کتاب صوتی یعقوب لیث سیستانی نوشته دکتر امیرحسین خنجی

کتاب صوتی یعقوب لیث سیستانی نوشته امیرحسین خنجی نگاهی به قیام اسطوره رويگرزاده سيستانى

این کتاب شامل مطالب زیر است :

  • نگاهی گذرا بەتاریخ سیستان : سیستانِ باستانی – تسخیر سیستان توسط عرب
  • خوارج در سیستان: خوارج عرب – عَیّاران (خوارج سیستانی)- برآمدنِ یعقوب لیث سیستانی
  • پادشاهی یعقوب لیث: براندازی امارت طاهری – برنامۀ یعقوب لیث برای احیای شاهنشاهی ایران
  • لشکرکشی یعقوب بەعراق بەقصدِ براندازی خلافت عباسی – درگذشتِ یعقوب لیث – صفات یعقوب لیث

پس از دو قرن سکوت در سرزمین هم پاشيده ايران، بازمانده ای از امپراتورى هاى افسانه اى باستان ، لرزه اى بر اندام واره خود فكند و كوشيد در پس دو قرن سكوت، نفسى تازه كند و روحى در كالبد نيمه مرده اش بدمد.

آل طاهر گرچه گماشتگان نهاد خلافت بودند اما با پاسدارى از ميراث نياكان، در هنگامه خاموشى و سكوت پرچم ايرانيگرى خفته را دوباره برافراشتند.

اما وقتى طاهريان واپسين نفس ها را مى كشيدند، در جنوب خراسان و در سرزمين سيستان، خاطره گم شده قهرمان شاهنامه زنده شده بود و يا شايد مورخان ناسيوناليست، سال ها و سده ها بعد تر كوشيدند قيام صفاريان را بازنمايى اسطوره رستم انگارند و بدان صبغه ضدعربى ببخشند.

از اواسط قرن سوم هجری دولت نیرومند عباسی رو به زوال نهاد و خلفا در اثر طغیان ها و شورش های پیاپی و اغتشاشات مداومی که در اطراف و اکناف قلمرو ایشان بروز کرده بود با دشواری ها و ناراحتی های زیادی دست به گریبان بودند.

کتاب صوتی یعقوب لیث سیستانی نوشته دکتر امیرحسین خنجی : بیوگرافی رادمان (یعقوب لیث صفاری)  

در اوج هرج و مرجی که بر دستگاه حکومت عباسیان حکمفرما بود، رویگر زاده ای سیستانی به نام رادمان پسر ماهک که اعراب او را یعقوب بن لیث صفاری خوانده اند، گوی سبقت را از همگان در ربود، با همتی شگفت انگیز، نیرویی بی پایان و اراده ای آهنین قد مردانگی بر افراشت و آرزوی دیرین آزادگان استقلال طلب ایران را تحقق بخشید.

یعقوب به میهن خویش عشق می ورزید، و از تازیان و خلفا نفرت داشت و آرزوی رهایی آنان تمام وجودش را تسخیر کرده بود. نژاد یعقوب (رادمان) به خسرو پرویز شاه نامی ساسانی می رسید. یعقوب لیث در 25 ام اکتبر سال 840 میلادی در زرنگ (زرنج) در سیستان زاده شد و پس از انجام اقدامات بزرگی که در ادامه خواهیم خواند، در پنجم جون سال 879 میلادی در شهر جندی شاپور درگذشت و هرگز نتوانست رویای خویش را که همواره آزادی ایرانیان از یوغ اعراب بود، دست یابد.

پدر یعقوب لیث ، رویگر بود و پسرش هم نیز ابتدا به همان کار اشتغال داشت، اما طبع بلند و ماجراجویش به این پیشه قانع نمی شد. پس حرفۀ پدری را رها کرده طریق عیاران را برگزید و جمعی را پیرامون خود گرد آورده و به راهزنی پرداخت. از آنجا که در همان اوان خوارج در خراسان سر به طغیان بر داشته بودند، خلیفه صالح بن نصر را برای دفع شورش ایشان بدان سامان گسیل داشت. صالح پس از فرو نشاندن آتش فتنه، صاحب نام و آوازه شد و یعقوب و عمرو (برادر یعقوب) که همواره سودای پیشرفت و ریاست را در سر می پختند، به خدمت وی در امدند و مورد مهر و توجهش قرار گرفتند.

پیشنهاد میکنیم که کتاب صوتی یعقوب لیث سیستانی نوشته دکتر امیرحسین خنجی را به مدت یکساعت بشنوید