خلاصه ی کتاب تسلی بخشی های فلسفه نوشته آلن دوباتن

کتاب تسلی بخشی های فلسفه دارای شش بخش به شرح زیر است:

  • تسلی بخشی در مواجهه با عدم محبوبیت – سقراط
  • تسلی بخشی در مواجهه با کم پولی – اپیکور
  • تسلی بخشی در مواجهه با ناکامی – سنکا
  • تسلی بخشی در مواجهه با ناتوانی و نابسندگی – مونتنی
  • تسلی بخشی قلب شکسته – شوپنهاور
  • تسلی بخشی در مواجهه با سختی ها – نیچه

۱). کتاب تسلی بخشی های فلسفه :در مواجهه با عدم محبوبیت

– کتاب تسلی ‌بخشی‌ های فلسفه کار خود را با مشکل  عدم محبوبیت‌  آغاز می‌ کند و به مرگ سقراط به عنوان لحظه ‌ای سرنوشت ‌ساز در تاریخ فلسفه می ‌پردازد. سقراط فیلسوفی است که در برابر عدم محبوبیت و محکوم شدن از طرف حکومت متزلزل نشد، او به هیچ عنوان از افکار خود دست برنداشت و در این راه جام شوکران را نوشید.

اعتماد به نفس سقراط از دید دوباتن ریشه در فلسفه دارد و این فلسفه است که سقراط را در برابر مسئولیتی همزمان ژرف قرار می ‌دهد:

حکیم و خردمند شدن از طریق فلسفه.

– از دید او ما شک‌ های خود را فرو می ‌خوریم و از گله پیروی می ‌کنیم‌، زیرا نمی ‌توانیم خود را پیشگام درک حقایق دشواری بدانیم که ناشناخته هستند. اشتباهات فکری و نا درستی شیوه زندگی را در هیچ موردی و به هیچ طریقی هرگز نمی ‌توان با این واقعیت اثبات کرد که با مخالفت روبرو شده ‌ایم‌.

سقراط می ‌پذیرفت که گاهی اوقات در اشتباه هستیم و باید به دیدگاه ‌های خود شک کنیم‌. از منظر سقراط بنیان تفکر هرقدر هم که با دقت تغییر چهره دهد ممکن است به شدت آشفته باشد.

دوباتن راه خروج از دو توهم نیرومند را به دست سقراط می‌سپارد:این که یا باید همیشه به دستورهای افکار عمومی گوش کنیم و یا هیچ‌ وقت به آن‌ها گوش نکنیم ‌

– سقراط بی‌ آن که خم به ابرو آورد زهر را نوشید و از همراهانش خواست تا آرام گیرند. رستگاری این داستان پس از مرگ سقراط بود. به زودی اوضاع رو به تغییر نهاد و متهم‌ کنندگان سقراط سرانجام به دست مردم آتن به دار آویخته شدند و مجسمه برنزی گران‌ بهایی از او برپا شد.

از دید آلن دوباتن از میان رفتن تعصبات و کاهش حسادت ‌ها به زمان نیاز دارد و شاید باور کردن از رستگاری کمی دشوار است‌.

– از سقراط می آموزیم که در ارزیابی از خودمان به جای اهمیت دادن به نظر و حمایت دیگران از افکار و اعمالمان، به معقول و منطقی بودن آنها بها بدهیم. به ما یاد می دهد از روشی منطقی و قابل اتکا تر نسبت به سایر روش های رایج عامیانه، درستی یا نادرستی عقایدمان را محک بزنیم.

حقیقت تا جایی که برای انسان قابل دسترس است، در گزاره ای نهفته است که ابطال آن ناممکن به نظر می رسد. اگر بفهمیم چیزی چه نیست، می توانیم تا بیشترین حد ممکن به درک چیستی آن نزدیک شویم

– سقراط ما را ترغیب می کند که از اطمینان مردم نترسیم، مردمی که نمی توانند به پیچیدگی های زندگی خود، احترام بگذارند و دیدگاه های خود را بدون دقتی حداقل به اندازه دقت یک کوزه گر (در حرفه خود)، صورت بندی می کنند. آنچه بدیهی و  طبیعی خوانده می شود به ندرت چنین است. تشخیص این امر باید به ما بیاموزد که دریابیم جهان انعطاف پذیرتر از چیزی است که به نظر می رسد، زیرا دیدگاه های تثبیت شده، اغلب نه از طریق فرایند استدلال بی عیب و نقص بلکه از طریق قرن ها آشفتگی فکری ظاهر شده اند. ممکن است دلایل خوبی برای شکل و وضعیت فعلی امور وجود نداشته باشد.

۲). کتاب تسلی بخشی های فلسفه :در مواجهه با کم پولی

– از اپیکور یاد میگیریم که اگر پول داشته باشیم ولی از نعمت دوستان، آزادی عمل، و زندگی تحلیل شده (تفکر) محروم باشیم، هرگز خوشبخت نخواهیم بود و اگر از این سه نعمت برخوردار باشیم ولی پول نداشته باشیم، هرگز بد بخت نخواهیم بود.

– در این بخش که دومین فیلسوف در کتاب به سراغش رفته‌،  اپیکور است‌. آنچه بی ‌درنگ فلسفه اپیکور را متمایز می ‌کند تاکید او بر اهمیت لذت جسمانی است‌. از دید اپیکور لذت آغاز و غایت زندگی سعادتمندانه است‌.

اپیکور عاشق غذای خوب بود و سرآغاز همه خوبی ‌ها را در لذت شکم می ‌دانست‌، فلسفه برای او و پیروانش راهنمایی برای لذت بود. تعالیم او در سراسر حوزه مدیترانه پخش شد و به مدت پانصد سال نافذ ماند.

در قلب اپیکورگرایی این اندیشه وجود دارد که تشخیص‌ های شهودی ما به ندرت درست ‌تر هستند. از دید دوباتن وقتی روحمان ناخوش است باید به فیلسوفان روی آوریم، به عبارت دیگر فلسفه اگر آلام فکری را برطرف نسازد بی ‌فایده است‌. در فلسفه اپیکور طرح ‌های نادرستی برای رسیدن به خوشبختی وجود دارد که تنها تفسیر امیال نامشخص و مبهم به کمک فلسفه است که می ‌تواند ما را از این طرح‌ های نادرست برهاند.

آلن دوباتن فهرستی از دارایی ‌های لازم برای خوشبختی در نظر می ‌گیرد که در حقیقت یک فهرست اپیکوری است‌، این دارایی ‌ها عبارتند از:

 دوستی‌،  آزادی و  تفکر.

– اصل استدلال اپیکور این است که اگر تحلیل شده محروم باشیم هرگز واقعا خوشبخت نخواهیم بود و اگر از این سه نعمت برخوردار باشیم ولی پول نداشته باشیم هرگز بدبخت نخواهیم بود. هیچ‌ چیز نمی‌تواند کسی را که به کم راضی نمی ‌شود، راضی کند.

۳). کتاب تسلی بخشی های فلسفه : تسلی بخشی در مواجهه با ناکامی

– در این بخش آلن دوباتن از افکار سنکا برای تسلی ‌بخشی راهنمایی و استفاده می‌ کند. توطئه بر زیر کشیده شدن نرون بیست و هشت ساله از اریکه سلطنت کشف شده بود و امپراتور مجنون به دنبال انتقام کورکورانه، فرمان مرگ سنکا را می ‌دهد.

سنکا باید بی ‌درنگ خودکشی کند، او از پزشکش می ‌خواهد جامی از شوکران برایش فراهم کند تا به تقلید از سقراط بمیرد، ولی میل سنکا به تقلید از سقراط نافرجام بود، پس او را در حمام بخار جای دادند تا آرام آرام خفه شد.

دوباتن هسته هر ناکامی را واجد ساختاری نهفته و اساسی می‌داند: تضاد خواسته فردبا واقعیت بنیادین

– تضادها از منظر دوباتن از همان دوران نوزادی شروع می ‌شوند، دورانی که منابع رضایت ما خارج از کنترل ما هستند. به نظر سنکا اوج حکمت آن است که بیاموزیم سرسختی و لجاجت جهان را با واکنش ‌هایی مثل فوران خشم‌، احساس بدبختی‌، اضطراب‌، ترشرویی و بدگمانی بدتر نسازیم‌. وظیفه فلسفه عبارت است از آماده کردن نرم ‌ترین فرود ممکن خواسته‌ های ما بر روی دیوار انعطاف ‌ناپذیر واقعیت‌، سنکا دیدگاهی در باره ذهن دارد که بر اساس آن عصبانیت نه از فوران مهار ناشدنی هیجانات بلکه از اشتباه اساسی (و مهار شدنی‌) قوه تعقل ناشی می ‌شود.

– حالت تشویق در فلسفه سنکا در باره وضعیت نامطمئن است که فرد هم امیدوار به بهترین حالت است و هم می‌ترسد که بدترین حالت اتفاق بیفتند. این وضعیت معمولا مانع می ‌شود که افراد مضطرب از فعالیت‌ های لذت ‌بخش فرهنگی‌، جنبشی یا اجتماعی لذت ببرند. سنکا به شیوه ‌ای حکیمانه می ‌خواهد فکر کنیم احتمال ندارد رویدادها به اندازه‌ ای که می ‌ترسم بد باشند.

نکته تسلی ‌بخش در فلسفه سنکا چیزی ظریف ‌تر است‌: پذیرفتن چیزی غیرضروری به عنوان امری ضروری همان اندازه غیرعاقلانه است که طغیان علیه چیزی ضروری ‌.

– با پذیرش امر غیرضروری و انکار امر ممکن همان اندازه می‌توان به سادگی گمراه شد که با انکار امر ضروری و طلب امر غیرممکن و از دید دوباتن این وظیفه عقل است که میان این امور تمایز گذارد.

این بخش از کتاب با جمله‌ای از سنکا پایان می ‌یابد: چه لزومی دارد برای اجزای زندگی گریه کنیم‌؟ کل زندگی گریه دارد .

۴). کتاب تسلی بخشی های فلسفه :تسلی بخشی در مواجهه با ناتوانی و نابسندگی

– مونتنی ما را با محدودیت های فیزیولوژیک مان آشتی می دهد و کمک می کند تا خودمان را با تمامیت وجودمان بپذیریم.و البته مونتنی آموزه های زیاد دیگری هم برای ما دارد که دوباتن برخی از آنها را برایمان تعریف می کند.مثل تشریح و بسط این گفته که من انسانم و هیچ چیز انسانی برای من بیگانه نیست

این مطلب را هم ببینید
نقد و بررسی رمان در جستجوی زمان از دست رفته نوشته مارسل پروست

– مونتنی فیلسوفی است که از کودکی مطالعه آثار کلاسیک را شروع کرده بود. لاتین را به عنوان زبان اول آموخته بود و در هفت یا هشت سالگی آثار اووید را خوانده بود. مطالعه مایه تسلی ‌خاطر زندگی او بود. از دید او حیوانات اغلب در عشق ماهرتر از انسان ‌ها هستند و دانش زمانی مفید است که آرامش و متانت را از انسان نگیرد. مونتنی شک داشت که ذهن چیزی به ما داده باشد که شایسته شکر باشد و از این‌ رو فلسفه ‌اش تصدیق می ‌کرد که ما با موجودات عقلانی بسیار فاصله داریم‌.

– پاره‌ ای از زندگی ما بر اساس جنون و پاره‌ ای بر اساس حکمت است‌. بدن ما ذهن ما را اسیر هوس ‌ها و نوسانات خود می ‌کند، به عقیده مونتنی آدمی قبل و بعد از صرف یک وعده غذا آدم متفاوتی است‌.

از دید آلن دوباتن فلسفه مونتنی فلسفه سازش است‌: بدترین مشکل ما خوار شمردن وجودمان است‌، باید از مبارزه درونی با پوشش‌ های جسمانی خود دست برداریم و آن ‌ها را به عنوان واقعیت ‌های تغییرناپذیر پذیرا شویم‌.

آلن دوباتن صراحت مونتنی را موجب از بین رفتن تنش ‌های روحی خواننده می‌داند. زبان او غم‌ انگیزترین لحظات جنسی را به دقت بیان می‌کند و با نقب زدن به اندوه ‌های خصوصی اتاق خواب‌، رسوایی و ننگ را از آن ‌ها می‌ زداید و فرد را با بدن خود آشتی می ‌دهد.

برای دوباتن فلسفه مونتنی حکمت را ناممکن نمی ‌داند بلکه به دنبال تغییر تعریف حکمت است‌. حکمت حقیقی باید شامل سازگاری با جنبه ‌های پست‌ تر ما باشد.

آلن دوباتن اهمیت فلسفه مونتنی را سودمندی و تناسب آن با زندگی می‌ داند، از دید او گفتار افلاطون و اپیکور متناسب و جالب است و به ما برای غلبه بر نگرانی و تنهایی خودمان کمک می ‌کند.

از منظر مونتنی در هر زندگی‌ میتوان آرای جالبی یافت و داستان‌ های زندگی ما هرقدر هم که پیش پا افتاده باشد باز هم واجد بینش ژرف می‌باشد. از دید دوباتن او با طرح مسایل پیش پا افتاده به صورت نمادین یادآوری می‌ کند که یک من متفکر در پشت کتابش وجود دارد که شباهتی با متفکران گذشته ندارد و به دلیل این عدم شباهت، مایوس هم نشده است‌.

۵). کتاب تسلی بخشی های فلسفه :تسلی بخشی قلب شکسته

– وقتی عشق ما را در هم شکسته، تسلی بخش است که بشنویم خوشبختی هرگز جزیی از برنامه نبوده است. فقط یک اشتباه مادرزادی وجود دارید، و آن این است که می پنداریم زندگی می کنیم تا خوشبخت باشیم… تا زمانی که بر این اشتباه مادرزادی پافشاری کنیم جهان پر از تناقض به نظرمان می رسد؛ زیرا در هر قدمی، در مسائل کوچک و بزرگ، مجبوریم این امر را تجربه کنیم که جهان و زندگی قطعا به منظور حفظ زندگی سرشار از خوشبختی آرایش نیافته اند. به همین دلیل سیمای تقریبا همه افراد سالخورده حاکی از احساسی است که نا امیدی خوانده می شود.

– درباره غم‌ های ناشی از عشق‌، شوپنهاور شاید بهترین فیلسوف است‌: دوباتن چنین نظری در رابطه با شوپنهاور دارد و از این‌ رو او را تسلای قلب شکسته می ‌داند.

– از دید شوپنهاور تاریخ هر زندگی‌ تاریخ رنج است‌، او با ازدواج مخالف است و آن را انجام دادن هرکار ممکن برای متنفر شدن زن و شوهر از یکدیگر می ‌داند، با این وجود به چند همسری علاقه دارد و داشتن ده مادرزن را بهتر از یک مادرزن می ‌داند.

– از دید او هرچه انسان ‌ها پیشرفته‌ تر باشند و هرچه مغزشان فعال ‌تر باشد بیش‌تر به خواب نیاز دارند. با افزایش شهرت و افزایش توجه زنان به شوپنهاور دیدگاه‌ هایش در باره آن ‌ها ملایم ‌تر می‌ شود و زنان را موجوداتی قادر به فداکاری و کسب بصیرت می ‌داند.

از دید او عشق قادر است جدی ‌ترین اشتغالات را برهم زند و برای لحظه‌ای بزرگ ‌ترین اذهان را فلج کند. اراده معطوف به حیات از دید شوپنهاور همواره بر عقل غلبه دارد و داوری ‌های عقل را دستکاری می‌کند، او این اراده را سائقه ‌ای ذاتی برای بقا و تولید مثل می‌ داند.

– از منظر دوباتن می ‌توان گفت که شاید شوپنهاور از آشوب و نگرانی ناشی از عشق متنفر بوده است‌. از دید او ما آزاد نیستیم که عاشق همه شویم زیرا نمی ‌توانیم از همه بچه ‌های تندرستی داشته باشیم‌. او عشق رانهایتا به ازدواج منتهی می داند واین شاید دست کم گذاشتن بر عشق و مفهوم وسیع و عمیق این واژه باشد.

اراده معطوف به حیات، ما را به سوی افرادی جلب می‌کند که شانس ما را برای ایجاد بچه ‌های زیبا و باهوش زیاد می ‌کنند و ما را از کسانی دور می ‌کند که این شانس را کاهش می ‌دهند.

– عشق از دید شوپنهاور چیزی نیست مگر جلوه آگاهانه کشف والدین آرمانی از جانب اراده معطوف به حیات. چون والدین ما در روابط عشقی خود اشتباهاتی کرده‌ اند ما نیز به احتمال زیاد از توازن آرمانی فاصله داریم‌.

نظریه خنثی شدن شوپنهاور اعتماد می‌دهد تا شیوه‌های ایجاد جذابیت را پیش ‌بینی کند، از دید او زنان کوتاه قد عاشق مردان بلند قد می ‌شوند. ولی به ندرت مردان بلند قد عاشق زنان بلند قد می ‌شوند (به دلیل ترس ناخود آگاه آن‌ها از تولید بچه غول‌ها). این نظریه بیان می ‌کند فردی که برای بچه ما بسیار مناسب است هرگز برای خود ما خیلی مناسب نیست و همراهی آسایش و عشق آتشین به ندرت اتفاق می‌ افتد.

– به نظر شوپنهاور هر موجودی بر روی زمین همان قدر به زندگی به همان اندازه بی‌ معنا به زندگی متعهد است‌:

سخت کوشی مورچه‌ های کوچک‌، زندگی حشرات‌، کسب و کار موش ‌های کور در دالان ‌های تاریک نمونه‌ هایی از این تعهد به زندگی بی ‌معنا هستند.

شوپنهاور از دید دوباتن ما را افسرده نمی ‌کند بلکه از انتظاراتی خلاصمان می ‌کند كه موجب احساس تلخ ‌كامی و ياس میشوند، به عبارت ديگر وقتی عشق، ما را درهم شكسته‌، تسلی ‌بخش است كه بشنويم خوشبختی هرگز قسمتی از برنامه نبوده است‌.

۶). تسلی بخشی های فلسفه : تسلی بخشی در مواجهه با سختی ها

– نيچه از فيلسوف هایی است كه از ديد دوباتن دريافته بود كسانی كه خواهان احساس رضايت خاطر هستند بايد از هرگونه سختی استقبال كنند. از ديد نيچه هيچ‌ كس نمیتواند بدون تجربه اثر هنری بزرگی بيافريند و نمی ‌تواند بی ‌درنگ در اين دنيا به جایی برسد و نمی ‌تواند در اولين كوشش عاشق بزرگی باشد و درست در فاصله ميان شكست اوليه و موفقيت ‌های بعدی‌، در شكاف ميان كسی كه می ‌خواهيم باشيم و كسی كه در حال هستيم حتما درد، اضطراب‌، حسد و تحقير حضور دارد.

– آلن دوباتن اين فلسفه را تركيب شگفت ‌انگيزي از ايمان شديد به توان بشری و پايداری شديد می ‌داند. اين نيچه است كه می خواهد ما را به حقانيت درد و اندوه عادت دهد و به همين دليل در باره كوه ‌ها سخن می ‌گويد.

نيچه فلسفه‌ اش را در ارتباط با كوهستان می داند و هوای نوشته ‌هايش را با هوای ارتفاعات مقايسه می ‌كند، هوايي كه در آن تنهایی وحشتناک است و خطر در كمين نشسته است‌. مسيری كه انسان را از ميان مايگی به ارتفاعات رضايت‌ خاطر رهنمون می ‌شود از دامنه‌ های درد و اندوه می گذرد. در اين بخش دوباتن به تفصيل در رابطه با محيط زندگی نيچه و كوهستان ‌های سيلز ــ ماريا بحث می كند و از عكس ‌های مناسب نيز مانند بخش ‌های ديگر كتاب بهره می ‌گيرد.

نيچه از ما می ‌خواهد كه همچنان به چيزهای مورد علاقه خود عشق بورزيم حتی زمانی كه آن ‌ها را در اختيار نداريم و ممكن باشد كه هرگز هم به آن‌ ها دسترسي پيدا نكنيم‌. دوباتن زندگی سوزناک نيچه را شرح داده و آن را بهترين مثال اين الگوی رفتاری می ‌داند.

این مطلب را هم ببینید
کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

– نيچه دشمن تسلی بخش‌ های دروغين و ساختگی است و در تمام نوشته ‌هايش به اين تسلی ‌های ساختگی می ‌تازد و سختی ها را پيش نياز ضروری رضايت خاطر می ‌داند، بخش پايانی كتاب با جمله ‌ای از نيچه به اتمام رسيده است‌:

 بزرگ‌ ترين بيماري بشر از رهگذر مبارزه با بيماريی هايش پديد آمده و داروهای به ظاهر شفابخش به مرور اوضاع را وخيم ‌تر از آنی كردند كه قرار بود از ميان برود.

– در پايان می ‌توان گفت آلن دوباتن فيلسوف رابطه و عشق است او می خواهد در گذر از نوشتار به آشفتگی روابط پايان دهد و به رابطه‌ ای سرشار از انديشه دست يابد. او از طريق نوشتن به تمامی آشفتگی های موجود در انديشه‌ هايش يكپارچگی می ‌بخشد و اين روش را در تمامی آثارش نيز به كار می گيرد.

به واقع می ‌توان گفت دوباتن نويسنده‌ ای خود درمانگر است و خود درمانی بخش اصلی تمام نوشته ‌هايش را شامل می شود. از ديگر ويژگی ‌های دوباتن می ‌توان به علاقه ‌اش در استفاده از تصاوير و نمودارها اشاره كرد كه به یکس از ويژگی های نمادين و بصری آثارش تبديل شده است‌. خود او استفاده از تصاوير و نمودارها را به عنوان بخشی از ويژگی نوشتاری اش بيان می كند و دليل آن را ذهن تصويری می ‌داند.

آلن دوباتن تمايل دارد كه مفاهيم را به صورت اشكال و فرم‌ های سه بعدی نمايش دهد و آن را نشانه ‌ای از متوازن ‌سازی ميان تصاوير و متون می ‌داند. همين متوازن ‌سازی خود می ‌تواند نشانه‌ ای از حضور امر تسلی ‌بخشی در متن باشد.

خلاصه ی کتاب تسلی بخشی های فلسفه نوشته آلن دو باتن

آلن دوباتن نویسنده کتاب تسلی بخشی های فلسفه

آشنایی مختصر با آلن دوباتن Alain de Botton نویسنده کتاب تسلی بخشی های فلسفه

آلن دوباتن دوره دکتری فلسفه را در دانشگاه  هاروارد آغاز کرد، ولی برای نوشتن آثار فلسفی به زبان ساده، آن را نیمه ‌کاره رها کرد. او در سال ۱۹۹۷ کتاب  ‌چگونه پروست می‌ تواند زندگی‌ شما را دگرگرن کند را منتشر کرد. پس از آن وضعیت بی‌ قراری در سال ۲۰۰۴ و معماری شادمانی دو سال پس از آن روانه بازار شد.

این نویسنده، فیلسوف و مجری تلویزیون که در کارهایش روی مفاهیم زندگی روزمره تمرکز دارد، در سال ۲۰۰۸ یکی از اعضای موسس  مدرسه زندگی  بود؛ موسسه‌ ای ابداعی که در آن روی هوش احساسی افراد کار می ‌شود.

تمام تلاش او این است که بتواند اندیشه‌ فلاسفه و ادیبان مختلف را به زبان ساده برای مردم بنویسد، یا به شکل برنامه‌ های تلویزیونی یا رادیویی یا به شکل سخنرانی ‌های مختلف با مردم در میان بگذارد. از جمله کتاب‌ هایی که به طور مستقیم به این ایده‌ی او اشاره دارند، می‌توان به  پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند  و  تسلی‌ بخشی ‌های فلسفه  اشاره کرد.

یکی از ویژگی‌ های آلن دو باتن این است که موضوع‌ ها را از زوایای مختلفی تحلیل می ‌کند، او غیر از فلسفه، نگاه ویژه‌ ای به روانشناسی و ادبیات نیز دارد و این را می ‌شود در مدل‌ کتاب ‌هایش دید. همین است که برخی نوشته ‌های او را  روان درمانی از طریق فلسفه  می‌ نماند.

او میل دارد که نوشته ‌هایش را زندگی کند. او برای نوشتن کتاب چندین هفته در فرودگاه مینشیند و کتا‌بش را مینویسد. فرودگاه هیرو که دوباتن در آن کتابش را نوشت، بعد از انتشار کتاب، ده هزار نسخه از آن را به مسافرانش هدیه داد.

در مصاحبه ای که آلن دوباتن با خبرگزاری گاردین انجام داده، پنج کتاب بیشترین تاثیر را بر روی او گذاشته ‌اند، که عبارتند از:

۱).  اسطوره‌ شناسی‌ ها نوشته رولان بارت  (۱۹۵۷)

– اگر  بارت را کشف نکرده بودم، نویسنده ‌ای که حالا هستم نمی ‌شدم. در دانشگاه میل گُنگی به نوشتن داشتم، اما نمی ‌توانستم تصور کنم چطور نویسنده ‌ای می ‌شوم. بعد با مرد فرانسوی آشنا شدم که به من یاد داد چطور کارهای غیر داستانی بنویسم.  اسطوره ‌شناسی‌ ها  درباره معمولی ‌ترین مسائل ممکن است؛ پودر شست ‌و شو، برج ایفل، عاشق شدن، دامن‌ های بلند و کوتاه و عکس ‌هایی از مادرش. با این حال، او نوعی ذهنیت فلسفی و آموزشی کلاسیک را روی این موضوعات سوار کرده.  بارت  می ‌داند چطور افکار  ژان راسین  را با تعطیلات ساحلی، و  فروید  و انتظار زنگ تلفن یک معشوق را به هم ربط دهد. کار او، فاصله ‌بین بالا و پایین را از بین می‌ برد. او موضوعات عمیق را در جریان چیزهایی سطحی و پیش ‌پا افتاده می ‌دید.

۲).  قبر نا آرام نوشته سیریل کونولی  (۱۹۵۱)

کتاب قبر نا آرام نوشته سیریل کونولی  که دیگر چاپ نمی ‌شود و اغلب با اثر مشهور  کونولی  یعنی  دشمنان پیمان  (۱۹۳۸) مقایسه می‌ شود. این اتهام بیشتر به این خاطر به  قبر نا آرام  وارد می‌ شود که آن را اثری افراطی می ‌دانند که موفق نشده بین زیاد حرف زدن درباره خود و خود محوری تمایز قائل شود. کونولی بیشتر اولی را انجام می ‌داد، ولی خود محور هم نبود.

– این کتاب ترکیبی وسوسه‌ کننده از خاطرات، مقاله‌، سفرنامه و آثار دم‌ دستی با پاراگراف ‌های بی ‌ربط است که  کونولی در آن نظراتش‌ راجع به زنان، مذهب، مرگ، اغوا، شیفتگی و ادبیات را اظهار می‌ کند. افکار هوشمندانه ‌او به زیبایی شکل یافته و با بهترین مختصرگویی فرانسوی  همراه شده است.

۳).  نامه‌ هایی از یک رواقی نوشته سنکا  (۶۵ سال پس از میلاد)

– اگر  سنکا در دوران ما زندگی می‌ کرد، نویسنده  عصر می ‌شد. او که در زمان نا آرامی‌ های مداوم سیاسی بود (آن زمان  نرون بر تخت تیکه زده بود)، فلسفه را به عنوان نظمی که ما را در برابر  خطرات همیشگی آرام نگه می ‌دارد، تفسیر می ‌کرد. او با یادآوری این موضوع که هر چقدر هم فکر کنیم پیشرفته و ایمن شده‌ ایم، بلایای طبیعی و انسانی از خصوصیات همیشگی زندگی ما هستند، سعی می‌ کرد حس ناعدالتی را در خوانندگان آرام کند.

–  سنکا می‌ گوید:

  ما باید احتمال روی دادن ناخوشایندترین رخدادها را در ذهن داشته باشیم  .

– هیچ‌کس نباید بدون آگاهی از احتمالات مرگبار، با ماشین به سفر برود، از پله‌ ها پایین برود یا از دوستی خداحافظی کند.

۴).  مقالات نوشته آرتور شوپنهاور (۱۸۵۱)

– شوپنهاور یک آدم بدبین دیگر است که حس خوشبختی بیشتری به آدم می ‌دهد. او در کتاب  مقالات  می‌گوید همه انسان ‌ها به راحتی کمال را تصور می‌ کنند، اما مشکل این ‌جاست که نمی ‌توان تصور کرد چنین کمالی اتفاق بیفتد.

فلسفه بورژوایی مدرن امیدش را به دو فاکتور لازم خوشبختی یعنی عشق و کار، متصل کرده است. اما در این اطمینان عالی که همه به رضایت دست پیدا می‌ کنند، نوعی بی‌ رحمی بی‌ ملاحظه تنیده شده که می ‌گوید این اتفاق هرگز رخ نمی ‌دهد. بنابراین بدشانسی‌ های شخصی‌، ازدواج ‌های ناموفق و آرزوهای محقق ‌نشده، به جای این‌که برای ما جنبه ‌های شبه ‌اجتناب ‌ناپذیر زندگی باشند، همچون طلسم روی شانه‌های ما سنگینی می ‌کنند.

۵).  درجست ‌و جوی زمان از دست‌ رفته نوشته مارسل پروست  (۱۹۱۳-۱۹۲۷)

– آن‌ چه درباره در جست ‌و جوی زمان از دست‌ رفته  اثر مارسل پروست تحسین مرا بر می ‌انگیزد، این است که این رمان، رمانی شبیه کتاب‌ های فلسفی با ریزه ‌کاری‌ های یک رمان ‌نویس نیست. جست ‌و جوی یک نفر برای توقف تلف کردن و قدر دانستن ارزشمندترین دارایی، یعنی وقت است.

معنای زندگی همان‌ طور که در زیبایی‌ شناسی تجربی تعریف می ‌شود، چندان در عشق یا موفقیت‌ های زندگی به دست نمی‌ آید. ما نسخه والا، شفاف و دلسوز واقعیت را در هنر خوب می‌ یابیم.