خانه / دانلود / کتاب صوتی توسکا نوشته هما پور اصفهانی
کتاب صوتی توسکا نوشته هما پور اصفهانی

کتاب صوتی توسکا نوشته هما پور اصفهانی

کتاب صوتی توسکا نوشته هما پور اصفهانی

کتاب صوتی توسکا خوانشی زیبا از رمانی عاشقانه به همین نام اثر خانم هما پور اصفهانی است.

کتاب صوتی توسکا روایت زندگی دختری جوان است که بعداز فارغ التحصیلی در جستجوی کار است که ناخواسته وارد راهی میشود که زندگی اش را دگرگون میکند.

توسکا دختری مهربان و پاک است که رابطه عاطفی خاصی با پدرش داشته و در تصمیم گیری برای انتخاب آینده اش علیرغم همراهی همیشگی پدر ، نهایتا خودش مسیر زندگیش را انتخاب میکند.

رمان توسکا مجموعه حوادث و اتفاقات زندگی توسکا را در دنیای بازیگری روایت میکند.

توسکا با وجود هوشیاری فراوانش وارد رابطه عاطفی عجیبی میشود که لحظات تلخ و شیرینی را برایش به ارمغان می آورد.

جملات آغازین کتاب صوتی توسکا :

به ساعتم نگاه کردم و غر زدم
-اه … چهار ساعته اینجا علاف شدیم … طناز … خاک بر سرت اینا همه اش کلاهبرداریه بیا بریم یه کوفتی بکنیم تو این شیکمامون … مردم از گشنگی … از ساعت هشت صبح تا حالا اینجاییم …

طناز نگاهی به صف انداخت و در حالی که با نیازمندیها خودشو باد می زد گفت:
– ده نفر بیشتر جلومون نیستن خره … یه ذره دیگه دندون سر کبدت بذار رفتیم تو …

نگاهی عاقل اندر سفیهانه بهش کردم

موهای حنایی رنگ داشت با چشمای قهوه ای روشن خوشگل بود و تو دل برو با هم دوست بودیم ولی نه خیلی صمیمی یه وقتایی که کارمون به هم گره می خورد یاد هم می افتادیم … یعنی آخر دوستی بودیما!!!

ولی حقیقت این بود که من به خاطر صمیمت زیادم با بابام زیاد علاقه ای به دوست شدن با کسی نداشتم ، بابام دنیام بود ، مامانمو هم خیلی دوست داشتم ولی بابا یه چیز دیگه بود ،

طناز توی یکی از روزنامه ها یه خبری خونده بود و از دیروز منو دیوونه کرده بود

یکی از کارگردانای بزرگ برای یکی از کاراش نیاز به یه چهره داره ، چهره ای که شناخته شده نباشه و آدرس اینجا رو داده بودن برای تست ، اگه توی تست قبول می شدی تازه می رفتی کلاس بازیگری

هیچ وقت به بازیگر شدن فکر نکرده بودم

بابا این جور کارارو دوست نداشت

همیشه بهم می گفت: – دخترم قانع باش و به زندگی عادیت رضایت بده ، اون بالا بالاها هیچ خبری نیست ، اگه یه آب باریکه رو بگیری و بری هیچ وقت ضربه نمی خوری ، ولی شهرت و ثروت و مقام ممکنه به زمین بزندت و اونوقت روحت داغون می شه

اخلاقش این بود … اهل ریسک کردن نبود … منم به خودش رفته بودم برای همینم فقط دنبال طناز راه افتاده بودم تا اون تستشو بده و ضایع بشه و با هم برگردیم ، محال بود توی این جمعیت اون شانسی داشته باشه

همه دخترا یا فوق العاده خوشگل بودن یا با آرایشای غلیظ خودشون رو فوق العاده خوشگل نشون می دادن

طنازم سودای شهرت توی سرش افتاده بود که اومده بود وگرنه فکر نکنم استعداد چندانی داشته باشه

نفر جلویی ما هم رفت توی اتاق ، بالاخره رسیدیم به در قهوه ای رنگ اتاقی که توش تست می گرفتن و اصلا معلوم نبود اون تو چه خبره!!! حتی نمی دونستیم چند نفر اون تو نشستن

پشت در اتاق و روبروی ما یه میز بود که پشتش یه دختر محجبه نشسته بود و اسم و فامیلا رو می نوشت و یه شماره می داد به هر نفر

همه کارا کلیشه ای

دویست سیصد نفر جلومون رفته بودن تو

دویست سیصد نفرم پشت سرمون بودن

هر کی یه چیزی دستش بود و داشت خودشو باد می زد ،

در باز شد، دختری که رفته بود تو با قیافه ای سرخ شده اومد بیرون …. وا!!!!

انگار مجبوره وقتی اینقدر خجالت می کشه بره تست بده … فکر کن این بخواد بشه بازیگر و همبازی فلانی … چه شود!!!! خودم می شم بیننده درجه یکش … خنده ام گرفت …

منشیه پاشد رفت توی اتاق رو به طناز گفتم: – قلبت تو دهنته؟!

دستشو گذاشت رو سینه اش و گفت: – گمشو بابا … هولم نکن ببینم این چهره ام سینمایی می شه یا نه …

– بابا اعتماد به نفس!!!

منشیه اومد بیرون …

دستمو گذاشتم پشت کمر طناز و گفتم: – برو تو ، سوپر استار آینده!!

طناز قدمی رفت جلو و گفت: – برام دعا کن

سری تکون دادم و طناز رفت به سمت در قهوه ای

منشیه پرید جلو … دستشو گرفت جلوی طناز! وا انگار می خواست جلو قاتلو بگیره

با صدای تو دماغی و جیغ جیغوش گفت: – شرمنده ، واسه امروز دیگه کافیه! ساعت دو بعد از ظهره ، عوامل می خوان برن استراحت کنن ، بقیه تستا باشه واسه فردا

صدای غرولند و همهمه بلند شد ، ولی کسی حرفی نزد و دسته دسته از سالن خارج شدند .، آمپرم رفته بود روی هزار

طناز با لب و لوچه آویزون برگشت و گفت: – بریم ، دیگه بیخیال، ببخشید توام علاف شدی صبح تا حالا ، فردا دیگه مزاحم تو نمی شم خودم می یام …

طنازو زدم کنار و پریدم طرف منشیه که داشت وسایلشو از روی میز جمع می کرد:

– هی خانوم …

صدام اینقدر بلند بود که یارو با وحشت سرشو آورد بالا و نگام کرد

چند لحظه هیچی نگفت و سپس به حرف اومد: – با منی؟! – نه با باباتم ، جز تو اینجا کی هست که من ببینمش و بتونم باهاش حرف بزنم ..

شنیدن کتاب صوتی توسکا را به علاقمندان به داستان های عاطفی و عاشقانه و جوانانی که در ابتدای راه زندگی هستند توصیه میشود.

کتاب صوتی توسکا نوشته هما پور اصفهانی شامل 75 فایل mp3 است که در 3 فایل زیپ مجموعا به حجم 270 مگابایت تقدیم علاقمندان میگردد

 

حتما ببینید

پکیج کتاب صوتی آثار محمود دولت آبادی

پکیج کتاب صوتی آثار محمود دولت آبادی

پکیج کتاب صوتی آثار محمود دولت آبادی محمود دولت‌آبادی متولد ۱۳۱۹ در سبزوار نویسنده،نمایش‌نامه نویس …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *