکوک به نام المپیا حاضر به چاپ کتاب میشود و نباکف به ناچار می پذیرد.

این مطلب را هم ببینید
نقد و بررسی رمان نفوس مرده

در سال ۱۹۵۵ رمان لولیتا، با تأخیری دو ساله در پاریس منتشر می شود. خاطره کشف یکی از مهمترین رمانهای قرن بیستم در گوشه کنار کتاب فروشی هائی مشکوک داستانی است که در طول این چند دهه بارها باز گفته شده است

لولیتا بدون توجه به جنجالی که با مردم ایجاد کرد، مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در بسیاری از فهرست‌های بهترین کتاب‌ها مانند فهرست ۱۰۰ رمان برتر تایم ، ۱۰۰ کتاب قرن لوموند گنجانده شده است.

کتاب صوتی خنده در تاریکی ناباکوف

کتاب خنده در تاریکی نوشته ناباکوف

طرح داستان خنده در تاریکی

آلبینوس یک منتقدِ هنری، متاهل، محترم و خوشبخت است که در برلین زندگی می کند.

او چند بار دختر 17 ساله ای به نام مارگو را که در سینما کار میکند را می بیند و علاقمند به رابطه با او می شود و بالاخره با پرداخت پول او را راضی میکند

این رابطه پنهانی طولانی با نامه ای که مارگوت عمداً به محل خانه آلبینوس ها می فرستد، نزد الیزابت همسر آلبینوس فاش می شود.

آلبینوس به جای جداشدن از این دختر دردسرساز، بیشتر جذب او می شود، به طوریکه مارگوت در نهایت آلبینوس را راضی می کند تا او را به آپارتمانش و نزد همسرش برده تا با آنها زندگی کند

مارگو از آلبینوس برای رسیدن به آرزوی خود برای تبدیل شدن به یک ستاره سینما استفاده می کند و در تلاش است تا او همسرش را طلاق داده تا تا بتواند با او ازدواج کرده و به ثروت قابل توجه او دست یازد.

آلبینوس ناخواسته مارگوت را در یکی از مهمانی های شام متعددش به دوستش رکس معرفی می کند، غافل از آنکه که این دو قبلاً با هم رابطه داشته اند

مارگوت و رکس رابطه خود را از سر گرفته و نقشه می کشیدندتا آلبینوس را از سر راه برداشته و ثروتش را تصاحب کنند

مارگوت با استفاده از ثروت آلبینوس، به عنوان بازیگر در فیلمی پذیرفته می شود اما از بازی او در نمایش عمومی استقبال نمی شود

آلبینوس برای آرام کردن او، ماشین جدیدی برایش خریده و تصمیم میگرند برای تعطیلات به جنوب سفر کنند اما چون رانندگی آلبینوس تعریفی ندارد، دنبال پیدا کردن راننده ای برای این سفر هستند

رکس که قبلا آلبینوس را به همجنس‌گرا بودنش متقاعد کرده به آنها پیشنهاد کمک می دهد و بدین ترتیب به عنوان راننده همسفرشان می شود تا در فرصت مناسب او و مارگوت نقشه خود را در سربه نیست کردن آلبینوس عملی کنند

تعطیلات کاملاً آنطور که مارگوت و رکس برنامه ریزی کرده بودند پیش نمی رود، زیرا قرار ملاقات آندو بدون ایجاد سوء ظن تقریباً غیرممکن بود.

آنها در برگشت به شهر کوچکی میرسند که به دلیل پر بودن اقامتگاههایش، در نهایت در تنها اتاق سه نفره هتلی اقامت میکنند

آلبینوس پس از برخورد تصادفی با یک دوست قدیمی در شهر به ماجرای رابطه پنهانی مارگوت و رکس پی می برد و خشمگین به هتل باز می گردد و مارگوت را تهدید می کند که حقیقت را بگوید

اما مارگوت اصرار دارد چیزی بین او و رکسِ به ظاهر همجنسگرا وجود ندارد.

ادامه این داستان جذاب را بخوانید یا کتاب صوتی خنده در تاریکی را بشنوید

شخصیت های کتاب خنده در تاریکی نوشته ناباکوف

  • آلبرت آلبینوس – مردی میانسال،منتقد هنری
  • مارگوت پیترز – دختری 17 ساله مشتاق بازیگری، کارگر معمولی سینما
  • رکس – یک نقاش از نیویورک و اولین معشوق مارگو، همچنین اولین شکست عشقی از مارگو هنگامی که او را ترک کرد.
  • الیزابت آلبینوس – همسر آلبرت آلبینوس
  • پل هوچنوارت- برادر الیزابت
  • اتو پیترز – برادر مارگوت
  • ایرما آلبینوس – دختر الیزابت و آلبرت آلبینوس
  • اودو کنراد – نویسنده و آشنای آلبرت

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...