معرفی و بررسی رمان سمفونی مردگان اثر عباس معروفی ، برنده جایزه سال ۲۰۰۱ از بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ .معروفی این کتاب را در سال ۱۳۶۸ به رشته تحریر در آورد. نام داستان در ابتدا کلاغهای سیاه خدا بود.اما بعدها نويسنده آن را به سمفوني مردگان تغيير داد.

دربارۀ نام سمفونی مردگان ، معروفي ميگويد:

به دليل احساس نزديکي ام به موسيقي است كه رمان، سمفوني است و به موومان تقسيم شده، به نظر من تمام دنيا دارای ريتم است. ما در سکوت هم صدايي ميشنويم. سراسر زندگي موسيقي است. اما در مورد رمان، همان گونه كه ميدانيد هر سمفوني چهار موومان دارد و يك مقدمه يا اورتور. آيه های قرآن در ابتدای داستان برای زينت استفاده نشده، بلکه يك اورتور است. شخصيتها در ذهن من سازبندی شده اند.

معروفی در کتاب سمفونی مردگان داستان شهری مرده را روایت می کند که ندای روشنفکری و سرزندگی را می کُشد.

وی به مخاطبانش می فهماند جامعه ای را که جهل فرا گرفته،حتی توسط مسیح هم زنده نمی شود! و چه مسیح هایی که توسط همین مردم به انزوا کشیده شدند.

نوع روایت در سمفونی مردگان بازگشت به گذشته در زمان حال است و عوض کردن راوی خیلی سریع و آنی است طوری که برخی اوقات برای این که داستان را از دست ندهید مجبور می‌شوید پاراگراف قبلی را مجدد بخوانید و در حالی که در یک زمان و مکان خاص در حال خواندن داستان هستی رفتن به مکانی دیگر همراه با تغییر زمان از گذشته به حال و از حال به گذشته، مانند تماشا کردن فیلمی است که با کات‌هایی بسیار ظریف و دقیق هیجان‌زده‌ات می‌کند و تو از آن لذت می‌بری.سوم شخص يا دانای كلي كه گاهي در ميان تك گوييها شركت ميكند، به هيچ وجه در كيفيت و چگونگي گفتگوهای ذهني دخالت نميكند؛ فقط گاهي در رفتار ديگر شخصيتها و اتفاقات زمان حال دخالت دارد. گسستهای زماني كه در جريان سيال ذهن پديد ميآيد، با تفکر و تكگويي دروني شخصيت همخواني دارد.

کتاب به شیوه ای است که هر چقدر آن را بخوانی جذابتر می شود. روایت داستان به گونه ای است که میتوان به اطمینان گفت که رگه هایی از زندگی هر یک از ما را بیان می کند. بدرستی که زندگی آیدین چه قدر تلخ و بغض آلود بود و رسیدن به این حقیقت که هر کدام از ما یک آیدین هستیم یا چه تعداد آیدین ها در کنارمان هستند.

قلم شیوای عباس معروفی داستان را از بطن جامعه ما در آورده که بگوید مواظب آیدین هایمان باشیم که براستی که جهل , قلدر است.

آیدینی که شب ها کتاب می خواند و آنقدر می خواند که وقتی می گفتند برای چه می خوانی جواب می داد:

“برای این که خودم را پیدا کنم.”

سمفونی مردگان با فلش بک های بسیار زیبای عباس معروفی شکل می گیرد .

این کتاب بدلیل ریتمی که در طول داستان شاهد آن هستیم مانند سمفونی ادامه پیدا می کند و هر چیزی در جای مناسب خودش به کار برده می شود سمفونی نامیده شده است که چهار موومان دارد.

هر موومان توسط یک ساز نواخته می شود:

ساز خودخواهی و طمع،ساز عشق،ساز دیوانگی و جنون،ساز سرزندگی و تحرک.همۀ این ساز ها کنار هم،سمفونی مرگ را می نوازند.

هر یک از این قسمت ها از زبان یک راوی نقل می شود سمفونی مردگان کتابی است که باید آن را با دقت بخوانید یا بشنوید؛ زیرا اگر لحظه ای خواننده و شنونده حواسش پرت شود متوجه داستان نخواهد شد . همین مسئله گیرایی داستان را به شدت زیاد میکند.

(موومان: به معنای بخش کاملی از یک اثر بزرگ‌ترِ موسیقی است که خود آغاز و انجامی دارد. آثاری مانند سمفونی و کنسرت و سونات هریک از چند موومان تشکیل می‌شوند.اجرای هر اثر موسیقی وقتی کامل است که تمام موومان‌های آن اجرا شود.معمولاً در اجرای آثار موسیقی، پس از پایان یک موومان و پیش از آغاز موومان بعدی، اندکی سکوت برقرار می‌شود.)

در بخش‌هایی از داستان یک واقعه از زاویه دید دو نفر مختلف بیان شده است و خواننده احساس و افکار دو نفر را درک می‌کند. وجود زاويۀ ديدهای مختلف و چندصدايي بودن در رمان به زنده بودن , و پويايي آن كمك ميكند. اين خاصيت دراین رمان که نویسندۀ آن نام “سمفونی” را برای آن برگزیده است به گونه ایی شایسته و چشمگیر همچون خصلتی گریزناپذیر جلوه گری میکند.

بررسي و تحليل زاويۀ ديد و شيوه های روايي، از ديدگاههای متفاوت، از بحثهای نقد ادبي است كه امروزه به عنوان شاخه ای مستقل و مهم در مباحث داستان نويسي به آن پرداخته ميشود. چرخشهای ماهرانۀ زاويه ديد در كل رمان يکي از دلایل مهم توفيق این رمان میباشد.

بیشتر داستان در ذهن شخصیت‌های داستان می گذرد و آنقدر زمان و مکان و محیط به خوبی توصیف شده‌اند که خواننده سرمای هوای داستان را با تمام وجود حس می‌کند.

سمفونی مردگان سراسر نماد و مشهورترین اثر عباس معروفی است.اردبیل به عنوان نماد کشور ایران در زمان جنگ جهانی دوم است کشوری که از شمال به وسیله روس ها و از جنوب با انگلیسی ها مورد تهاجم قرار گرفته است .

برف و سرما که در همه جای داستان حضور دارد نماد خفقان و دلمردگی اعضای جامعه است .

رمان به وقایع جنگ جهانی دوم به صورت حاشیه‌ای در اردبیل می پردازد.

این کتاب روایت جامعه ایرانی در بین سالهای ۱۳۲۰ و بحبوحه جنگ جهانی و قحطی حاصل از آن در شهرهای شمالی به ویژه اردبیل می باشد. اصل داستان از سال ۱۳۱۳تا ۱۳۵۵ روایت می‌شود.

در جنگ جهانی دوم که روس‌ها، انگلیس‌ها و آمریکایی‌ها هر یک چیزی را به تاراج می‌برند. کارخانه پنکه سازی لرد، نماد حضور انگلستان و اینکه پس از مرگ آقای لرد شرکت “بایکوت” شروع به تبلیغ می‌کند، روی کارآمدن آمریکایی‌ها پس از انگلیسی‌ها را در ذهن تداعی می‌کند.

سمفونی مردگان روایت زندگی خانواده جابر اورخانی تاجر آجیل است. این خانواده دارای چهار فرزند است . پسر بزرگ خانواده یوسف از بالای پشت بام پرت می شود و تا انتهای عمر به موجودی بین انسان و حیوان بدل می شود ؛ یک تکه گوشت بی‌حرکت که تا پایان داستان وجود دارد . فرزندان بعدی دوقلوهای ماجراساز داستان آیدین و آیدا هستند.

آیدین شخصیت اول کتاب است پسری با روح و قریحه ادبی آرام متین و صبور آیدا قل دیگر او همین ویژگی ها را به شکل دیگری داراست فرزند آخر اورهان است شیرین زبان حرف گوش کن و پایبند به اصول پدر.

رمان, نقش آیدین و اورهان را پررنگ تر از بقیه شخصیت ها جلوه می دهد. آیدین متفکر دوست داشتنی و فارغ از دغدغه‌های مادی است. اورهان اما در قید و بند مادیات . به شکلی که بخش عمده‌ی حوادث داستان حول طمع و زیاده خواهی مادی او می‌چرخد‌.

آیدین به عنوان شخصیت اول داستان نماد کسانی است که با دیگران متفاوت اند و در پی تغییر و تحول اساسی با آموزش و بالا بردن سطح آگاهی‌شان هستند . همه ما می‌دانیم که اینگونه افراد دشمنان زیادی دارند .همیشه کسانی هستند که بخواهند سر راه این افراد موانع مختلف ایجاد کند. آیدین دقیقا به همین درد مبتلا می‌شود.

تم برادر کشی در این رمان کاملاً بارز و مشخص است.

عباس معروفی به این تم با دقت بیشتری پرداخته است . کاملاً طبیعی به نظر می رسد که او دوست دارد با این تم به خوانندگانش مسئله مهمی را یادآور شود . ما از ابتدا با برادرکشی پای به جهان هستی گذاشته ایم برادر کشی هابیل و قابیل که فرزندان آدمند .

انگار که نسل بشر هم این برادرکشی را در خود غریزی کرده است. این تم در کتاب فریدون سه پسر داشت نیز کاملاً قابل رویت است و اساساً این کتاب هم حول این مسئله می چرخد.

در کتاب سمفونی مردگان با نقش کمرنگ زنان و تأثیر آنان در داستان مواجه هستیم. همسر آیدین تنها زنی در داستان است که کاملا زنانه رفتار می کند . شاید همین مسئله باعث شود که آیدین عاشق و شیدای او شود.

“معروفي” در این رمان در پي به تصوير كشيدن مصائبي است كه يك فرد در پي دستيابي به آزادي و حق انتخاب در يك جامعة پدرسالار و حكومـت توتـاليتر بـا آن مواجه است. فضاي حاكم بر اين رمان تحـت تـأثير افكـار ليبراليسـتي نويسـنده نوشـته شدهاست. آيدين قهرمان داستان و تا حد زيادي داراي ويژگـيهـاي انسـان آرمـاني ايـن گفتمان است.

شخصيتها را در اين رمان ميتوان در سه گروه جا داد: گـروه اول كـه در قالب پدر و اياز نمود پيدا ميكنند، نماد جامعة پدرسالار و حكومت خودمدارند. آنان هيچ مخالفتي را برنميتابند و سرسختانه در حفظ شرايط موجود در تلاش هستند.

گـروه دوم افراد خاموش و بيصدا و پيـروي هسـتند كـه مجـال اسـتبداد را بـراي مسـتبدان فـراخ ميكنند؛ اورهان، مادر و تا حدود زيادي آيدا نمايندة اين گروهاند. در گـروه سـوم آيـدين قرار دارد كه براي دستيابي به اهداف خود و به دسـت آوردن حـق آزادي و انتخـاب در برابر پدر ميايستد و خواهان گشودن راهي نو و روشن در زندگي سـرد و مـردة خـانوادة اورخاني است

ادامه معرفی و بررسی رمان سمفونی مردگان

با توجه به اين رويكرد كه رمان”سمفوني مردگان” بازتابندة گفتمان ليبراليستي در ادبيات داستاني معاصر است،این رمان را بر اساس ویژگیهایی که برای انسان آرمانی در این گفتمان برشمرده میشود مورد بررسی قرار میدهیم :

انسان آرماني در سمفونی مردگان

آيدين در اين راه تمام تـلاش خـود را بـهكـار مـيگيـرد؛ امـا ايـن راه، راه پرخطري است و آرامش ظاهري زندگياش را بر هم ميزند، زيرا در مقابلش اتحاد پـدر و اياز و بعد از پدر اورهان قرار دارد كه با جديت تمام راه پدر را ادامه ميدهد و چـون پـدر دست دوستي اياز پاسبان را ميفشارد و بـهعنـوان عقـل منفصـل از او مشـورت و يـاري ميگيرد.

سـرانجام در جـدال بـين آيـدين روشـنفكر و جامعـة پـر از تيرگـي و جهـل و خرافهپرستي، آيدين شكست ميخورد و نور وجودش بيفروغ مـيشـود، امـا در آخـر بـا سرگذشتي كه براي اورهان رقم ميخورد مشخص ميشود اورهان بـا نـابودي آيـدين در واقع خود را نيز نابود كرده است. نويسنده در اين رمـان تـلاش كـردهاسـت آرمـانهـاي گفتمان لبراليستي را در وجود آيدين، نماد انسان آرماني اين گفتمان، به نمايش بگذارد.

این مطلب را هم ببینید
شدن نوشته میشل اوباما - پرفروش ‌ترین کتاب سال آمریکا


جـان استوارت ميل John Stuart Mill فیلسوف بریتانیایی سدهٔ نوزدهم:

«فردگرايي ضامن پيشرفت تمدن است و معتقدم که اگر انسان نتواند به دلخواه خود زندگي كند و هر راهي را كه ميپسندد در پيش گيرد، پيشرفت تمدن امكانپذير نخواهد بود… و حجاب از چهرة حقيقت بر نخواهد افتاد»

در گفتمان “فرد گرایی” انسـان فـردي آزاد و عقلايـي توصيف شده است كه همواره در بهبود وضع خود كوشاست و از آنجاكه انسـان موجـودي آزاد است كه بيش از هركس از مصالح و منافع خود آگاه است، حكومتهاي اقتـداري يـا آمرانهو دیکتاتور خلاف طبيعت انساني هستند.

كارل ريمون پوپر (کارل ریمون پوپر فیلسوف آزاداندیش لیبرال متولد اتریش)

“اصليترين وظيفة يـك حكومـت عبـارت اسـت از اذعان به حق ما براي حيات و آزادي و در صورت لزوم، كمك به ما براي دفاع از حيـات و آزاديمان به عنوان يك حق”

کتاب سرچشمه‌های دانایی و نادانی ,از این فیلسوف بزرگ در لینک زیر در همین کانال در دسترس میباشد:

حكومتهاي اقتـداري يـا آمرانه و دیکتاتور، خلاف طبيعت انساني هستند.

در این رمان جامعه ايی كه به صـورت نمـادين در شخصـيت پـدر و پـس از او اورهـان بـهعنـوان نمـاد خـانواده و ايـاز پاسـبان بـهعنـوان نمـاد حكومت خودمدار و توتاليتريستي مطرح ميشود، با اين ارزش ليبراليستي سخت در تضاد قرار میگیرد. دو قطب پدر و اياز متحد هم هستند؛

از متن کتاب:

«پدر خيلي دوستش ميداشت، هـم بـه خـاطر اينكـه پاسبان قديمي شهر بود و هم براي چيزهاي زيادي كه ميدانست. شرق و غرب عـالم تـو مشتش بود. از هرچيز سررشته داشت. پدر ميگفت: اين يك آدم معمولي نيسـت»

در اين جامعة پدرسالار، «آنچه از رفتـار سـركوبگرانه جـابر و اورهـان بـهعنـوان اعضـاي خانواده يا در مقام نمادي از نيروهاي سركوبگر نظام سياسي پدرسالارانه در رمـان آمـده، تطابقي ظريف با هم دارند»

در چنين جامعه ایي انتظاري كـه از فـرد ميرود اين است كه مطابق ميل اين نظام عمل كنند:

از متن کتاب:

«پدر يكباره فرياد كشيد: هرچـه ميگويم بايد بگويي چشم»

از ميان افراد اين خانواده تنها كسي كه براي رسـيدن به اهداف انتخابي و مورد علاقة خود تـلاش مـيكنـد، آيـدين اسـت. «در برابـر اكثريـت خاموش، اكثريت بيصدا و بينداي جامعه، آيدين نمادي از عنصر روشـنفكري، خلاقيـت، مبارزة اجتماعي، طبقاتي و ملي است. اقليتي كه مشغلة ذهنيشان شناخت خويش اسـت و پيوسته دنبال خود ميگردند»

آيدين برخلاف يوسف و اورهان كه از همان كودكي مطيع بودند، بچه سربه راهي نبود و مدام كنترلش از دست پدر خارج ميشد:

از متن کتاب:

«مهار آيدين لحظه به لحظه از كف پدر بيـرون ميشد. سركش و رام نشدني»

پدر تحميل عقايد خود را از همان كـودكي شـروع ميكند. آيدين پالتويي به رنگ قرمز دارد كه خيلـي بـه آن علاقـهمنـد اسـت. پـدر از او ميخواهد ديگر اين پالتو را نپوشد، چون معتقد است رنگ قرمز دخترانه است.اين اختلافی كه سنگ بنايش در همان كودكي گذاشته ميشود، ادامه پيدا مـيكنـد .

ادامه معرفی و بررسی رمان سمفونی مردگان

آزادی در سمفونی مردگان

كارل ريمون پوپر Sir Karl Raimund Popper

“آزادیخواهی از نگرشی بینهایت خوشبینانه از توانایی انسان در تشخیص حقیقت و دستیابی به دانایی ,الهام گرفته شده است.”

با نگاهي به شخصيتهاي رمان سمفوني مردگان، نمود و بروز اين ويژگي را نيز تنهـا ميتوان در شخصيت آيدين مشاهده كرد. آنچـه آيـدين را بـا جامعـة سـركوبگر و نظـام پدر سالار روبه رو ميكند، اهميت داشتن اين ارزش در نگاه اوست. آيدين ميخواهد خـود آيندة خويش را خلق كند، ميخواهد در گزينش اهدافش آزاد باشد و در جهت رفع آنچه نياز خود ميپندارد، تلاش ميكند. آيدين ميخواهد خودش باشد، خـودي كـه دوسـتش دارد.

اينجاست كه ديدگاه اگزيستانسياليستي نويسنده بروز ميكند. براساس اين ديدگاه، با توجه به اصالت وجودي فرد كه زيربناي اين دیدگاه است، انسان بايد بـا روشـي كـه در زندگي برميگزيند و افعالي كه اراده ميكند، به وجـود خـويش هويـت بخشـد.

پـس نميتوان گفت ماهيت و سرشت انسان چيست، بلكه بايد ديد هر انسـان چـه مـاهيتي از خود ميسازد.

اگزیستانسیالیسم یا هستی‌گرایی یا خودگوهرگری,اصل اول اگزیستانسیال: «بشر هیچ نیست مگرآنچه از خود می‌سازد».

آدمی با انتخاب خود، راه تمام آدمیان را تعیین می‌کند. به این معنا که هرکاری که ما انجام می‌دهیم، حتی شخصی‌ترین کارها مانند ازدواج، در واقع تأیید درستی آن کارهاست، پس با انجام آن، همهٔ عالم بشری را به انجام آن ترغیب می‌کنیم.»

ژان پل سارتر:

«تعريف ناپذيري بشر بدان سبب است كه بشر نخست هـيچ نيسـت؛ پـس چيز ميشود… بدينگونه طبيعت كلي بشر وجود ندارد… هـيچگونـه طبيعـت بشـري كـه بتوان بر آن تكيه كرد وجود ندارد»

به نظر “سارتر” اين مسأله انسـان را مسؤول جهان و نيز مسؤول شيوة بودن ميكند و معتقد اسـت آدمـي از آنرو مسـؤول است كه به وسيلة او جهان هست، اوست كه خود و جهان را ميسازد و از اينرو مسـؤول همه چيز تنها خود آدمي است.

آیزا برلین: در كتـاب چهـار مقاله دربارة آزادي اظهار ميدارد كه چه كسي حق دارد بگويد «خواسـت» واقعـي مـردم غير از آن چيزي است كه خود ميگويند و فكر ميكنند؟

آیزا برلین فیلسوف سیاسی، اندیشه‌نگار و نظریه‌پرداز سیاسی و استاد دانشگاه و جستارنویسی بریتانیایی بود. آوازه‌اش در بیشتر عمر مرهون دفاع از لیبرالیسم، گفتگوهای مهم و درخشان، حمله به تحجر، تعصب و تندروی سیاسی و نوشته‌های قابل فهم در زمینهٔ تاریخ اندیشه‌هاست.)

آيدين حتي در تلاش است كه ديگران را نيز ترغيب كنـد خـود بـراي خـود تصـميم بگيرند. زماني كه براي آيدا خواستگار ميآيد، با اينكه پدر مخالف است به آيدا مـيگويـد:

«خيلي وقت بود كه دلم ميخواست بـا تـو حـرف بـزنم. مـن مثـل پـدر يـا اورهـان فكـر نميكنم. تو هم نبايد مثل آنها باشي. تو ديگر خيلي بزرگ شدهاي. بايد هر تصـميمي كـه ميخواهي بگيري خودت بگيري… از هيچ نترس. مرگ يك بار شيون هم يك بار»

ادامه معرفی و بررسی رمان سمفونی مردگان

خرد گرایی در سمفونی مردگان

دفاع از آزادي، اعتقاد به خردگرايي را به دنبال دارد. شايد بتوان روح تجـدد و روشـنگري را با «ارجگذاري و به رسميت شناسي آگاهي به عنوان نيروي متكي بـه خـود درك كـرد».

خردگرايي درواقع بنياد مخالفت با نظام پدر سالاري است. به نظر آنـان فرد با استفاده ازعقل خود ميتواند در جهت شناخت و كسب منافع خود گام بردارد، امـا نظام پدرسالار مانع گـزينش اخلاقـي افـراد مـيشـود و همچنـين سـبب مـيشـود كـه پدرسالاران از موقعيت خويش براي هدف شخصي خـود اسـتفاده نماينـد .

كارل ريمون پوپر, اين حكومت پدر سالار را كه به ظاهر بر مبناي اصل خيرخواهي نسبت به مـردم تأسيس شده است را شديدترين نوع استبداد محسوب میکند كه بتوان در نظر آورد.

او معتقد است مشخص كردن هرگونـه خيـر و خوشـي و لـذت بـراي مردمان در يك جامعه بـس دشـوار و ناشـدني اسـت، زيـرا در اكثريـت مـوارد خيرهـا و خوشي هاي افراد با يكديگر همسو نيستند و گاهي حتي متناقضاند.

در اين رمان «درگيري بين آيدين و پدر روايت ديگري از تضاد بين نسلهاست. پـدر از گذر زمان غافل است و اقتضايش را درنمييابد. او بر اين باور است كه پسر بزرگش بايد راه او را در پيش گيرد. آيدين هم نميخواهد چون پدر در جهل بماند و در ميان گرگها پرورش يابد. وي راه نو ميجويد، راهي عاري از ظلمت جهل و جبر پـدر.

نه تنها تضاد و درگيري بین نسلها بلکه درگيـري و تضـاد در دیدگاهها ، درگيـري تعالي و طبيعت، بدويت و تمدن است. مخالفـت پـدر بـا درس خوانـدن آيـدين ناشـي از هراسي است كه پدر به عنوان نماد استبداد سنتي , از عنصرِ ِآگـاهي دارد؛ پـس ابـزار ايـن آگاهي يعني كتاب را برنميتابد:

از متن کتاب:

«پدر نگاهي به بقية كتابهاي روي طاقچه انداخت ناگهان برگشت: توله سگ بـاز هـم چرنـديات ميخواني؟ كتاب را از دستش گرفت واز وسط جر داد. بعد از كمر پارهاش كرد و آنقدر كاغذها را پاره كرد تا كف حياط پر از كاغذ شد.»

عقل معاش انديش پدر كه هم هچيز را با عيار پول م يسنجد، سعي ميكند او را با پول تطميع كند.

از متن کتاب:

و به او ميگويد:

«تو خيال ميكني با درس خواندن به كجا ميرسي؟ بعـد از سي سال درس خواندن چقدر حقوق ميدهند؟… صـد تومـان؟ هـزار تومـان؟ از شـاه كـه بيشتر نميگيري. من از همين الان بهت ميدهم. به شرطي كـه دور كتـابهـا و درس و مشق را قلم بكشي. آدم بشوي»

آدم بودن يعني علم و عقل را كنار گذاشتن و به تحصيل پول پرداختن به هر قيمتي و اين در طول تاريخ سابقه اي بس دورودراز دارد؛ بـه همـة معلمـان بشـر چنـين پيشـنهادي داده شـده اسـت، زيـرا آنـان خـواب خفتگـان را بر می آشوبند.

تفاوت ديدگاه پدر و آيدين در مورد پرسـش اخيـر را در گفتگـوي زيـر بـه خوبي ميتوان دريافت:

از متن کتاب:

«پدر: اگر نخواني چطور ميشود؟ آيدين: ميميرم – بمير. و اتاق در سـكوت يـخ زد»

پدر كم كم درمييابد كه حريف آيدين نميشود و نمیدانست که چه باید کند.

چراكه آيدين چون نـامش بـه دنبـال روشـني اسـت.

از متن کتاب:

«پـدر پرسـيد دنبـال چـه ميگردي؟ گفت: خودم»

آيدين دغدغه دارد، دغدغة شناخت خود را. او از ابتذالي كه همگان را فراگرفته ميگريزد و مانند چهره ايی شهادت دهنده، زندگي آنها را به سـخره مــيگيــرد. آيــدين بازتابنــدة روانشناســي اجتمــاعي روشــنفكراني اســت كــه قربــاني نابه هنجاريهاي اجتماعي و جهـل خـانواده مـيشـوند»

آيدين خود را ميجويد تا همچون نامش روشن شود و از تاريكي جهل و تنگنظري پـدر و اطرافيان برهد تا «نقشش را در اين عالم بيابد، زيرا رسيدن بـه نـور آگـاهي و حقيقـت نهايت كمال انساني است»

عباس معروفي در مصاحبه اي ميگويد: «انتخاب اسم شخصيتها در داستان و رمـان خيلـي اهميت دارد»

با دقت به نام اورهـان كـه بـه معنـاي چـراغ اسـت و مقايسة آن با آيدين، درمييابيم نويسنده بر اين باور است كـه انسـانهـا وقتـي بـه دنيـا ميآيند يكسان هستند، اما با عمل و رفتار خود و گزينش نحوة زندگي، آيندة نيك يا بد خـود را ميسازند. اين تفاوت را در اين دو شخصيت در نحوة پاسخ دادن به پرسش «دنبال چه ميگردي؟» ميتوان مشاهده كرد.

این مطلب را هم ببینید
کتاب یک وجب خاک خدا از ارسکین کالدول

آيدين ميگويد: «دنبال خودم ميگردم»، امـا اورهـان «دنبال شهر ميگشت، نه شهر خودش. هر شهري كه بشود يك تكه نان پيـدا كـرد. و ازيخزدگي نجات يافت»

آرمان ِ آيدين رسيدن به نور و آگاهي و دانايي بود و آرمـان اورهان همة عمر نان خوردن و اندوختن؛ پس در ساعتهاي آخر حيات نيز به دنبـال آن است. اورهان راهي را ميرود كه پدر ميخواهد. مطيـع اوامـر اوسـت، بـه همـين خـاطر عزيزدردانة اوست.

خردگرايي از راه تعليم و تربيت و علم آموزي پرورش مييابد و به فـرد ايـن امكـان را ميدهد تا در تمام امور به عنوان يك راهنما از عقل خـود بـراي دسـتيـابي بـه منـافع و اهداف خود كمك بگيرد.

«از نظر لاك، بچه با ذهني هماننـد صـفحهاي سـفيد بـه دنيـا ميآيد و دانش در نتيجة ارتسامات (احساسهايي) دريافتشـده از محـيط خـارج كسـب ميشود؛ بنابراين مدرسه در شكلگيري ذهن انسان از همة نهادها مهمتر اسـت»

جان لاک John Locke (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۶۳۲ – درگذشتهٔ ۲۸ اکتبر ۱۷۰۴) از فیلسوفان سده ۱۷ میلادی انگلستان بود که به‌طور گسترده به عنوان پدر لیبرالیسم کلاسیک شناخته می‌شود.

( لیبرالیسم کلاسیک:یک ایدئولوژی سیاسی، و شاخه‌ای از لیبرالیسم است که از آزادی مدنی و دولت ِ محدود و تحت حاکمیت قانون، مالکیت خصوصی , بازار آزاد و دفاع از رویکردی اقتصادی‌ که طبق آن تراکنش, میان افراد باید عاری از هرگونه دخالت حکومت باشد.)

در سمفونی مردگان ازجمله شخصيتهايي كه براي علم آمـوزي ارزش و اعتبـار قائـل است آيدين است. او پس از گرفتن ديپلم تصميم دارد به هر قيمتي شده به تهران برود و درسش را ادامه دهد و «جسورانه از وضعيت امن خود دل ميكند تا راهي به زندگي نو و توأم با عشق و هنر بيابد» اما پـدر اصـولاً بـراي ادامـة تحصـيل فرزندان چندان ارزشي قائل نيست: «پدر به خاطر ده توماني كـه در مدرسـه بابـت حـق ثبتنام و پول سوخت پرداخته بود، زياد سردماغ نبود» نظر او را در مورد تحصـيل، در اين قسمت از رمان ميتوان به خوبي دريافت:

از متن کتاب:

«آيدين كه ديپلمش را گرفت مادر گفت: اورهان، بيا شيريني ديپلم آيدين را بخور. گفتم: اي بابا. صبح تا شب دستمان توي شيريني و شوري است. تـازه مگـر قلـة دماونـد را فـتح كرده؟ مادر گفت: تو چرا نتوانستي؟ خوب نتوانسته بودم و جوابي هم نداشتم. اما پـدر گفـت اورهـان تـا هشـت خوانـده، خوانـدن و نوشتن بلد است، بسش است.»

در قسمتی دیگر از کتاب میشنویم:

«پدر كتابها را به “ایازِ پاسبان ” نشان داد و گفت: يك نگاهي بـه اينها بكن. “اياز پاسبان” كتـابهـا را گرفـت و نگـاهي بـه اسمشـان انـداخت و هـر سـه را يكي يكي در كف دست وزن كرد.»


وزن كردن كتاب نمادي از جهل اسـت؛ جهـل و تاريكي كه اياز گرفتار آن است. اياز به پدر هشدار ميدهد كه اين كتابها خطرناكانـد و مغز آدم را فاسد ميكنند. به دنبال حرفهاي اياز، مبارزة پدر بـا مطالعـة آيـدين بـه اوج خود ميرسد و پدر در يك حركت جاهلانه همراه اورهان مغازه را بيموقع ميبنـدد و بـه خانه ميرود و به اورهان ميگويد: «هرچه كتاب و دفتر دستك هست بيار بيرون.!

ادامه معرفی و بررسی رمان سمفونی مردگان

عدالت و مساوات در سمفونی مردگان

عدالت يعني به هركس هرآنچه حق اوست داده شود. ليبراليستها بر اين باورند كه تمـام افراد بشر داراي حقوقي مساوي هستند و اين بهرهمندي از بابـت انسـان بـودن آنهاسـت. مساواتي كه آنان از آن جانبداري ميكنند، مساوات به لحاظ فرصتهاست؛ يعنـي بـراي هركس اين امكان وجود داشته باشد كه استعدادها و تواناييهايش را شكوفا سازد.

كارل ريمون پوپر:

«بايـد بخواهيم كه به هركس، در صورت تمايل، فرصتي داده شود كه خودش زندگي خـويش را شكل دهد»

آيدين كسي است كه تلاش ميكند استعدادهاي خود را بروز دهد و شـكوفا سازد. او كه داراي روحي لطيف است، سرچشمة شعر و شاعري را در وجود خـود كشـف ميكند و براي پرورش آن نزد استاد ناصر دلخون ميرود و تا آنجا پيشرفت مـيكنـد كـه شعرهايش در روزنامه چاپ ميشود و از طرف انجمن ادبي پايتخـت بـرايش دعـوتنامـه فرستاده ميشود.

طي نامهاي به خانواده اش «نوشته بود كه حاضر است در محضر امضا بدهد كه هيچ حقي از آن خانواده ندارد. به شرطي كه پدر دست از پيگـرد بـردارد و بگذارد او گوشهاي به زندگياش ادامه دهد. و نوشته بود كه چرا آدمهـا خودشـان تفرقـه ايجاد ميكنند و اينهمه از همديگر بيگانهاند، و چرا انسان ايـنهمـه تنهاسـت. و همـين چيزها»

آيدين به اصل برابري انسانها معتقد است و به همين خاطر بـرخلاف جـو حـاكم بـر جامعه و خانواده، رفتارش با مادر و آيدا مهربان و محترمانه است: هيچكس نميپرسيد آيدا كجاست؟ مگر آيدين .

“از اينكه دختر را بـه چـوب ببندنـد تـا آدم شود ميلرزيد؛ آيدين لبة تخت نشست… گفت: آيدا. آيدا چشم باز كـرد، تـاي خـودش را كه ديد لبخند زد… آيدين گفت: امروز خيلي خوشگل شـدهاي. آيـدا خنديـد… تـا آن روز كسـی چنين حرفي بهش نزده بود، و چقدر دلش ميخواست حالا با آيدين حرف بزند و چقـدر آيـدين خوب بود”

آيدين بـا توجـه به جامعة حاكم از اينكه به ديگران فرصت بروز و ظهور استعدادها داده نميشود، معترض است و در جايي از رمان خطاب به اورهان ميگويد: «توي اين مملكت پيش از اينكه بـه سي سالگي برسيم تباه ميشويم. تو يكجور، من يكجور، آيدا هم يك جور ديگر»

ادامه معرفی و بررسی رمان سمفونی مردگان

تساهل و مدارا در سمفونی مردگان

ليبراليسم به منافع مردم جامعه يكسان مينگرد و حقوق برابري را براي همه قائل اسـت.

جان سالوین شاپیرو:

«ليبراليسم را ميتوان به طـور دقيـق نگرشـي بـه زنـدگي و مسـائل آن وصـف كـرد كـه تأكيدش بر ارزشهايي همچون آزادي براي افراد و اقليتها و ملتهاست»

اين ديدگاه كه پيامد اعتقاد به نيك نهادي و عقلاني بودن انسان است، تسـامح و نفي خشونت را بازميتاباند.

اين ويژگي را در شخصيت پدر – كه چشم ديدن و توان تحمل نظر مخالف را ندارد – و در شخصيت اورهان نميتوان يافت، اما با توجه به تصويري كه در رمان از آيـدين ارائـه ميشود، بروز اين ويژگي در شخصيت او بارز است: «وقتي اتاقش را عوض كردند و ناچـار شد مثل آدمهاي تبعيدي در اتاق زير زمـين زنـدگي كنـد، هـيچ واكنشـي نشـان نـداد و سپس بيشتر مجذوب كار خود شد و تصميم گرفت كه از نو همـة آنهـا را به دست آورد.

آیدین روحية تساهل و حق بيان نظرات مخالف را براي ديگران در نظـر ميگيرد.

زماني كه وی داستان زندگي اش را بـراي خـانواده ارمنـي ميرزايـان تعريـف ميكند:

«صدايش زنگي از خشم داشت، امـا همـهچيـز را بـيطرفانـه و بـا آرامـش نقـل ميكرد، انگار براي كسي ديگر اين اتفاق روي داده است»

آيدين مسلمان است، ولي براي خانوادة ميرزايـان كـه ارمنـي و مسـيحي انـد احتـرام زيادي قائل است و همانطور که در داستان خواهید شنید ,آیدین با این خانواده ارتباطی فامیلی پیدا میکند كـه نشـاندهنـدة ديدگاه تساهلي او در اين زمينه است.اما سرنوشت‌ این‌ هابیل‌ و قابیل‌ ِمعاصر ,متأثر از هزاران‌ رویداد تاریخی‌ معاصر است‌؛ رویدادهایی‌ که‌ نه‌ هابیل‌ را چون‌ گذشته‌ باقی‌ گذارده‌اند و نه‌ قابیل‌ را.

در صفحه اول کتاب سمفونی مردگان ، که برای نخستین بار در سال ۱۳۶۸ منتشر شده ,این عبارت آمده است:

«تهیه هر نوع فیلمنامه، فیلم، نمایشنامه و اجرا از این کتاب ممنوع است».

عباس معروفی از نویسندگان ممنوع‌القلم بود. او ابتدا به اعدام و سپس به زندان و شلاق و دو سال ممنوعیت از نوشتن محکوم شد و سپس اسفند ۱۳۷۴ علیرغم میلش مجبور به ترک وطن و اقامت در آلمان شد.

وی همچنان‌ می‌نویسد و تسلطش‌ بر شیوه‌های‌ مدرن‌ داستان‌نویسی‌ و شناختش‌ از تاریخ‌ و اسطوره‌ او را در زمره‌ پرمخاطب‌ترین‌ نویسندگان‌ ایرانی‌ قرار داده‌ ‌ و جوایز داخلی‌ و بین‌المللی‌ بسیاری‌ را از آن‌ خود کرده‌ است.

از کتاب های این نویسندۀ توانای ایرانی در سبک رمان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

  • سمفونی مردگان (۱۳۶۸)
  • سال بلوا (۱۳۷۱)
  • پیکر فرهاد فریدون سه پسر داشت (۱۳۸۲)
  • ذوب شده (۱۳۸۸)
  • تماما مخصوص (۱۳۸۹)
  • پیش روی آفتاب (۱۳۵۹)
  • آخرین نسل برتر (۱۳۶۵)
  • عطر یاس (۱۳۷۱)
  • دریاروندگان جزیره آبی‌تر (۱۳۸۲)
  • آن شصت هزار، آن شصت نفر
  • نمایشنامه های عباس معروفی:
  • تا کجا با منی (۶۲-۱۳۶۱)
  • ورگ (۱۳۶۵)
  • دلی بای و آهو (۱۳۶۶)
  • آونگ خاطره‌های ما (سه نمایشنامه)(۱۳۸۲)
  • و مجله ادبی گردون.

فریدون سه پسر داشت قصه داستان بر اساس سرگذشت واقعی یکی از مبارزان سیاسی به نام مجید امانی نگاشته شده است. این رمان به حوادث انقلاب سال ۵۷ و درگیری و کشتار مبارزان سیاسی در سالهای قبل و بعد از انقلاب می‌پردازد. در واقع معروفی از استبداد و کشتار سیاسیون و روشنفکران انتقاد می‌کند.

فریدون سه پسر داشت اولین رمان عباس معروفی است که توسط وی به صورت رایگان بر روی اینترنت انتشار یافته است. نسخه های چاپ شده از روی نسخه اینترنتی هم به صورت زیر زمینی و محدود در تهران منتشر شده است.

هفته نامه “دی ولت”سویس در مورد این رمان گفته است:

«قبل از هر چیز باید گفت که “سمفونی مردگان” یک شاهکار است»

این رمان در سال ۱۹۹۶ توسط انتشارات سورکامپ آلمان منتشر شد.نشر ققنوس ناشر رسمی کارهای “معروفی” میباشد و سال‌هاست که کتابهای ایشان توسط ققنوس چاپ میشود.

از کتاب سمفونی مردگان در حدود یک میلیون نسخه به فروش رفته است و همچنین این کتاب به زبان های آلمانی – انگلیسی – ترکی استانبولی – ترکی آذری و کُردی ترجمه شده است.

این متن برگرفته شده است از:

دست نوشته هایی از سرکار خانم مهسا فردحسینی

دست نوشته هایی از سرکار خانم شیما صداقت

دست نوشته هایی از سرکار خانم مهناز سپه وند