کتاب صوتی تنفس نوشته جورج اورول

مشاهده نقد و بررسی این کتاب

کتاب صوتی تنفس یا تنفس در هوای تازه Coming up for air رمانی کمیک از جورج اورول است که در 1939 منتشر شد.

این کتاب در زمانی نوشته شد که اورول دوران درمان و نقاهت بیماری تنفسی (ضایعات ریوی ناشی از سل) را در مراکش می گذراند.

جورج اورول George Orwell پس از بهبودی نسبی و بازگشت به لندن، نسخه کامل رمان تنفس را منتشر کرد.

کتاب صوتی تنفس یا تنفس در هوای تازه

در باره کتاب صوتی تنفس

داستان کتاب صوتی تنفس از زبان اول شخص روایت می شود و قهرمان قصه شخصی به نام جورج بولینگ مردی میانسالی در دوران جنگ جهانی دوم است که به عنوان کارگزار بیمه کار می کند و به همراه همسر و دو فرزندش در خانه ای معمولی در حومه ی شهر زندگی میکند.

بولینگ به یک‌باره از زندگی روزمره‌اش خسته شده و برای تنفس هوایی تازه، یاد ایام کودکی می‌کند

داستان تنفس با مرخصی یک روزه بولینگ شروع می شود تا برای جمع آوری مجموعه جدید ی از دندان های مصنوعی به لندن برود.

او با دیدن یک پوستر تبلیغاتی به یاد دوران کودکی اش کودکی‌اش به‌عنوان پسر یک تاجر می افتد.

بولینگ داستان زندگی خود را روایت می کند و به این موضوع می پردازد که چگونه او در طول جنگ جهانی اول با خوش شناسی شغلی راحت بدست می آورد و مجموعه ارتباطاتش به او کمک کرد تا به یک فروشنده موفق تبدیل شود.

بولینگ به این فکر می کند که با مبلغ اندکی پولی که در یک مسابقه اسب سواری به دست آورده و از همسر و خانواده اش پنهان کرده است، چه کند.

بولینگ تصمیم می گیرد از این پول استفاده کند تا مکان های دوران کودکی خود را دوباره ببیند.

کتاب صوتی تنفس به مدت 5 ساعت در یک فایل زیپ به حجم 150 مگابایت آماده دانلود است


جورج اورول از ده نویسنده برتر جهان

در باره جورج اورول

اریک آرتور بلر که او را با نام مستعار جورج اورول می‌شناسیم در ۱۹۰۳ میلادی در خانواده‌ای انگلیسی در هند چشم به جهان گشود.

پدرِ پدربزرگِ وی چارلز بلر یک نجیب زادهٔ ثروتمند و زمین‌دار بود

اریک در سن پنج سالگی، به یک دِیرمدرسه ، که خواهرش مارجوری نیز حضور داشت، فرستاده شد.

این مدرسه، یک صومعهٔ کاتولیک رومی با یاریِ راهبه فرانسوی اورسولاین بود که پس از تعلیقِ آموزشِ مذهبی در سال ۱۹۰۳ در فرانسه به انگلستان آمده بود.

مادرِ اِریک دوست داشت که او به جای یک مدرسهٔ مذهبی، به یک مدرسهٔ آموزش و پرورش عمومی برود اما خانواده‌اش توانِ هزینهٔ کافی برای این کار را نداشت و نیاز بود برایش بورسیه گرفته شود.

این بی‌علاقگی به تحصیلات رسمی تا پایان عمر وجود داشت و به همین دلیل برخلاف خواست مادرش، برای پذیرش در دانشگاه اقدامی نکرد.

اریک از ۱۷ سالگی به خدمت پلیس سلطنتی هند در برمه درآمد.

کار برای او خوب پیش می‌رفت و پس از چند سال جایگاهش ارتقا پیدا کرد و مسوولیت‌های بزرگی به او سپرده شد.

گرچه در همین سال‌ها تنها چیزی که حالش را خوب می‌کرد، اوقات فراغتی بود که به پرسه زدن در کتابفروشی‌ها در آن حوالی می‌گذشت.

کتاب‌های جورج اورول:

  • روزهای برمه
  • دختر کشیش
  • به آسپیدیستراها رسیدگی کن
  • هوای تازه (تنفس)
  • ۱۹۸۴ (هزار و نهصد و هشتاد و چهار)
  • آس و پاس‌ها در پاریس و لندن
  • جاده به‌سوی اسکله ویگان
  • درود بر کاتالونیا
  • یک فنجان چای دبش
مشاهده نقد و بررسی این کتاب