کتاب شاخه زرین یکی از برجسته‌ترین آثار جیمز فریزر پژوهشگر و مردم‌شناس شهیر انگلیسی است که دارای شهرت جهانی است.این اثر پژوهشی تطبیقی است که با رویکردی اجتماعی، با تکیه بر دو محور اسطوره و دین، به تحقیق در مبانی خرافه‌پرستی، ادیان ابتدایی و اعتقادات و مناسک مردمان اولیه می‌پردازد و در صدد اثبات این ادعاست که سیر اندیشهٔ انسان‌ها برای توجیه وقایع زندگی و طبیعت پیرامون‌شان، و نیز برای گره‌گشایی یا گریز از پیچیدگی‌های حیات، چگونه ابتدا به جادو و خرافه‌ها روی آورد و بعد از آن به دین گروید و سرانجام از دین به علم متمایل گشت.

جیمز فریزر  James George Frazer این کتاب، به دنبال یافتن وجه مشترک ادیان و اساطیر مردمان جهان است. عنوان شاخهٔ زرین، برگرفته از تابلویی با همین نام از ویلیام ترنر نقاش نامدار بریتانیایی است و در واقع اشاره به درختی مقدس است که شکنندهٔ شاخه‌ای از آن می‌توانست برای تصاحب منصب کهانتِ معبد دایانا در ایتالیا، با کاهن پیشین معبد مبارزه کند.

کتاب شاخه زرین The Golden Bough در نخستین جاپ در سال ۱۸۹۰ در ۲ جلد منتشر شد؛ در ویرایش دوم در سال ۱۹۰۰ به ۳ جلد رسید و در ویرایش سوم که به شکلی تفصیلی بین سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۵ به‌وسیلهٔ مؤلف انجام شد، با افزودن شواهد و نمونه‌های بسیار به کتاب به ۱۲ جلد رسید.

جیمز فریزر در سال‌های پایانی عمرش پیوستی به کتاب افزود که شمار مجلدات کتاب را به ۱۳ جلد رساند. در سال ۱۹۹۰ خلاصه‌ای از کتاب شاخهٔ زرین با مقدمه، ویرایش و گزینش دقیق رابرت فریزر (نوهٔ نویسنده) در یک جلد منتشر شد. کتاب اخیر به‌وسیلهٔ کاظم فیروزمند ترجمه شد تا پس از گذشت ۱۱۴ سال از چاپ اولیهٔ اثر، نخستین برگردان کتاب شاخه زرین به زبان فارسی انتشار یابد.

کتاب شاخه زرین اثری ارزشمند و محققانه است که ستایش‌ها و نکوهش‌های بسیاری را به دنبال داشته اما در کل، تأثیر عمیق کتاب بر نویسندگان و پژوهشگران بعدی این حوزه را نمی‌توان نادیده گرفت.

در باره محتوای کتاب شاخه زرین :

آیا تابه‌حال در مورد تاریخ ابتدایی بشر اندیشیده‌ایم؟

بشر نخستین، چگونه به عالَم نگاه می‌کرد؟

درباره‌ی منشأ آداب و اعتقادات و مناسک متعدّد بشر نخستین در جهان قدیم و توصیف تاریخ تفکر آدمی و تاریخ ادیان ابتدایی و مناسکی که مردمان، خاطره‌ی آن‌ها را طی قرن‌ها حفظ کرده‌اند تا چه اندازه اطلاع داریم؟

سیر زندگی بشر از جادو به دین و بعد به علم بوده است. بشر نخستین در مورد جادو اعتقادات خاصی داشت. جالب است بدانیم شـاهان نخستین به خاطر هنر سیاه (جادو) یا‌ سپید (مذهب) بر‌ اریکه‌ی قدرت می‌نشستند و در آن جامعه، لازمۀ پادشاهی، جادوگری و کاهنی بود.

مثلا در مـعبد «نـمی» درختی می‌رویید که هیچ‌یک از شاخه‌هایش نباید می‌شکست و کسی که می‌توانست یکی از شاخه‌های آن را بـشکند بـا‌ کاهن‌ معبد می‌جنگید و او را‌ می‌کشت،‌ سپس فـرمانروای بیشه‌زار می‌شد.

شاخه‌ی زرین، نوشتاری است که در این راستا بدین مسئله می‌پردازد. این اثر، مشهورترین کتاب جیمز جورج فریز است که بر مـطالعات‌ انسان‌شناسی تـأثیر عـمیق داشته و جوّ فرهنگی قرن بیستم را تحت‌ تأثیر‌ قرار داده است.

هدف اولیه شاخه‌ی زرین تشریح آیین‌ها‌ و مـراسم‌ خـاص جادویی در دوران باستان است.

کتاب شاخه زرین اثری دوران‌ساز است که می‌خواهد وجه مشترک تقریباً همه‌ی ادیان ابتدایی را با هم و با ادیان «مدرن» همچون مسیحیت نشان‌ دهد. بنای کتاب‌ بر این است که همه‌ی ادیان، در اصـل، آیین‌های بـاروری بوده‌اند؛ متمرکز بر گرد پرستش و قربانی کردن ادواری فرمانروای مقدّس که تجسّد خدایی میرنده و زنده شونده، الوهیتی خورشیدی، داشتند و به وصلتی رمزی با الهه‌ی‌ زمین‌ تن‌ در می‌داد. چنان‌که به هنگام خرمن‌ می‌مرد‌ و به وقت بهار تجسّد دوباره مـی‌یافت.

فریزر مدّعى است که‌ این‌ افسانه،‌ عصاره همه‌ی اساطیر عالم است. شاخه‌ی زرین‌ از زمان انـتشار، واقعه‌ای مـهم تـلقی شد، و نقد و نظرهای متفاوتی را برانگیخت.

این مطلب را هم ببینید
کتاب افروزبیگ قهرمان از عمر سیف الدین

مجله‌ی‌ «تایم»‌، آن‌ را یکی از مؤثرترین کتاب‌های قرن بیستم نامید.

پروفسور اشکی مـونتاگ آن را «یـکی از آثـار بزرگ فرهنگ ما» برشمرده است و خواندن‌ آن‌ را «شرکت‌ در ماجرای اودیسۀ فرهنگی بشر و رسیدن به وسعتی عظیم در همدلی و تـفاهم‌ باهم نوعان خود» دانست.

به گفته‌ی فریزر در مقدّمه‌ی کتاب، هدف اصلى این کتـاب‌ تـبیین‌ قـاعده‌اى است که بر اساس آن، جانشین کاهن معبد دیانا، در آریسیاى ایتالیا برگزیده‌ مى‌شود‌. به اعتقاد‌ فـریزر و بر پایه‌ی بررسى‌هایى که وى انجام داده است، این فرآیند انتخاب جانشین کاهن در نقاط‌ دیگر‌ دنیا نیز وجود دارد. شیوه‌ی انتخاب جانشین بـه این‌صورت اسـت که شـاه که همان‌ کاهن‌ هم‌ هست، در پایان یک دوره‌ی معین یا هنگامی ‌که بلایى عمومى – مانند خشک‌سالى، قحطى یا‌ شـکست‌ در جـنگ – از کاستى گرفتن قدرت‌هاى طبیعى آنان حـکایت مى‌کرد، کشته مى‌شود‌.

قانون‌ معبد‌ باستانى الهه‌ی جنگل چـنین بـود که نـامزد کهانت، فقط با کشتن کاهن فعلى مى‌توانست‌ جاى‌ او‌ را بگیرد و تا زمانى که خود کشـته نـشده بود، کهانت را برعهده‌ داشت‌.

کتاب شاخه زرین در صـورت تک‌جلدی‌ خود، پس از چند مقدّمه فاضلانه و تحلیلی از رابرت فریزر ویراستار نسخه جدید اثر، و سال‌شمار‌ زندگی‌ جیمز فریزر، و مقدّمه‌ای از خود مؤلّف، به‌ چهار کتاب‌ اصلی تحت این عناوین تقسیم‌شده اسـت:

  • کتاب اول: فرمانروای بیشه‌زار
  • کتاب دوم: کُشتن خدایان
  • کتاب سوم: بلاگردان
  • کتاب چهارم: شاخه‌ی زرین

هر یک از این کتاب‌ها نـیز‌ بـه‌ چندین فصل کوتاه و بلند تقسیم‌شده‌ کـه عناوین‌ خـاص‌ خـود‌ را دارد. در پایان کتاب نیز توضیحاتی جامع در مورد برخی از واژه‌ها و جملاتی از کتاب که نیاز به توضیح داشته‌اند، ارائه شده است.

نخستین‌ بخش کتاب با عنوان «فرمانروای بیشه‌زار»، به‌ مباحثى‌ درباره جادو‌ و مـذهب‌، پرسـتش‌ درختان، انسان خدایان، تابوها‌ و مخاطرات روح اختصاص دارد.

دومـین بـخش کتـاب، که حجیم‌ترین و اساسى‌ترین موضوعات را در خود جای‌داده، «کشـتن خـدایان» نام دارد و با مطالبى‌ درباره‌ کشتن‌ فرمانروای‌ آسمانى‌ و قربانى کردن پسر‌ فرمانروا‌ آغاز مى‌شود و بـه مـوضوعاتى نظیر «عید نیایش براى ارواح»، «مـادرتبارى و الاهـه‌هاى مادر» و «کشـتن حـیوان آسـمانى» مى‌پردازد‌.

«انتقال‌ شر‌»، «بلاگردان‌هاى باستان» و «مـصلوب کردن مـسیح»، موضوعات فصل‌ سوم‌ کتاب شاخه زرین‌ است.‌ از این فصل ‌با عنوان «بلاگردان‌» یاد شده است.

دست آخر هم در آخرین فصل، که «شـاخه‌ی زرین» نام‌گرفته و در آن، مرگ و رستاخیز بررسی شده اسـت.

در منصفانه‌ترین نگاه و فارغ از پیش‌داوری، شـاخه‌ی زرین اثرى است که‌ شیوه‌هاى ابـتدایى پرسـتش، اعمال زناشویى، آیین‌ها، مراسم و جشن‌هاى بارورى نیاکان ما را گزارش مى‌کند. همچنین با ردّ این باور عـمومى که زنـدگى ابتدایى ساده بوده است، نـشان مـى‌دهد که انـسان بدوى‌ دربند جـادو، تـابوها و خرافات پیچیده‌ای اسیر بوده اسـت.

در این اثر شاهد تحول انسان از وحشی‌گری به تمدّن، از دگرگون شدنِ رسوم و آداب عجیب و غریب و اغلب خونینش به ارزش‌های پایدار اخلاقی، عقلی و معنوی هستیم. اما در نگاه کلی به این کتاب باید گفت فریزر بر‌ این‌ باور است که انسان‌های آغازین، موجوداتی بی‌پناه در دنیایی وحشی بودند و خود را در عالمی‌ که آن را نمی‌فهمیدند و بر آن مـهار و کنترلی نداشتند، گمشده می‌یافتند. آنان با علم بـه عـجز‌ و ناتوانی‌ خود، نیاز داشتند تا برای ادامه‌ی زندگی به طریقی طبیعت را به مهار خویش درآورند. فهم‌چنین موجوداتی، از عالم، فهمی از روی ضرورت و درماندگی بود. با چنین طرز تفکری انسان‌های ابتدایی بـه فـلاسفه‌ای تبدیل‌ شدند‌ که‌ درباره‌ی عـملکرد طـبیعت، نظریه‌ای را مطرح ساختند. این نظریه، «جادو» نامیده شد.

این مطلب را هم ببینید
کتاب تاریخ مردم ایران نوشته عبدالحسین زرین کوب

جیمز فریزر اعتقاد دارد که بین مفاهیم جادویی و علمی‌ تشابه‌ وجود دارد. آنانی که جادوی همدلانه را به کار می‌گرفتند، بر این گمان بودند که حوادث طبیعت لزوماً‌ پی‌درپی‌ رخ می‌دهند. این همان اصل اسـاسی‌ است کـه علم نوین بر آن‌ استوار‌ است.

فریزر مـی‌گوید گرچه راهـی کـه در جادو‌ پیش‌گرفته بودند، قابل‌پذیرش بود، اما یک اشکال‌ عمده داشت و آن اینکه کاملاً بی‌فایده بود. پس‌ جادو، هنری‌ بی‌حاصل و یک «اشتباه» بود. این اشتباه‌ نهایتاً شناسایی‌ شد‌ و با‌ شـناسایی‌ آن مـعنای یأس‌آور عجز و ناتوانی بازگشت. پس از شکست جادو، برای تـوضیح جـهان و مهار و کنترل ماهرانه‌ی‌ طبیعت‌، از «دین» کمک گرفتند.

جیمز فریزر مراد خود را‌ از دین بدین‌صورت‌ بیان‌ می‌کند:

«درک من از دین، تسکین‌ و راضی ساختن نیروهای فـوق بـشری‌ است کـه هادی و ناظر روند طبیعت و حیات بشر‌ انگاشته‌ می‌شوند».

تغییر فلسفه زندگی بشر از جادو به دین، نه‌تنها بـه جـهت نـظری دارای اهمیت بود، که بیانگر تغییر تمام‌عیار رویکرد انسان نیز بود، و این احتمالاً با کشف عدم کفایت جادو حاصل‌شده است. خودبسندگیِ مغرورانه‌ی جادوگر، رفتار متکبّرانه‌اش با نیروهای برتر و ادّعای گستاخانه‌اش در اِعمال سلطه‌ای همانند آن، نمی‌توانست نتیجه‌ای جز برانگیختن کشیش داشته باشد؛ کشیشی که با اعتقاد مطلقش به جلال الهی و خاکساریش در پیشگاه او، چنین ادعاهایی و چنین تکبری را می‌بایست تعرّض کفرآمیز و ملحدانه به منزلتی دانسته باشد که فقط خاصّ خداست. اما جادوگر برای رفع مشکلات و خطرهایی که از هر سو متوجّه انـسان بـود، تنها بـه قدرت خود و نظام‌ ثابت طبیعت متّکی بود که‌ با‌ اطمینان به آن، به اهداف خود در طـبیعت دسـت مـی‌یافت.

از منظر نویسنده، دین تسلسل و ترتیب پدیده‌های طبیعی را ناشی از اراده، شهوت یا هوس موجوداتی روحانی می‌داند که از نوع انسان اما از نظر قدرت و توان، بسی بالاتر از اویند. اما این برای انسان، رضایت‌بخش به نظر نمی‌رسید؛ زیرا دین بر آن است که وقوع و ترتیب حوادث طبیعی را قوانین تغییرناپذیری تعیین نمی‌کند و این حوادث تا حدودی متغیر و نامنظم‌اند. برعکس، هر چه بیشتر در این ترتیب و توالی حوادث طبیعی دقیق شویم، بیشتر متوجّه هماهنگی و وحدت کلّی آن‌ها می‌شویم و این به وسیله‌ی علم، قابل پیش‌بینی است. بدین ترتیب، به تدریج نظریه‌ی دینی را کنار گذاشتند و برای توجیه امور طبیعت نیازی به‌ ایزدان ندیدند. در این‌جا فلسفه زنـدگی دیگری مطرح می‌گردد که موفقیت بیشتری در به‌کارگیری‌ طبیعت از خود نشان داد و انسان از طریق آن توانست طبیعت را‌ مـهار‌ و پیـش‌بینی کند. فریزر آن فلسفه‌ زندگی را که از چنین توانایی بـرخوردار اسـت، «علم» دانست. توجه انـسان بـه عـلم به معنایی بـازگشتی‌ مجدّد بـه اصل بنیادین جادو، یعنی نظم بود. علم و جادو، هردو، به نظمی اعتقاد دارند که‌ اصل‌ بنیادی‌ همه امور است.

از نظر فریزر، عظمت نتایجی کـه علم بدان دست‌یافته است، به سهولت می‌تواند صحّت‌ این‌ روش‌ را که پس از دین، متداول‌ گشت، نشان‌ دهد. بشر‌ پس از قرن‌ها سرگردانی در پیچاپیچ‌ ظلمانی تاریخ، سرانجام کلید زرینی را که بسیاری از درهای گنجینه‌ی طبیعت را می‌گشود، به دست آورد.

او با نگاهی‌ بسیار‌ خـوش‌بینانه‌ بـه علم، می‌گوید:

«شاید چندان گزاف نباشد اگر بگوییم که‌ امید‌ پیشرفت – اعمّ از اخلاقی و فکری و نیز مادی – در آینده، بسته به راهی است که علم خواهد رفت و هر مانعی‌ که‌ بر‌ سر راه اکتشاف علمی قرار گیرد، بیدادی نـسبت بـه بشریت است».

با آنکه جیمز فریزر نگاه علمی به جهان را بهترین نظریه مدون موجود می‌داند، اما لزوماً آن را نظریه کامل و نهایی‌ درباره‌‌ی جهان‌ لحاظ نمی‌کند و بر ایـن بـاور است که شاید فرضیه‌ای کامل‌تر‌ جـای‌ آن را بگیرد. اما فعلا ما هستیم و علم!