کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ نخستین بار در سال 1970 انتشار یافت. ریچارد باخ ابتدا این داستان را در قالب یک سری داستان کوتاه نوشت و در اواخر دهه ی 1960 در مجله فالینگ منتشر شد.

کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی (Seagull Livingston Jonathan ) نخستین بار در قالب کتاب در سال 1970 چاپ شد.

تا پایان سال 1972 بیش از یک میلیون نسخه از این کتاب فروش رفت.

این کتاب به مدت 37 هفته در صدر فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار گرفت.

همچنین در سال 1972 و 1973 در صدر فهرست هفتگی ناشران رمانهای پرفروش ایالت متحده قرار گرفت.

کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی
کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی

خلاصه کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

این داستان درباره یک مرغ دریایی است که برای یادگیری زندگی و پرواز تلاش می کند.

روایت داستان سرگذشت یک مرغ دریایی است به نام جاناتان که دوست ندارد همانند دیگر مرغان دریایی زندگی کند.

جاناتان مرغ دریایی بلندپرواز، سرشار از شور زندگی، امید و انگیزه برای یادگیری شیوه های درست پرواز است.

جاناتان نماد انسان هایی است که تسلیم افکار دیگران نمی شوند و با تکیه بر باورها و توانایی های خویش برای رسیدن به رویاهایشان تلاش می کنند.

در این راه از سوی خانواده و دوستان طرد می شوند و رنج های فراوان متحمل می گردند.

اما علی رغم همه ی اینها هم چنان دست از کوشش بر نمی دارند.

جاناتان نماد انسان هایی است که توانایی های خود را و رویاهایشان را عمیقا باور دارند.

روزهای سخت را با صبر و پشتکار پشت سر می گذارند تا باورهایشان را عملی کنند.

آنها با تمایلات خویش برای آسوده و بی رنج زیستن، با عوامل بازدارنده ی خارجی که از سوی محیط و دیگران ایجاد می
شوند می جنگند.

آن چنان با انگیزه هستند که سختی های راه نمی تواند آنان را از هدفشان دور کند.

در این داستان جاناتان با سخت کوشی بر پایه ی اعتقادات خود برای رسیدن به زندگی بهتر، به سرعتی باورنکردنی در پرواز دست می یابد که برای دیگر مرغان دریایی غیر ممکن به نظر می رسد .

جاناتان، به آرزویی خود جامه ی عمل می پوشاند.

جاناتان مرغ دریایی زاییده ی ذهن خلبان و نویسنده ی توانای آمریکایی ریچارد باخ، است.

این مطلب را هم ببینید
مجموعه کتاب صوتی آثار گابریل گارسیا مارکز

او هر آنچه را که مانع رهایی و آزادی پرنده باشد کنار می گذارد.

تشریفات دست و پا گیر، خرافات، محدودیت ها در هر شکل و لباس و حتی قوانین کهنه ی اجتماع را رد می کند.

ریچارد باخ کسی است که سال ها تجربه ی پرواز داشته و بر این اساس به زیبایی گفتگوهای ذهنی این مرغ دریایی را به
نمایش می گذارد.

ریچارد باخ بارها خود را مقابل جاناتان قرارداده، با به تصویر کشیدن کشمکش های ذهنی وی، این اثر زیبا را به پر
فروش ترین کتاب انگیزشی برای دست یافتن به موفقیت بدل می کند

جاناتان از مخالفت با مرغ بزرگ و قوانین به نظر خودش اشتباه ترسی ندارد وبا شور و شوق از رهایی و آزادی سخن می گوید.

این داستان به خوبی نشان میدهد انگیزه میتواند ناممکن ها را ممکن کند و تلاش و امید از کلیدهای اصلی هر موفقیت
هستند.

جاناتان بارها برای دستیابی به آرزویش به طور خستگی نابذیری تلاش میکند و در این مبارزه درسه ای عمیقی می آموزد.

جمال میر صادقی، نویسنده ی ایرانی، در مصاحبه ای ، نقدی بر ترجمه ی نامِ کتاب جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ به زبان فارسی بیان کرد.

او معتقد است ترجمه ی صحیح این اثر “جاناتان مرغ نوروزی” است و ترجمه های موجود از این کتاب همگی با عنوان اشتباه به چاپ رسیده اند.

کتاب جاناتان مرغ دریایی در ایران از سوی ناشرین مختلف و با ترجمه های گوناگون چاپ شده است.

  • شرکت سهامی کتابهای جیبی این اثر را با ترجمه ی فرشته مولوی و هرمز ریاحی در سال 1355 منتشر کرد.
  • انتشارات کتاب کوله پشتی این اثر را با ترجمه ی حسن نامدار در سال 1391 منتشر کرد.
  • انتشارات بهجت این اثر را با ترجمه ی لادن جهانسوز و به ویراستاری محسن مدیری در سال 1393 منتشر کرد.
  • نشر نی با ترجمه ی کاوه میرعباسی در سال 1395 این اثر را منتشر کرد.

بخشی از کتاب صوتی جاناتان مرغ دریایی

هر روز چیزهای بیشتری یاد میگرفت.

فهمید با شیرجه های تند و با سرعت در آب میتواند به ماهی های کمیاب و خوشمزه ای که در عمق سه متری گرد می آمدند، دست یابد.

به این ترتیب دیگر برای بقا نیازی به قایق های ماهیگیری و نان پسمانده نداشت.

آموخت در هوا بخوابد و شب هنگام در امتداد باد ساحلی پرواز کند و از غروب تا طلوع آفتاب مسافتی صد و شصت کیلومتری را بپیماید.

این مطلب را هم ببینید
کتاب شاه سلطان حسین جنگجو، تاریخ به روایت طنز

با همان تسلط درونی اش، میتوانست در میان مه غلیظ دریا پرواز کند، از مه بگذرد و به آسمان درخشان و زیبا برسد.

در حالی که در همان زمان سایر مرغان، روی زمین به سر میبردند و جز مه و باران نصیبی نداشتند.

او آموخت سوار بر بادهای مرتفع، بر فراز سرزمین های دور، پرواز و از حشرات لذیذ تغذیه کند.

آنچه روزی برای فوج مرغان آرزو داشت، حال خود به تنهایی به دست آورده بود.

پرواز را آموخت و افسوس بهایی را که برای آن پرداخته بود، نمیخورد .

جاناتان دریافت که یکنواختی، ترس و خشم دلیل کوتاهی عمر مرغان است و با بیرون راندن این پندارها از ذهنش، به واقع زندگی طولانی و مسرت بخشی را برای خود رقم زد.

آنگاه آن دو مرغ در شامگاه درآمدند و جاناتان را در آسمانِ محبوب خود در حال پروازی دلنشین یافتند.

دو مرغی که کنار بالهای او پدیدار شدند، چون نور ستارگان درخشان بودند و نوری که از آنها میتابید، در آسمان باشکوه شب، تللویی دلپذیر و محبت آمیز داشت.

اما زیباتر از همه، مهارتشان در پرواز بود.

نوک بالهایشان درست در سه سانتیمتری نوک بالهای او قرار داشت.

جاناتان، بدون هیچ کلامی آنان را آزمود، آزمونی که تا به حال هیچ مرغی از سر نگذرانده بود.

بالهایش را چرخاند و قبل از اینکه بیحرکت بماند، سرعتش را تا یک کیلومتر در ساعت کاهش داد.

دو مرغ نورانی همراه او به نرمی سرعتشان را کم کردند و در جا بیحرکت ماندند.

آنان هم پرواز آرام را بلد بودند.

جاناتان بال هایش را جمع کرد، چرخید و به حالت شیرجه با سرعت سیصد کیلومتر در ساعت درآمد.

آن دو نیز با آرایشی بی نقص، به سرعت همراه او سرازیر شدند.

سرانجام جاناتان با همان سرعت، حرکت مستقیم خود به سوی بالا را تبدیل به چرخش عمودی ممتدی کرد.

آن دو نیز همراه او چرخیدند و لبخند زدند.

جاناتان حالت عادی پروازرا به خود گرفت و پیش از آنکه سخنی بگوید، مدتی خاموش ماند.

آنگاه گفت: « بسیار عالی! شما کی ھستید؟»

” ما از فوج توییم جاناتان، ما برادران توییم. ”

صدایشان آرام و استوار بود.

” آمده ایم تو را بالا ببریم، به خانه”