نقد رمان بادبادک باز

علاقه مندی
ارسال به...
1 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
نقد رمان بادبادک باز
hiword.ir 163بازدید , 11 اردیبهشت 1403 بدون دیدگاه مشاهده محصول

نقد رمان بادبادک باز: بعضی از رمان هایی که وارد بازار میشوند مخاطب را در حال و هوای کاملا تازه ای قرار می دهند. بادبادک باز نخستین رمان خالد حسینی هم یکی از این نوع آثار است.

این اولین رمان یک نویسنده افغانستانی- آمریکایی است که به زبان انگلیسی منتشر میشود.

نقد رمان بادبادک باز

بادبادک باز نوشته خالد حسینی
نقد رمان بادبادک باز

بادبادک باز در بستر وقایع سیاسی و تاریخی یک داستان امروزی را در دل خاورمیانه روایت می کند.

کتاب به طور کلی مضمونهای گسترده ای را به کار میگیرد زندگی، عشق، برادری و شجاعت.

داستان با افغانستان نسبتا آزاد در دهه ۱۹۷۰ شروع میشود که تحت سلطه نظام پادشاهی قرار دارد. کمی بعد وقوع یک کودتا و هجوم روسیه به افغانستان چشم اندازهای زیبای شهر کابل را برای همیشه تغییر می دهد.

نویسنده توسعه سیاسی کشور را در پس زمینه داستان خود قرار داده و مشکلات فرهنگی پیش از جنگ افغانستان را به صورتی جدی و شخصی مورد توجه قرار می دهد.

زمانی که رمان شروع میشود امیر قهرمان داستان که پسر یک تاجر پشتون ثروتمند است، در آستانه بلوغ قرار دارد، همتا دوست و البته خدمتکار او حسن است.

حسن یک نوجوان شیعه هزاره است که از نظر اجتماعی در جایگاه پایین تری قرار دارند این اختلاف نژادی محور اصلی تنش هایی را تشکیل می دهد که در طول داستان رخ میدهد

امیر، حسن و پدرانشان در کنار یکدیگر در یکی از محله های مرفه نشین کابل زندگی میکنند.

این پدر و پسر هزاره به خدمتکار اربابان پشتون خود تبدیل شده اند، اما آن ها هم به بخشی از خانواده این خانه تبدیل شده اند. مساله ای که در تضاد با عرف جامعه قرار دارد.

پدر امیر که معمولا بابا نامیده میشود با حسن همچون پسر دوم خود رفتار میکند.

امیر نسبت به پدر خود احساسات متناقضی مرکب از ترس و نفرت دارد به همین ترتیب او نسبت به حسن هم توامان احساس حسادت و تحسین دارد و همین مساله دوستی آنها را مرتب به چالش میکشد.

پاکی ذاتی حسن عامل مهمی است که پیوند بین این دو را حفظ میکند نویسنده با صراحتی مثال زدنی روابط پویای پیچیده این خانه را توصیف می کند.

شاید نفرت آورترین شخصیت این رمان خود امیر باشد. نویسنده امیر را مملو از حسادت، نفرت و گناه کرده است.

این مطلب را هم ببینید
کتاب کولی کنار آتش اثر منیرو روانی پور

خواننده هنگام مواجه با چنین شخصیت دافعه بر انگیزی به سختی میتواند با او همذات پنداری کند.

بادبادک باز از صد کتاب برتر جهان در سه قرن اخیر
نقد رمان بادبادک باز: یکی از صد کتاب برتر جهان در سه قرن اخیر

فضایی که در بخشهای ابتدایی کتاب به تصویر کشیده میشود نوید این را می دهد که با داستانی طرف هستیم که میخواهد خارج از قواعد سنتی داستانهای قهرمانانه و سرشار از خوبی عمل کند.

شخصیت امیر را هم چنین میتوان نمونه ای از دوران نوجوانی خود نویسنده در نظر گرفت. به نظر می رسد برخی از تجربیات خود حسینی هم در رمان گنجانده شده اند.

در یکی از روزهای زمستانی اواسط دهه ۱۹۷۰ مسابقات بادبادک بازی با قهرمانی امیر به پایان می رسد. در این بخش انفعال امیر به اوج خود میرسد و در شرایطی که حسن بدترین ساعت عمر خود را سپری می کند، امیر از کمک به وی امتناع می کند.

این واقعه منجر به شروع پروسه نابودی این خانواده خوشحال میشود، امیر هیچ وقت این قضیه را فراموش نمیکند و حتی زمانی که به مرد بالغی تبدیل می شود، بذرهای نفرت از خود بیش از پیش در وجودش ریشه می دواند و همین مساله باعث بروز شکافی گسترده تر میان او و پدرش می شود.

زمانی که افغانستان غرق در هرج و مرج میشود داستان چند سال جلو میرود امیر و پدرش از دست نیروهای شوروی فرار میکنند و به آمریکا پناه میبرند

خالد حسینی نویسنده رمان صوتی بادبادک باز
نقد رمان بادبادک باز

در این بخش از داستان حسینی بر روی مشکلات بزرگ شدن در کشور بیگانه و احساس غربتی تمرکز میکند که هنگام ترک وطن به افراد دست می دهد. با این حال هم چنان رشد احساسی شخصیتها محور اصلی داستان را تشکیل می دهد.

در آمریکا همه چیز دچار تغییر میشود بابا که همیشه زندگی شاهانه ای داشته است، مجبور است در پمپ بنزین کار کند امیر در رشته زبان انگلیسی تحصیلات خود را ادامه میدهد و بعدا به یک نویسنده مطرح تبدیل میشود.

هم چنان که داستان به نقطه اوج خود نزدیک میشود به تدریج و به طور قابل انتظاری مضمون رستگاری هم در زمان مطرح می شود.

هنوز راهی برای خوب بودن وجود دارد این نصیحتی است که شخصی از طریق یک تماس تلفنی از پاکستان به امیر میگوید امیر متحول میشود زندگی راحت خود در کالیفرنیا را رها می کند و برای نجات پسر بازمانده حسن به افغانستان برمی گردد.

این مطلب را هم ببینید
دوریس لسینگ تنها نویسنده متولد ایران برنده جایزه نوبل ادبیات

در این بخش داستان از نظر تعلیق به اوج میرسد و به سبک داستانهای دن براون، سرشار از پیچش ها و انحرافات داستانی میشود با این حال در بخشهای پایانی بادبادک باز خبری از خوش بینی براون نیست و داستان بیش از پیش در سیاهی غوطه ور میشود.

امیر موفق میشود سهراب، پسر نوجوان حسن را نجات دهد و او را با خود به آمریکا بیاورد اما متوجه میشود که با پسری ساکت و کم حرف طرف است که حتی یک بار دست به خودکشی میزند

سهراب در آرزوی بازگشت به زندگی پیشین خودش است. از این نظر کاری از دست امیر برنمی آید حتی خود امیر هم در نابودی زندگی گذشته او نقش داشته است.

حسینی داستان خود را به پیروی از این ضرب المثل فارسی زندگی میگذرد به پایان می رساند.

رمان صوتی بادبادک باز نوشته خالد حسینی
نقد رمان بادبادک باز

در جایی از داستان گفته میشود: “زندگی میگذرد مهم نیست چه آغاز و پایانی داشته باشد، چه بحران و فاجعه ای طی شده باشد. همچون کاروان غبار آلودی از کوچ نشینها که در حال گذر هستند، زندگی هم می گذرد.»

حسینی با مطرح کردن منطقه ای از دنیا که همیشه در دنیای غرب نادیده گرفته می شود، شاید به اهداف سیاسی خود دست پیدا کرده باشد

در این رمان تا پیش از ورود نیروهای بیگانه به کشور افغانستان و ساکنان آن مدرن و امروزی به تصویر کشیده میشوند با این حال جنگ و کشمکش های سیاسی در پس زمینه روایت میشوند و علی رغم وقوع چنین رخدادهایی این درامهای انسانی هستند که مورد توجه نویسنده قرار می گیرند.

زبان ساده حسینی موفق میشود پیچیدگیهای احساسات شخصیت ها و پویایی هایی که در هر فرهنگی وجود دارد را به شکل تاثیر گذاری عرضه کند.

بادبادک باز یک رمان سرزنده است کتابی که بعد از تمام شدن آرزو میکنید کاش هم چنان ادامه داشته باشد.

شاید قهرمانی که حسینی معرفی میکند یک شخصیت بزدل باشد اما زمانی که این نویسنده ارائه کرده سرشار از شجاعت است.

بادبادک باز نوشته خالد حسینی
نقد رمان بادبادک باز
1 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...