کتاب افیون نوشته شیوا ارسطویی رمانی است که از سبکی خاص و جالب پیروی می کند. این رمان در حقیقت روایتی است که شخصیت اصلی داستان در طول کتاب، در حال نگارش آن است.

در بسیاری از رمان ها و داستان ها عموما شاهد این هستیم که شخصیتی –  در بین اتفاقات مختلف –  نامه ای به لحن خود ( جدا از لحن نویسنده و لحن غالب در کل کتاب ) می نویسد. اما کمتر اتفاق افتاده است که در یک زمان، رمانی دیگر به قلم شخصیت اول را شاهد باشیم. این اتفاق به شکل حیرت آوری در کتاب افیون افتاده است.

این که شیوا ارسطویی توانسته در کتاب افیون این کار را صورت دهد نشان از تسلط بالای او بر شخصیت اصلی داستان است. به بیان بهتر شیوا ارسطویی یک شخصیت و یک انسان به تمام معنا ساخته است.

اما این به خودی خود یک نقطه ضعف نیز محسوب می شود. زیرا خواننده فرصت آشنایی با شخصیت اصلی را از دست می دهد و باید به شکل کاملا غیر مستقیم سعی کند با او و افکارش آشنا شود. البته نویسنده کتاب افیون به نوعی توانسته است که این مشکل را برطرف کند. زیرا شخصیت این کتاب در حقیقت ادامه شخصیت رمان ” آسمان خالی نیست “ می باشد. به این ترتیب دو نوع مخاطب این کتاب می تواند داشته باشد.

اول مخاطبانی که بدون هیچ پیش نیازی سراغ کتاب افیون رفته اند. این دسته از مخاطبان احتمالا تا آخر داستان نتوانند با شخصیت اصلی داستان همراه شوند و او را به عنوان نویسنده اصلی کتاب در نظر بگیرند که بعید است این هدف شیوا ارسطویی باشد.

این مطلب را هم ببینید
زندگی و آثار ایرج پزشکزاد خالق دائی جان ناپلئون

اما دسته دوم از مخاطبان کتاب افیون در واقع طرفداران و دوستداران نوشته های خانم ارسطویی هستند که این دسته از مخاطبان نه تنها رمان ” آسمان خالی نیست ” را خوانده اند و شخصیت اصلی داستان کتاب افیون را می شناسند. بلکه با قلم نویسنده و روحیات او آشنایی دارند و می دانند که نویسنده در حالت کلی چه چیزی را بیان می کند. این دسته از مخاطبان به نوعی می توانند بهترین ارتباط را با این کتاب برقرار کنند.

شیوا ارسطویی نویسنده کتاب افیون نوشته

شخصیت اصلی کتاب افیون

دنیای ادبیات با تمام بزرگی که دارد، هنوز یک نقطه ضعف بسیار عمده دارد و آن نوع شخصیت پردازی یک زن می باشد. در اصل زن موجودی است که نمی توان چندان مورد کاوش قرار داد. نویسندگان و داستان پردازان بزرگ چون داستایفسکی هیچگاه جرات نمی کردند یک زن را شخصیت اصلی خود انتخاب کنند و شخصیت های زن داستان خود را تنها تا یک حد پیش می بردند. تنها یک نوع شخصیت پردازی زن در طول تاریخ ادبیات توانست تمام ویژگی های مختلف را داشته باشد و آن این که یک نویسنده زن، شخصیتی هم چون خودش را در کتاب تصویر کند. مانند کتاب ” برباد رفته ” مارگارت میچل.

اما کتاب افیون در واقع در این شخصیت پردازی نتوانسته چندان موفق عمل کند، همانطور که گفتیم این اتفاق از نقطه ضعف های ادبیات می باشد تا نویسنده. در بهترین حالت می توانیم شخصیت اصلی کتاب افیون را آیینه ای از شخصیت خود نویسنده کتاب دانست که در این باره نمی توان چندان قضاوت خاصی داشت.

این مطلب را هم ببینید
معرفی کتاب آخرین انار دنیا نوشته بختیار علی

به طور کلی نوشته های شیوا ارسطویی از یک سری کد واژه استفاده می کنند. یکی از این کد واژه استفاده از نام ” شهرزاد ” به عنوان شخصیت اصلی برخی از داستان ها و کتاب هایش می باشد. این کد واژه به شکل کلی خواننده را با یک شخصیت مستقل، قوی و البته مخالف تبعیض جنسی نشان می دهد که در جریان یک عشق یا یک شکست در زندگی فردی یا اجتماعی خود را به خواننده معرفی می کند.

شهرزاد” در ادبیات نوین ایران به نوعی یکی از نمادهای زنان فمنیست در دنیای ادبیات محسوب می شود. این که آیا این نماد درست صورت گرفته است یا نه خود بحثی جداگانه دارد.

ما در این مقاله نقد و بررسی کتاب افیون بیشتر سعی داشتیم عمق کتاب را واکاوی کنیم و تنها به یک معرفی کتاب به شکل ساده اکتفا نکنیم. چرا که این نوع معرفی ها علاوه بر این که اطلاعات چندانی به خواننده نمی دهد، به سبب لو دادن قسمت هایی از داستان، از جذابیت کتاب نیز کم می کند.

شما می توانید برای خواندن نقد و بررسی های کتاب های مختلف و همچنین دریافت فایل صوتی این کتاب و دیگر کتاب ها به سایت  سلام صدا مراجعه کنید.