کتاب چرا ملت ها شکست می خورند : ریشه های قدرت، ثروت و فقر نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی پور

این کتاب با نام اصلی Why Nations Fail اثری از دارون عجم اوغلو Kamer Daron Acemoğlu اقتصاددان ارمنی-آمریکایی ترک تبار ، از انستیتوی فناوری ماساچوست و جیمز ای رابینسون James Alan Robinson دانشمند انگلیس از دانشگاه شیکاگو که از سوی گروهی از برندگان جایزه نوبل اقتصاد تمجید شده است.

در یادداشت پشت جلد کتاب آمده است:

چرا ملت ‌ها شکست می خورند؟ با نگارشی درخشان و دلپذیر به پرسشی پاسخ میدهد که قرن‌ ها متخصصان را درمانده کرده است. چرا برخی کشورها ثروتمند و برخی دیگر فقیرند و به واسطه ثروت و فقر، سلامتی و بیماری، غذا و قحطی از یکدیگر مجزا میشوند؟ 

– آیا این امر ناشی از فرهنگ، آب و هوا یا جغرافیاست؟ شاید جهل و غفلت از سیاست ‌های صحیح علت ناکامی‌ هاست؟ مطلقا خیر. هیچ یک از این عوامل قطعی یا محتوم نیستند. از این که بگذریم، چگونه توضیح دهیم که چرا بوتسوانا تبدیل به یکی از کشورهایی شده است که سریعترین رشدها را در جهان دارند، در حالی که سایر کشورهای آفریقایی همچون زیبمابوه ، کنگو و سیرالئون در ورطه فقر و خشونت گرفتار آمده ‌اند؟… “

کتاب چرا ملت ها شکست می خورند : ریشه های قدرت، ثروت و فقر نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون ترجمه محسن میردامادی و محمدحسین نعیمی پور
کتاب برای نشان دادن اینکه چرا ملت ها شکست می خورند ، یک مثال واقعی دارد؛ شهر نوگالس، که بخش شمالی آن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد و بخش جنوبی اش در مکزیک. میانگین درآمد و امید به زندگی در بخش شمالی بیشتر است، میزان جرم و فساد کمتر است، وضعیت بهداشت و جاده‌ ها مناسب است و در آن انتخابات دمکراتیک برگزار میشود و در یک کلام شهروندان آن در وضعیت رفاهی با ثروتی مناسبت قرار دارند. اما در بخش جنوبی یعنی در مکزیک شرایطی کاملا برعکس است، در حالی که  محیط جغرافیایی مشابه است و جمعیت شهر هم  قومیت واحدی دارند.

پاسخ این سوال وجود نهادهای کارآمد در بخش شمالی نوگالس است که انگیزه های متفاوتی در میان شهروندان ایجاد میکند، از این انگیزه ها حمایت میکند و آن را در خدمت خود آنها و دیگر شهروندان قرار میدهد. به تعبیر نویسندگان کتاب، دلیل اصلی مرفه بودن شهروندان شمالی شهر نوگالس نسبت به بخش جنوبی آن ساده است: وجود موسسات مختلف در دو سوی مرز است که انگیزه های مختلفی را برای شهروندان این مناطق به وجود آورده است.

به طور مثال موسسات اقتصادی در بخش شمالی شهر انگیزه های مالی به وجود آورده که باعث تشویق به تحصیل، پس انداز کردن، سرمایه گذاری مالی فردی، ایجاد خلاقیت و نوآوری و به کارگیری فناوری های جدید میشود.

” این فرایند سیاسی است که نحوه زندگی اشخاص و مسیر زندگی آنها را سامان میدهد و این نهادهای سیاسی هستند که توانایی شهروندان برای کنترل سیاستمداران را تعیین و مشخص میکنند. سیاستمداران و حاکمان آنها خدمتکاران شهروندان هستند یا اینکه از قدرتی که از رای شهروندان به دست آوردند، در جهت افزایش سرمایه و ثروت خود سواستفاده و اهداف شخصی خودشان را دنبال میکنند “.

دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون نویسندگان کتاب میگویند جغرافیا، فرهنگ، وجود متخصص و کارشناس تحصیل کرده هیچ کدام توضیح دهنده این تفاوت نیست:

” وجود مشاوران و متخصصان در حالی که نهاد تصمیم گیر دموکراتیک وجود نداشته باشد، هیچ فایده‌ ای برای توسعه کشورها و رفاه ملت ها نخواهد داشت “.

  دارون عجم اوغلو ، یکی از نویسندگان کتاب که از اتباع ترکیه است، میگوید:

” کشورها زمانی پیشرفت میکنند که قوانین و مقررات در زمینه ‌های سیاسی و اقتصادی طوری تنظیم شده باشد که ظرفیت های هر شهروند را در جهت نوآوری، سرمایه گذاری و پیشرفت، آزاد گذاشته باشد “.

نویسندگان کتاب میگویند ما انسان ها در یک جهان نابرابر زندگی میکنیم که تفاوت آن مثل اختلاف میان بخش شمالی و جنوبی شهر نوگالس است که در سطح جهانی مقایس آن بزرگتر هم میشود. در کشورهای ثروتمند شهروندان از سلامت بیشتری برخوردارند، طولانی تر زندگی میکنند و تحصیلات بالاتری دارند، دور کاری و حرفه ای غنی تر و بلندمدت را طی میکنند که میتواند به ترقی آنها منجر شود و خلاصه اینکه کیفیت بهتری را در اغلب وجوه مختلف زندگی تجربه میکنند؛ چیزی که برای مردم در کشورهای فقیر رویایی ست.

این مطلب را هم ببینید
معرفی ده رمان عاشقانه معروف جهان

زندگی شهروندان در کشورهایی که قوانین و مقررات آن برای پیشرفت مردم تنظیم و نوشته شده به طور خلاصه چنین وضعی دارد:

در جاده هایی رانندگی میکنند که دست انداز ندارد، دستشویی و سامانه های دفع فاضلاب دارند، آب و برق به صورت دائم در منازل خود دارند و از همه بنیادی تر:

دولت های آنها گاه و بیگاه مزاحمشان نمیشوند و آنها را بازداشت نمیکنند و آزار نمیدهند. این تفاوت های عمده و شکاف های فراوان میان کشورها، امروزه برای اغلب مردم روشن شده و به تعبیر نویسندگان کتاب به همین دلیل است که حجم انبوهی از مردم سالانه دست به مهاجرت های غیرقانونی میزنند تا بتوانند شانس زندگی در کشورهای ثروتمند با استانداردهای بالای زندگی را تجربه کنند.

این کتاب توضیح میدهد که نهادها و موسسات یک کشور بر رفتارها و انگیزه های شهروندان در زندگی شان اثرگذار است و باعث موفقیت یا ناکامی کشورها و ملتها میشود. استعداد شخصی افراد در جوامع مختلف به طور کمابیش یکسانی وجود دارد، اما اینکه همین استعداد به فعل برسد نیازمند نهاد و موسساتی است که بتواند به نیروی مفید و مثبت تبدیل شود.

“سیستم آموزشی در ایالات متحده آمریکا به بیل گیتس شخصیت افسانه ‌ای در صنعت فناوری اطلاعات امکان داد که استعداد بی نظیرش را دنبال کند، همین سیستم آموزشی به دیگران امکان داد تا با تحصیلات، مهارت و تخصص خود را افزایش دهند و به مجموعه منحصر به فرد بیل گیتس بپیوندند. همین وضعیت به دیگر شهروندان امکان میدهد که شرکتهایی را با سهولت به وجود بیاورند، افراد زبده و ماهر را استخدام کنند، در رقابت با دیگران خلاقیت های تازه به وجود بیاورند و موانعی برای بهره مندی آنها و تبدیل رویاهایشان به واقعیت وجود نداشته باشد “.

شارل دومونتسکیو، فیلسوف نامدار فرانسوی معتقد بود که:

” کشورهای فقیر در نزدیکی استوا قرار دارند و کشورهای ثروتمند در ارتفاعات معتدل آب و هوایی “

– او البته معتقد بود که مردمان تنبل، راحت تر در معرض حکومت افراد مستبد قرار میگیرند. خلاصه نظریه او این بود که موقعیت استوایی مردم در کشورهای استوایی عامل فقر و خود فقیر بودن آنها عامل بروز استبداد است.

– نویسندگان کتاب فرضیات جغرافیایی درباره شکست کشورها را رد میکنند. مثلا این فرضیه را که افراد در کشورهای استوایی تنبل هستند و از کنجکاوی و خلاقیت به دور هستند را رد میکنند و مینویسند:

” این نظریه اخیرا با پیشرفت شگفت انگیز اقتصادی در کشورهای استوایی سنگاپور و مالزی نقض شده است “.

دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون نویسندگان کتاب در توضیخ این وضع دوباره سراغ شهر آمریکایی- مکزیکی نوگالس میروند و میگویند:

” کاملا مشخص است که آنچه شمال و جنوب شهر را از هم جدا میکند، اقلیم جغرافیایی نیست. همانطور که اقلیم و نظریه جبر جغرافیایی نمیتواند تفاوت میان نوگالس را توضیح دهد، نمیتواند تفاوت فاحش میان وضعیت کره شمالی و کره جنوبی و یا آلمان شرقی و آلمان غربی را قبل از اتحاد این دو نشان دهد “.

مردم در آسیای جنوبی، خصوصا در هند و چین در زمان های دور رفاه و رونق بسیار بالاتری در زندگی شان نسبت به مردم استرالیا و نیوزیلند داشتند، اما این فرایند بعدها معکوس شد و به جایی رسید که کشورهایی مثل کره جنوبی، سنگاپور و ژاپن امروز از ثروتمندترین ملتها و کشورهای آسیایی هستند.این وضعیت به خاورمیانه جایی که ایران در قلب آن قرار دارد، هم قابل تعمیم است، چنانکه نویسندگان کتاب اشاره میکنند:

این مطلب را هم ببینید
بررسی ده رمان پلیسی جهان

” خاورمیانه در جریان انقلاب نوسنگی پرچمدار حرکت و پیشرفت در جهان بوده و اولین شهرها در عراق امروز ساخته شدند و آهن اولین بار در ترکیه ذوب شد و خاورمیانه تا قرون وسطی از نظر فناوری پویا و پیشرفته بود، اما این اقلیم خاورمیانه نبود که آن را امروز فقیر یا با شکست های پی در پی رو به کرده است “.

از دید نویسندگان، ملت ها به این دلیل فقیر هستند و شکست میخورند که رهبران آنها و افرادی که در آن قدرت دارند، برای کسب منافع شخصی انتخاب هایی انجام میدهند که عملا به فقر منجر می شود. شکوفایی اقتصادی و سعادت ملت ها در گرو رفاه و رونق اقتصادی و مقررات معلوم و مشخص برای همه و البته یکسان در برابر همه با سیستم قضایی منصف و قانونی است.

” نهادهای اقتصادی فراگیر مانند آنهایی که در آمریکا و کره جنوبی و ژاپن است، نهادهایی هستند که امکان و فرصت مشارکت را برای همه مردم به طور یکسان فراهم میکنند و استعداد آنها بهترین بهره را می برند و به آنها امکان میدهند تا بر اساس تمایل و علاقه خودشان انتخاب کنند. به عبارت بهتر یک نظام حقوقی بی طرف باید به وجود بیاید و ارائه خدمات عمومی هم برای همه یکسان باشد و فرصت و زمینه مشارکت افراد در تبادل کالا و خدمات برابر باشد “

وضعیتی که به طور مثال در کره شمالی کاملا بر خلاف آن وجود دارد و…

کتاب چرا ملت ها شکست می خورند نوشته دارون عجم اوغلو و جیمز ای رابینسون ترجمه محسن میردامادی و نعیمی پور شامل پانزده فصل است:

  • – خیلی نزدیک، خیلی متفاوت
  • – نظریه هایی که جواب نمیدهند
  • – تولید فقر و غنا
  • – تفاوتهای کوچک و برهه ‌های سرنوشت ساز: وزن تاریخ
  • – من آینده را دیده‌ ام و نتیجه بخش است: رشد تحت سلطه نهادهای استثماری
  • – جدایی
  • – نقطه عطف
  • – در سرزمین ما نه: موانع توسعه
  • – توسعه معکوس
  • – پراکندگی رفاه
  • – چرخه تکاملی
  • – چرخه شوم
  • – امروزه چرا ملتها شکست میخورند
  • – در هم شکستن قالب
  • – فهم فقر و غنا