نقد کتاب باغ گذرگاه های هزار پیچ

نقد داستان باغ گذرگاههای هزارپیچ نوشته بورخس

علاقه مندی
ارسال به...
4 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...
نقد داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ نوشته بورخس

نقد داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ | در این داستان با شیوه نگارشی معمول بورخس روبه رو هستیم؛ یعنی نوشتن داستان هایی کاراگاهی و به نوعی فریب دادن خواننده.

داستان تمامی عناصر لازم برای یک داستان جاسوسی را داراست؛ مامورین مخفی، اسلحه، قتل، ابهام، درام و طرحی پیچیده که خواننده را درگیر حل کردن یک معما کند.

بورخس بیش از آنکه به عنوان نویسنده داستان های خوب جاسوسی شناخته شده باشد، به خاطر این سبک نوشتنش است که مورد توجه قرار گرفته است.

سبکی که در آن با استفاده از شیوه داستان های جاسوسی داستانی مینویسد که هدفش چیزی جدا از ابهام زدایی و روشن شدن معمای پایانی داستان باشد.

دانلود کتاب صوتی باغ گذرگاههای هزار پیچ

کتاب صوتی باغ گذرگاههای هزار پیچ اثر خورخه لوئیس بورخس

مشخصات کتاب

  • باغ گذرگاههای هزارپیچ
  • نویسنده خورخه لوئیس بورخس
  • سال: ۱۹۴۱
نقد داستان باغ گذرگاههای هزارپیچ نوشته بورخس
نقد داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ

قهرمان داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ

تمرکز طرح داستان روی شرایط و وضعیت قهرمان داستان یوسون مردی چینی است.

یوسون جاسوس آلمان ها بوده که اکنون در انگلیس در حال انجام ماموریتی سری است. داستان در جنگ جهانی اول پیش می رود.

یوسون ماموریت دارد که اسم شهری از انگلیس را به رئیس آلمانی اش مخابره کند تا آلمان ها آن را مورد هدف قرار دهند

او نقشه ای زیرکانه برای ارسال پیام در ذهنش می چیند، شخصی به نام استفان آلبرت را به قتل میرساند نام خانوادگی مقتول اسم همان شهر مورد نظر است.

ریچارد مدن مامور انگلیسی هم که در تعقیب یو سون است بلافاصله پس از قتل، آلبرت یوسون را دستگیر می کند.

راوی داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ

داستان به صورت اول شخص توسط خود یوسون روایت میشود که در زندان به انتظار حکم اعدامش نشسته است.

آنچه این رخدادهای جذاب را پیچیده تر میکند اتفاقات و هزارپیچی است که در دل داستان مطرح میشوند.

این مطلب را هم ببینید
کتاب صوتی حرمسرای قذافی اثر آنیک کوژان

در ابتدای داستان با یوسون که راوی داستان است آشنا میشویم.

یوسون ماموری مخفی است که هویتش لو رفته است. او اکنون پی برده که کاپیتان ریچارد مدن همکارش را که جاسوس دیگری برای ارتش آلمان بوده را دستگیر کرده و یا شاید هم کشته است

اکنون چیزی که یو سون را درگیر خود کرده این است که باید با کمترین امکانات و زمان محدودی که در اختیار دارد ماموریتش را به پایان برساند.

واضح است که یو سون باید فرار کند اما باید کارش را هم به اتمام برساند. او باید موقعیت و مکان مخفی تسلیحات انگلیس را به رئیسش در برلین گزارش دهد.

آنچه در جیب دارد را خالی میکند دفترچه تلفنی را چک کرده و در آن شماره تلفنی پیدا میکند. در ده دقیقه نقشه ای در ذهنش طراحی می کند

مساله مهمی که اینجا میبینیم این است که او یک اسلحه و تنها یک فشنگ در جیبش دارد که اینجا فکر میکنیم از آن برای ریچارد مدن استفاده خواهد کرد.

اتفاقات داستان

ادامه داستان با یک تعقیب و گریز رفتن به ایستگاه قطار و رویارویی با فردی ناشناس همراه است. در تمامی این مدت ما در این فکریم که یو سون میخواهد چه کار کند و چگونه میخواهد پیام را به آلمان برساند.

یو سون با دکتر آلبرت رابطه ای دوستانه برقرار می کند. دکتر آلبرت چیزهایی درباره ی جد یو سون می گوید. در این بخش از داستان به نظر می رسد یوسون از ماموریتش غافل شده است.

یو سون مکالمه و صحبت طولانی با دکتر استفان آلبرت دارد. آلبرت همان شخصی است که اسمش را در دفترچه تلفن دیده بود

دکتر آلبرت یک چین شناس معروف است که روی رمانی از جد یو سون مطالعات عمیقی داشته است.

مکالمه آنها حالتی فلسفی به خود میگیرد و اینجا با هسته ی اصلی داستان روبه رو می شویم.

طرح داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ

کتاب صوتی باغ گذرگاههای هزار پیچ اثر خورخه لوئیس بورخس
نقد داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ

داستان طرحی زیرکانه دارد و در این بخش کمی حس نگرانی به خواننده منتقل میشود. چون یو سون یک چشمش به ساعت است و مرتب زمان را چک میکند به نظر قرار است اتفاق غیر منتظره می ای رخ بدهد.

این مطلب را هم ببینید
کتاب صوتی بانوی سربدار نوشته حمزه سردادور

ریچارد مدن هنوز به دنبال یو سون است و یو سون هم میبایست پیامش را ارسال کند.

ریچارد مدن در باغ ظاهر می شود. در حرکتی غیر منتظره که ما را غافل گیر می کند، یو سون با تنها فشنگی که دارد به دکتر آلبرت شلیک می کند، دکتر آلبرت کشته میشود و ریچارد مدن هم یو سون را دستگیر می کند.

چیزی که شاید عجیب باشد این است که چرا یو سون آنقدر برای رساندن پیام به رئیس آلمانی اش مُسّر است.

در جایی از داستان پس از اینکه نقشه ی رساندن پیام را در ذهنش می چیند یو سون میگوید :

من این کار را انجام دادم چون حس میکردم رئیس به نوعی از پیشینه نژادی ام هراس دارد. میخواستم به او ثابت کنم که یک زرد پوست میتواند هم ارتشش را نجات دهد.

با کشتن دکتر سؤالاتی در ذهن خواننده ایجاد می شود.

  • کشتن آلبرت چه کمکی به رساندن پیام میتواند داشته باشد؟
  • چه بر سر یو سون می آید؟

جواب آن در پاراگراف آخر داستان باغ گذرگاههای هزار پیچ مشخص می شود. ریچارد مدن، یو سون را دستگیر میکند به زندان میاندازد و آنجا منتظر حکم اعدامش می ماند.

یو سون با وجود دستیگر شدنش به ما میگوید که ماموریتش با موفقیت به پایان رسیده است.

اسم آلبرت که کشته شده این مساله را روشن میکند، رئیس یو سون روزنامه های بین المللی را در دفتر کارش می خواند. در روزنامه گزارشی میخواند که خبر از به قتل رسیدن شخصی به نام دکتر آلبرت توسط یکی از جاسوسان او میدهد.

آلبرت نام شهری است که انبارها و مخفی گاه تسلیحات در آن است آلمانها شهر را بمباران میکنند و یو سون متوجه میشود که پیامش ارسال شده است.

4 رای
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
5,00/5
Loading...

مقالات و نقدهای مشابه

مشاهده همه

جدیدترین کتاب‌های صوتی

مشاهده همه
دیدگاه ها

لطفا دیدگاهتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

من ربات نیستم *در حال بارگیری کپچا پلاس ...

  1. م کارگر
    27 تیر 1402

    نوشته های بورخس واقعا نیاز به رمزگشایی دارند، به نظرم نقد آثار بورخس به جز بررسی ظاهری داستان، نیاز به شناخت لایه های زیرین آن هم داره
    به هرحال ممنون بابت این نقد و بررسی