مقدمه ای بر معرفی زندگی و آثار نظامی گنجوی| نظامی گنجوی (تولد بین سال های 530 تا 540 ه.ق) (وفات بین سال های 599 تا 602 ه.ق) با نام های نظامی گنجه ای، نظامی یا نیظامی نیز سراسر دنیا شناخته می شود.

زندگی و آثار نظامی گنجوی

نام اصلی او جمال الدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی بوده است اما در آثار و اشعار خود از نظامی استفاده می کرده.

نظامی گنجوی Nizami Ganje’i شاعر و داستان سرای فعال و نامدار مسلمان ایرانی در قرن ششم هجری قمری (دوازده میلادی) بود.

هم چنین او از علمای فلسفه و حکمت نیز به شمار می آمد.

چرا که بر فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی تسلط کامل داشته است.

نظامی را بزرگترین داستان سرای منظومه های حماسی عاشقانه به زبان فارسی می‌دانند.

او به‌عنوان صاحب سبک و پیشوای داستان‌سرایی در ادبیات پارسی شناخته شده‌است.

اشعار و آثار به جا مانده از او به طور گسترده توسط افغانستان، جمهوری آذربایجان، ایران، منطقه کردستان و تاجیکستان مورد توجه قرار می گیرد.

روز 21 اسفند در تقویم رسمی ایران روز بزرگداشت نظامی گنجوی نامیده می شود.

زندگی و آثار نظامی گنجوی
زندگی و آثار نظامی گنجوی

زندگی و آثار نظامی گنجوی را بشنوید

زندگی و آثار نظامی گنجوی در یک نگاه

نام شخصی او همانطور که در قبل ذکر شد الیاس و تخلص منتخبش نظامی بود.

او در گنجه (امپراتوری سلجوقی، جمهوری آذربایجان کنونی) متولد شد و گمان می‌رود که تمام زندگی خود را در قفقاز جنوبی گذرانده است.

به گفته دی بلویس De Blois ، گنجه شهری بود که در آن زمان ساکنین آن عمدتاً ایرانی بودند.

مورخ ارمنی کراکوس گندزاکتسی Kirakos Gandzaketsi ذکر می کند که: «این شهر پرجمعیت مشمول ایرانیان مسلمان و تعداد کمی از مسیحیان بود».

چون نظامی شاعر درباری نبود، در تواریخ سلسله ها به آن صورت نامی از او نیامده است.

تذكره نویسان که به نوعی مجموعه‌ای از خاطرات ادبی مشتمل از احادیث شاعران بزرگ به همراه اطلاعات شخصی آنها را جمع آوری می کنند به صورت مختصر به نظامی گنجوی اشاره کرده اند.

گفته می شود بسیاری از مطالب این تذكره ها بر اساس افسانه ها، حکایات و شنیده ها است.

در نتیجه، تا به امروز حقایق کمی در مورد زندگی نظامی شناخته شده است.

تنها منبع قابل اعتماد آثار خود نظامی گنجوی است که آنها هم اطلاعات زیادی در مورد زندگی شخصی او ارائه نمی دهند.

زندگی و آثار نظامی گنجوی :خانواده

نظامی در سنین بایین یتیم شد و توسط عموی مادری خود، خواجه عمر، بزرگ شد که تماما مسئولیت او را بر عهده گرفت و به او تحصیلات عالی داد.

مادرش، رئیسه نام داشت و خود نظامی در بیتی آورده است که او اصالتا از اشراف کرد بوده است.

نظامی در اشعار خود یک بار از پدرش یوسف نام برده است.

نظامی در همین بیت نام جدش را زکی ذکر کرده است.

برخی منابع گفته اند که احتمالاً پدرش اهل قم بوده است هر چند که هنوز هم درباره ی زادگاه پدری او اختلاف نظر وجود دارد.

از نظامی به گونه‌های مختلف به‌عنوان پارسی و/یا ایرانی یاد شده است.


زندگی و آثار نظامی گنجوی: ازدواج

گفته می شود نظامی سه بار ازدواج کرده است.

همسر اول او کنیز کیپچکی بود که توسط فخرالدین بهرامشاه حاکم دربند به عنوان هدیه ای برای او فرستاده شد.

به گفته ایرج بشیری او «دوست داشتنی ترین» همسر نظامی بوده است.

تنها فرزند نظامی گنجوی، محمد، از همسر اولش بوده است.

نخستین بانوی او پس از اتمام «خسرو و شیرین» درگذشت.

محمد، فرزند آنها، در آن زمان هفت ساله بوده است .

نظامی در لیلی و مجنون مجدداً از پسرش یاد می کند و می افزاید که این پسر اکنون 14 ساله و «سیب چشم من» است.

او در «هفت پیکر» نیز به پسرش اشاره می کند و به او توصیه می کند که مسئولیت بیشتری را به عهده بگیرد، زیرا پدرش رفته رفته ضعیف تر می شود.

برخی از نویسندگان مدرن در اواخر قرن بیستم ادعا کرده اند که همسر اول نظامی “آفاق” نامیده می شود.

به نظر می رسد وحید دستگردی اولین نویسنده ای باشد که این نام را پیشنهاد کرده است.

سعید نفیسی (در همان زمان) و منبع دیگری اخیراً ؛ این تفسیر بیت متناظر در آثار نظامی و فرض این که آفاق نام واقعی بوده است را به چالش کشیده اند.

آنها آفاق را در بیت صرفاً به معنای «افق» گرفته اند تا اسمی خاص.

عجیب است که دو همسر دیگر نظامی نیز فوت شده اند.

مرگ هر کدام مصادف با اتمام اثری از نظامی بوده و شاعر را بر آن داشت که بگوید: «خدایا چرا برای هر مثنوی باید یک زن فدا کنم!».

زندگی و آثار نظامی گنجوی :تحصیلات

نظامی گنجوی را فیلسوف و عارفی می‌دانند که بر زمینه‌های مختلف اندیشه‌های اسلامی مسلط بود.

نظامی که غالباً با عنوان حکیم نیز یاد می شود، شاعری فرهیخته و استاد سبک غنایی و حسی بود.

در آموخته های شگرف نظامی هیچ شکی نیست.

به صورت کلی در زمان باستان از شاعران انتظار می رفته که در بسیاری از موضوعات به خوبی تبحر داشته باشند.

اما به نظر می رسد نظامی به طور استثنایی چنین بوده است.

اشعار او نشان می دهد که با ادبیات عربی و فارسی، به علاوه ی سنت های شفاهی و مکتوبِ رایج و محلی آشنایی کامل داشته است.

هم چنین با رشته های گوناگون و مهمی چون ریاضیات، نجوم، کیمیاگری، پزشکی و … نیز تماما آشنا بوده است.

او هم چنین بر گیاه شناسی، تفسیر قرآن، نظریه و حقوق اسلامی، اسطوره ها و افسانه های ایرانی، تاریخ، اخلاق و فلسفه، موسیقی و هنرهای تجسمی نیز دستی داشته است.

شخصیت قوی، حساسیتِ اجتماعی و آگاهی از سوابق تاریخی شفاهی و مکتوب، و همچنین میراثِ فرهنگیِ غنیِ فارسی او، ایران پیش از اسلام و بعد از اسلام را در ایجاد معیارِ جدیدی در رابطه با دستاوردهای ادبی متحد می کند.

او به‌عنوان محصولِ فرهنگ آن زمانِ ایران، نه تنها پلی میان ایران پیش از اسلام و ایران اسلامی، بلکه بین ایران و کل جهان باستان ایجاد کرد.


ادبیات و تأثیرات نظامی گنجوی

گلچینی با عنوان نزهت المجالس کشف و منتشر شده است.

این گلچین شامل رباعیات فارسی زبان نظامی و 115 شاعر دیگر از شمال غربی ایران (اران، شاروان، آذربایجان؛حدود 24 شاعر تنها از گنجه و ..) در همان دوران است.

برخلاف سایر نقاط ایران که شاعران بیشتر به رده‌های بالاتر جامعه مانند علما، بوروکرات‌ها و منشی‌ها تعلق داشتند، تعداد زیادی از شاعران نواحی شمال غربی از میان مردم عادی با پیشینه‌های کارگری برخاستند و غالباً نیز از اشعار آنها استفاده می شده است.

عبارات محاوره ای موجود در اشعار در این گلچین شرایط اجتماعی آن زمان را نشان می‌دهد.

این اشعار گسترش کامل زبان و فرهنگ فارسی در منطقه را نشان می دهند و استفاده متداول از اصطلاحات گفتاری در اشعار و پیشه‌های بسیاری از شاعران گواه آن است.

برای مثال تأثیر زبان پهلوی شمال غربی که گویش گفتاری منطقه بوده است، در اشعار موجود در این گلچین به وضوح مشهود است.

با این حال، در همان زمان، منطقه قفقاز سرگرم آمیزه ای منحصر به فرد از فرهنگ های قومی بود.

مادر خاقانی، مسیحی نسطوری؛ مادر مجیر الدین بیلقانی،ارمنی و مادر نظامی، کُرد بود.

این مطلب را هم ببینید
نقد و بررسی رمان جین ایر

آثار آنها نشان دهنده تنوع فرهنگی و زبانی منطقه است.

در پایان قرن دهم میلادی ، ادبیات فارسی از شرق مدیترانه تا کرانه های رود سند رواج یافت.

قدیمی ترین نمونه شعر فارسی موجود در این منطقه، قطران تبریزی است که در دربار دودمان های شدادی و روادید خدمت کرده است.

برخی از محققان در قرن اخیر از قطران تبریزی به عنوان مؤسس مکتب «آذربایجان» یا «مدرسه قفقاز» یا «مکتب تبریز» یا «مکتب شیروان» یاد کرده اند.

در منابع دیگر از جمله دایره المعارف اسلام و منابع ادبی سنتی ایران از واژه «عراقی» برای شعر فارسی نظامی استفاده شده است.

سلجوقیان در سال 1075 میلادی کنترل گنجه را از شدادیان گرفتند و ادبیات فارسی را به سمت غرب به دربار خود گسترش دادند.

در اواسط قرن دوازدهم میلادی ، کنترل امپراتوری سلجوقی بر منطقه تضعیف شد.

در همان زمان فرمانداران استانی آنها و شاهزادگان محلی؛ فرهنگ، هنر و شعر فارسی را در دربار و تشکیلات خود تشویق کردند.

فرهنگ فارسی به طور مشخص در این عصر شکوفا شد.

زمانی که قدرت سیاسی پراکنده شد زبان فارسی زبان اصلی باقی ماند.

تقاضا برای کارمندان و بازرگانان ایرانی بسیار زیاد بود و سلسله های مختلف همچنان برای شاعران پارسی به رقابت می پرداختند.

این امر به ویژه در گنجه، شهری که نظامی در آن زندگی می کرد، صدق می کرد.

نظامی توسط حاکمان مختلف حمایت می شد.

او برخی از مثنوی های خود را به سلسله های مختلف رقیب از جمله سلجوقیان، الدیگوزیدها، شروان‌شاهان، حاکم اهر و احمدیلیان تقدیم کرد.

اگرچه او از حمایت حاکمان و شاهزادگان مختلف برخوردار بود، اما از دربار اجتناب می کرد.

به طور کلی در باب نظامی اعتقاد عموم بر این است که زندگی منزوی ای داشته است.

از آنجایی که او شاعر درباری نبود، در سالنامه سلسله ها که نام وقایع خاندان های حاکم را ذکر می کند،نامی از او نیامده است.

به گفته چلکوفسکی، محقق ادبی، «به نظر می رسد سرگرمی مورد علاقه نظامی خواندن شاهنامه (کتاب شاهان) فردوسی بوده است.

نظامی از فردوسی به عنوان حکیم،دانا و استاد بزرگ یاد کرده است.

نقل قولی از او در باب فردوسی بدین صورت است :

«که کلمات را چون نو عروس آراسته است.»

نظامی به پسر شروان شاه توصیه می کند که شاهنامه بخواند و سخنان پرمعنای خردمندان را به خاطر بسپارد.

نظامی در سه مثنوی خود (هفت پیکر، خسرو و شیرین و اسکندر نامه) از شاهنامه به عنوان منبع و الهام استفاده کرده است.

داستان ویس و رامین نیز تأثیر زیادی بر نظامی گذاشت.

اولین اثر تاریخی نظامی، مخزن الاسرار، متاثر از حدیثه الحکیکه سنایی است.

نظامی گرچه این تاثیرگذاری را تصدیق می کند، اما هم چنان کار خود را برتر می داند.

شباهت های اصلی شعر سنایی و نظامی در ژانر اخلاقی-فلسفی آن است.

هرچند نظامی از متری متفاوت استفاده می کند و کل اثر را به گونه ای دیگر تنظیم می کند.

تجسم متهورانه خاقانی، بر نظامی گنجوی و به‌طور کلی بر شعر فارسی تأثیر بسزایی داشته است.

آثار نظامی گنجوی به ترتیب از قدیم به جدید :

نظامی در عصر بی‌ثباتی سیاسی و فعالیت‌های فکری شدید زندگی می‌کرد و اشعار او نیز بازتابی از آن شرایط هستند.

اما اطلاعات کمی در مورد زندگی او، روابط او با حامیانش، یا تاریخ دقیق آثارش وجود دارد.

او اشعار خود را طبق رسم آن زمانِ شاعران بزرگ، به حاکمان مختلف منطقه تقدیم کرد، اما از زندگی درباری اجتناب کرد.

نظامی استاد سبک مثنوی بود.

زندگی و آثار نظامی گنجوی -خمسه نظامی
زندگی و آثار نظامی گنجوی -خمسه نظامی

خمسه یا پنج گنج :

اصلی‌ترین اثر نظامی که بیشتر به خاطر آن شهرت دارد، مجموعه‌ای مشتمل بر پنج مثنوی است که با نام‌های خمسه یا پنج گنج شناخته می‌شود و به ترتیب تالیف عبارتند از :

1.مخزن الاسرار

حدود 2250 بیت مشتمل بر 20 مقاله در باب مسائل اخلاقی ـ فلسفی که به فخرالدین بهرامشاه، حاکم ارزنجان تقدیم شد.

این مثنوی به موضوعاتی مانند فلسفه و الهیات می پردازد.

هرگفتار (مقاله) یک داستان مثال زدنی در موضوعات دینی و اخلاقی را به تصویر می‌کشد.

داستان‌هایی که اشاره به عدالت پادشاهی، رهایی از نفاق، هشدار درباره ی بطالت دنیا و نیاز به آمادگی برای آخرت سفارش می‌کنند.

هر گفتار با رساله‌ای به خود شاعر که حاوی نام قلمی اوست، پایان می‌یابد.

او در چند گفتار به وظایف یک پادشاه می پردازد.

اما در مجموع گفتار ها به صورت کلی متوجه بشریت و مسائل معنوی انسان ها هستند.

این مثنوی از نمونه‌های بارز ادبیات تعلیمی در زبان پارسی است و در حدود سال 570 هجری و در آستانه چهل سالگی شاعر به اتمام رسیده‌است.

زندگی و آثار نظامی گنجوی
زندگی و آثار نظامی گنجوی- خسرو و شیرین

2.خسرو و شیرین

بر اساس داستانی واقعی است که بیشتر توسط شاعران فارسی زبان رمانتیک شده است.

این مثنوی به سلطان طغرل دوم سلجوقی، اتابک محمد بن الدیغوز جهان پهلوان و برادرش قزل ارسلان تقدیم شد.

شامل حدود 6500 بیت است که عشق خسرو پرویز (شاهنشاه ساسانی ) به شاهزاده ی ارمنی خود، شیرین، را به تصویر می کشد.

خسرو و شیرین، داستان خواستگاری شاه خسرو از شاهزاده شیرین و شکست رقیب عشقی او فرهاد را بازگو می کند.

داستان ساختار پیچیده ای دارد که چندین ژانر به طور همزمان مورد استفاده قرار می گیرند.

خسرو پیش از بازگشت به شیرین، عشق واقعی خود، سفرهای طولانی جسمی و روحی را تحمل می کند.

سرانجام با هم ازدواج می کنند.

اما در نهایت خسرو به دست پسرش کشته شد و شیرین بر سر جسد شوهر مقتولش خودکشی کرد.

تأثیر ویس و رامین در این اثر قابل مشاهده است.

اثر بزرگ نظامی نیز به نوبه خود تأثیر شگرفی بر نویسندگان بعدی گذاشت و تقلیدهای زیادی از این اثر انجام شد.

مثنوی خسرو و شیرین با وحدت کامل هنری و ساختاری، نه تنها برای نظامی، بلکه برای کل ادبیات فارسی تبدیل به نقطه عطفی شد.

3.لیلی و مجنون

اگرچه نام لیلی و مجنون پیش از نظامی گنجوی نیز در اشعار و ادبیات پارسی به چشم می‌خورد، ولی نظامی برای نخستین بار، آن را به شکل منظومه‌ای واحد به این زبان در 4700 بیت به درخواست پادشاه شروان به نظم کشید.

نظامی خود از بابت این سفارش ناراضی و بی‌میل بوده‌است و کار را در چهار ماه به پایان برده‌است.

داستان لیلی و مجنون منشا عربی دارد که بعدها توسط ایرانیان اقتباس و تزیین شد.

این اثر بر اساس افسانه محبوب عربی عاشقان بد اقبال (بد ستاره) است :

قیسِ شاعر عاشق دختر عموی خود، لیلا، می شود اما پدر لیلا مانع ازدواج این دو می شود.

پدر لیلا ارتباط با قیس را ممنوع می کند.

بعد از این مموعیت قیس دچار حالتی بیمار گونه شده و شروع به اعتراف عشق خود به لیلا در ملاء عام می کند.

این حالت بیمارگونه و وسواس بر لیلا آنقدر شدید می شود که همه چیز را از نظر لیلا می بیند و ارزیابی می کند.

او به صورت کلی حالت و رفتار عادی سابقش را از دست می دهد.

از این رو، همه او را “مجنون” می نامند.

او ناامید از همه چیز و همه کس جامعه را ترک می کند و برهنه در بیابان در میان جانوران پرسه می زند.

با این حال، فکر لیلا خواب و خوراک را از او گرفته بود.

تنها فعالیت او تبدیل به سرودن شعر در حسرت لیلا شده بود.

در همان زمان ، لیلا برخلاف میل خود ازدواج می کند.

اما با مقاومت در برابر پیشروی های شوهرش از باکرگی خود محافظت می کند.

در ملاقاتی مخفیانه مجنون را می بیند، اما هیچ تماس فیزیکی ندارند. بلکه از دور برای هم شعر می گویند.

شوهر لیلا در نهایت می میرد و این امر موانع قانونی را برای ازدواج آنها از بین می برد.

با این حال مجنون آنقدر روی تصویر ایده آل لیلا در ذهن خود متمرکز شده است که دوباره به صحرا می گریزد.

لیلا از شدت اندوه می میرد و با لباس عروسش به خاک سپرده می شود.

این مطلب را هم ببینید
کتاب هفت پادشاه نوشته محمود طلوعی

مجنون با شنیدن این خبر سراسیمه به سمت قبر او می‌رود و در آنجا فوراً می میرد.

آن دو کنار هم دفن می شوند و قبرشان زیارتگاه می شود.

بعد ها شخصی در خواب می بیند که آن دو در بهشت ​​متحد هستند و به عنوان پادشاه و ملکه زندگی می کنند.

زندگی و آثار نظامی گنجوی -اسکندرنامه مشتمل بر شرفنامه و اقبالنامه
زندگی و آثار نظامی گنجوی -اسکندرنامه


4.اسکندرنامه (مشتمل بر شرفنامه و اقبالنامه)

در بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، در10500 بیت سروده شده است.

این داستان بر اساس افسانه های اسلامی ساخته شده و در مورد اسکندر مقدونی است.

اسکندر نامه از دو بخش شرفنامه و اقبالنامه تشکیل شده است.

شرفنامه سه مرحله از زندگی اسکندر را روایت می کند:

اول به عنوان فاتح جهان.

سپس به عنوان یک جوینده دانش. به اندازه کافی خرد به دست می آورد تا به جهل خود اعتراف کند.

و سرانجام به عنوان یک پیامبر. بار دیگر در سراسر جهان، از غرب به شرق، و از جنوب به شمال سفر می کند تا مرام توحیدی خود را به جهانیان اعلام کند.

شرفنامه درباره تولد اسکندر، جانشینی او بر تاج و تخت روم (یونان)، جنگ‌های او علیه آفریقایی‌هایی که به مصر حمله کردند، فتح ایران و ازدواج او با دختر داریوش، بحث می‌کند.

این بخش همچنین درباره زیارت اسکندر در مکه، اقامت او در قفقاز و دیدارش از ملکه صحبت می کند.

اسکندر هند، چین و روسیه را فتح کرد.

شرفنامه با جستجوی ناموفق اسکندر برای یافتن آب حیاتِ جاودانه به پایان می رسد.


اقبال نامه شرحی است از رشد شخصی اسکندر به حاکمی ایده آل.

او با فیلسوفان یونانی و هندی مناظره دارد و بخش عمده ای از متن به گفتارهایی اختصاص دارد که با هفت حکیم یونانی دارد.

شاعر سپس از پایان اسکندر می گوید و شرحی از اوضاع و احوال مرگ هر یک از حکیم هفت گانه می افزاید.

تصویر نظامی از اسکندر، تصویر یک شوالیه ایرانی است.

ترجمه انگلیسی شرفنامه توسط هنری ویلبرفورس-کلارک در سال 1881 منتشر شد و در حال حاضر به صورت آنلاین نیز در دسترس است.

زندگی و آثار نظامی گنجوی
زندگی و آثار نظامی گنجوی- هفت پیکر


5.هفت پیکر

(که آن را بهرام‌نامه و هفت گنبد نیز خوانده‌اند)، در بحر خفیف مسدس مخبون مقصور و محذوف، در 5136 بیت سروده شده است.

داستان درباره ی بهرام پادشاه ساسانی است که پس از بیست سال بی فرزندی یزدگرد به دنیا می آید.

هفت پیکر شرح حالی از بهرام گور فرمانروای ایرانی ساسانی است.

به زندگی پرماجرای او قبلاً توسط فردوسی در شاهنامه پرداخته شده و نظامی نیز بارها به آن اشاره می کند.

به طور کلی، نظامی آن قسمت هایی را که فردوسی به آن پرداخته است حذف می کند، یا به طور بسیار مختصر به آنها دست می زند و بر مطالب جدید تمرکز می کند.

شاعر با بیان روایتی از تولد بهرام گور و تربیت او در دربار نعمان پادشاه عرب و کاخ افسانه‌ای او خورناق آغاز می‌کند.

بهرام که تربیتش به نعمان سپرده شده، شکارچی بزرگی می شود.

در حالی که در کاخ افسانه ای سرگردان است، یک اتاق قفل شده را پیدا می کند که شامل تصویری از هفت شاهزاده خانم است.

از این رو مثنوی هفت پیکر (هفت زیبا) نامیده می شود.

هر یک از این شاهزاده خانم ها از هفت اقلیم مختلف هستند و بهرام عاشق آنها می شود.

پدرش یزدگرد اول از دنیا می رود و بهرام به ایران باز می گردد تا تاج و تخت خود را از مدعیان بگیرد.

پس از چند قسمت او به عنوان پادشاه شناخته می شود و ایرانیان را از قحطی نجات می دهد.

هنگامی که کشور ثبات پیدا می کند ، پادشاه به دنبال هفت شاهزاده خانم می گردد و آنها را به عنوان عروس خود می برد.

به معمار خود دستور می دهد که برای هر یک از عروس های جدیدش هفت گنبد بسازد.

معمار به او می گوید که هر یک از هفت اقلیم توسط یکی از هفت سیاره اداره می شود و به او توصیه می کند که با آراستن هر گنبد به رنگی که مربوط به هر اقلیم و سیاره است، خوشبختی را تضمین کند.

بهرام بدبین است اما به توصیه معمار عمل می کند.

شاهزاده خانم ها در قصر های باشکوه اقامت می کنند.

پادشاه در روزهای هفته از شاهزاده خانم ها دیدن می کند.

در روز شنبه شاهزاده خانم هندی که توسط زحل اداره می شود.

بعد یغما ناز دختر خاقان ترکان، ناز پری دختر پادشاه خوارزم، نسرین نوش دختر پادشاه اسلاوها، آذربین دختر پادشاه مراکش، همای دختر سزار رومی و و دیروست شاهزاده خانم زیبای ایرانی از خاندان کی کاوس.

هر شاهزاده خانم داستانی را برای پادشاه تعریف می کند که با حال و هوای رنگ مربوطه او مطابقت دارد.

این هفت داستان به زیبایی سروده شده و در مثنوی به آن برداخته می شود .

در حالی که پادشاه با هفت عروس مشغول است، وزیر شیطان صفت او قدرت را در قلمرو به دست می گیرد.

بهرام گور متوجه می شود که امور ایران به هم ریخته است، خزانه خالی است و حاکمانِ همسایه برای حمله خود را آماده کرده اند.

او ابتدا با رفتن به شکار ذهن خود را پاک می کند.

پس از بازگشت از شکار شروع به تحقیق درباره ی وزیر فاسد می کند و از میان انبوه شکایات، هفت نفر را انتخاب می کند که به او بی عدالتی را که متحمل شده اند می گویند.

وزیر متعاقبا کشته می شود و بهرام گور عدالت را باز می گرداند و دستور می دهد هفت گنبد خوشگذرانی را برای رضای خدا به آتشکده تبدیل کنند.

سپس بهرام برای آخرین بار به شکار می رود اما به طور مرموزی ناپدید می شود.

این اثر در سال 1924 توسط چارلز ادوارد ویلسون به انگلیسی ترجمه شد.

رندر انگلیسی جدیدتر بر اساس نسخه های خطی کاملتر توسط جولی اسکات میثمی در سال 1995 انجام شد.

زندگی و آثار نظامی گنجوی -کلیات نظامی
زندگی و آثار نظامی گنجوی -کلیات نظامی

گزیده ای از اشعار نظامی گنجوی :

معرفی نظامی گنجوی از زبان خودش :

در خط نظامی ار نهی گام بینی عدد هزار و یک نام
والیاس که الف بری ز لامش هم با نود و نه است نامش
ز این‌گونه هزار و یک حصارم با صد کم یک سلیح دارم
گر شد پدرم به سنت جد یوسف، پسر زکی مؤید

گزیده هایی از خسرو و شیرین :

چو قصد چشمه کرد آن چشمه ی نور فلک را آب در چشم آمد از دور
سهیل از شعر شکرگون برآورد نفیر از شعری گردون برآورد
پرندی آسمان‌ گون بر میان زد شد اندر آب و آتش در جهان زد


گر از عشق آسمان آزاد بودی کجا هرگز زمین آباد بودی

چو من بی‌عشق خود را جان ندیدم دلی بفروختم جانی خریدم

ز عشق آفاق را پردود کردم خرد را دیده خواب‌آلود کردم

کمر بستم به عشق این داستان را صلای عشق در دادم جهان را

مبادا بهره‌مند از وی خسیسی به جز خوشخوانی و زیبانویسی

ز من نیک آمد این ار بد نویسند به مزد من گناه خود نویسند


گزیده هایی از لیلی و مجنون :

بود اول آن خجسته پرگار نام ملکی که نیستش یار

دانای نهان و آشکارا کو داد گهر به سنگ خارا

دارای سپهر و اخترانش دارنده نعش و دخترانش

بینا کن دل به آشنائی روز آور شب به روشنائی

سیراب کن بهار خندان فریادرس نیازمندان

وانگه ز جگر کبابی خویش گفته سخن خرابی خویش

کاین نامه ز من که بی‌قرارم نزدیک تو ای قرار کارم

چون ابن‌سلام دید سوگند زان بت به سلام گشت خرسند

دانست کزو فراغ دارد جز وی دگری چراغ دارد

لیکن به طریق سر کشیدن می نتوانست از او بریدن

کز دیدن آن مه دو هفته دل داده بدو ز دست رفته

گفتا چو ز مهر او چنینم آن به که درو ز دور بینم

خرسند شدن به یک نظاره زان به که کند ز من کناره

وانگه ز سر گناهکاری پوزش بنمود و کرد زاری