ما چگونه ما شدیم دکتر صادق زیبا کلام یا ریشه یابی علل عقب ماندگی در ایران کتابی با مضمون سیاسی –اجتماعی از پر فروش ترین کتاب های تاریخی در چند سال اخیر است.

این کتاب حاصل تلاش دکتر صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران است. پس از انتشار اولین نسخه از کتاب هر سال بیش از یک نوبت کتاب ما چگونه ما شدیم، تجدید چاپ شده است. در این مطلب از  سلام صدا به معرفی و بررسی کتاب دکتر زیباکلام می پردازیم.

مقدمه کتاب را بشنوید:

دکتر صادق زیبا کلام کیست؟

دکتر صادق زیباکلام مفرد متولد سال 1327 در محله آب منگول شهرری تهران است. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به اصرار خانواده برای ادامه تحصیلات راهی اتریش شده است. دکتر زیباکلام تحصیلات دوره لیسانس را در رشته شیمی گذرانده ولی بعدها به دلیل گرایشات سیاسی به سمت علوم سیاسی هدایت می شود.

ایشان مدرک دکتری را از دانشکده صلح‌شناسی دانشگاه برادفورد دریافت کرده و در حال حاضر استاد دانشکده حقوق سیاسی دانشگاه تهران است . پیش از این دکتر زیباکلام  مدتی سمت استادی در واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد را نیز بر عهده داشته است.

ماجرای دکتر زیبا کلام و پرچم امریکا را حتما شنیده اید. ایشان یکی از جنجال برانگیزترین اساتید دانشگاه تهران هستند که در زمینه تاریخ ایران زمین مطالعات بحث برانگیزی را انجام داده اند. ما چگونه ما شدیم دکتر صادق زیبا کلام ریشه یابی علل عقب افتادگی ایران نشر روزنه نمونه ای از همین نگارش های جنجالی است.

ما چگونه ما شدیم دکتر صادق زیبا کلام

ما چگونه ما شدیم دکتر صادق زیبا کلام نشر روزنه

نویسنده در این کتاب از جنبه ای دیگر به رخدادهای ایران زمین پرداخته است. به گمان او همیشه مقوله عقب ماندگی به سمت و سوی نقش استعمارگران و عوامل سر سپرده روس و انگلیس می رود. او به جای محکوم شمردن  نیرنگ های دشمنان این آب و خاک در عقب ماندگی ایرانیان از دیدگاهی دیگر به رویدادهای تاریخ پرداخته است.

ما چگونه ما شدیم یک کتاب تاریخی است که نگاهی متفاوت به گذشته ایران دارد. زیبا کلام بدون رفع اتهام از توطئه گران ، استعارگران و عوامل بیگانه، در جستجوی ریشه یابی عقب افتادگی از دیدگاه عوامل تاریخی و جغرافیایی خاص ایران است. این انگاره بسیار مورد توجه قرار گرفته و البته طرفداران بسیاری هم دارد.

ما چگونه ما شدیم دکتر صادق زیبا کلام پرفروش در حوزه سیاسی – اجتماعی

خواندن این کتاب را به علاقمندان کتابهای تاریخی پیشنهاد می کنیم. دورنمایه بنیادین کتاب سیاسی و اجتماعی است و نویسنده با توجه به منابع کمی که در اختیار داشته، تلاش خود را برای علت یابی عقب ماندگی ایران با نگاهی متفاوت داشته است. برخی از منتقدین تحلیل های بی طرفانه را دلیلی بر محبوبیت کتاب نزد عامه مردم می دانند. به نظر می رسد نگاه منطقی زیباکلام که به دور از هر گونه غرض ورزی است از چشم خواننده ها پنهان نمانده است.

ما چگونه ما شدیم دکتر صادق زیبا کلام

در حوزه سیاسی نویسنده به نظریه ماتریالیزم تاریخی در کشورهای منطقه و ایران اشاره دارید.

ذهن جامعه ایرانی همیشه درگیر توطئه خارجی است. توطئه تئوری حاصل وضعیت تاریخی ایران است ولی عامل این تحولات نیست.

 صادق زیبا کلام در کتاب ” ما چگونه ما شدیم” کم آبی و پراکندگی جمعیت! را به عنوان دو عامل منفی قلمداد کرده و در فصول ابتدایی کتاب، موقعیت جغرافیایی ایران زمین را بررسی می کند.

عدم امکان سکونت افراد در مناطق مختلف به دلیل کمبود بارش ها و محدودیت منابع آبی یکی از دلایل عقب ماندگی می باشد.

این مطلب را هم ببینید
زندگی و آثار جین آستن خالق رمان غرور و تعصب

این مهم با مقایسه میزان بارندگی در کشورهای اروپایی صورت گرفته و علت پیشرفت در سرزمین های مورد نظر را بارش های فصلی به حد وفور و به تبع آن گسترش شهرنشینی و عدم پراکندگی دانسته اند.

بخشی از پیشگفتار کتاب ما چگونه ما شدیم به قلم دکتر صادق زیبا کلام:

بگذارید سخن را از اینجا شروع کنیم که اساسا چه شد من به سر وقت مسله ی عقب ماندگی ایران رفتم.

داستان بازمیگردد به سال های 1364-1363 من در آن سال ها وارد دوره دکترا در دانشگاه برادفورد انگلستان شده بودم و به دنبال نقطه شروعی برای تزم بودم.

من معتقد بودم که رمزو راز سقوط پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی علیرغم به دور از انتظار بودنش در مجموعه تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر ایران نهفته است.

در بررسی ایران عصر قاجار در قرن نوزدهم بود که شکل و شمایل پرسشی که زمینه ساز نگارش ما چگونه ما شدیم گردید به تدریج در ذهنم شکل گرفت.

معلومات من پیرامون ایران عصر قاجار مشابه سایر ایرانیان بود اما اتفاقی که برایم افتاد که یک چرا  در ذهنم پیدا شد چرا :

شاهان ما فاسد و بد بودند؟ چرا شاهان فرانسه اینقدر فاسد و بد نبودند؟……

همه ی معلومات و اطلاعات من پیرامون عصر قاجار دفعتا برایم بدل شد به یک علامت سوال:

چرا ایران ؟ چرا ایران آن همه دچار ضعف، انحطاط ،بی خبری و عقب ماندگی  شده بود؟

این سوال به نوبه ی خود پرسش های دیگری را برایم رقم زد:

آیا عقب ماندگی ایران امری طبیعی بود؟

 آیا ایران همواره کشوری عقب مانده بود؟

به دنبال یافتن پاسخ برای این پرسش ها بود که اقدام به مطالعاتی نمودم اما مشکلات نه تنها کاهش نیافت بلکه بیشتر شد.

اثری را خواندم که در آن نشان داده شده بود که پادشاهان و حکام عصر قاجار چقدر فاسد، جاهل و وابسته بودند.

این سوال برایم پیش آمد که:  چرا هر چه فرمانروایان خودکامه بود نصیب ما شد؟

پس از بازگشت به ایران در سال 1370 داوطلب تدریس تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران شدم. از آنجا که عن قریب می بایستی بخش نخست آن درس را که مربوط به ایران عصر قاجار می شد تدریس می کردم به جستجوی منابع و مآخذی برآمدم که در تدریس از آن ها بهره گیرم .اما هر چه بیشتر گشتم کمتر اثری پیدا نمودم.

چگونه میشود در قریب به 140سال که قاجارها در ایران حکومت میکردند هر هفت پادشاه به همراه حکام و رجال قاجار یکی بعد از دیگری بدتر بودند ؟

منتهی می شد این پرسش را هم مطرح ساخت که اساسا چه شد که انگلستان آمد ایران و آن بلاها را بر سر ما آورد؟

چرا ما نرفتیم که انگلستان یا فرانسه را مستعمره خود نموده یا دولت های آنان را زیر نفذ خود بگیریم؟

بخش عمده ای از مطالبی را که  بررسی کرده بودم می شد به دو گروه تقسیم کرد :

  •  گروه نخست مطالبی بودند که بدون در نظر گرفتن آن پرسش ها صرفا به شرح و بسط وقایع پرداخته بودند.
  • بخش دوم آثار در بر گیرنده ای تفکرات مار کسیستی در زمینه تئوری وابستگی بود که بر اساس آن استعمار عامل عقب ماندگی ایران و کشورهای جهان سوم است.

در حالی که پرسش من آن بود که:  چرا ایران در وهله اول بدل به کشوری عقب مانده گردید تا استعمار بتواند بر آن سوار شود؟

چنین شد که از اوسط سال 1370 و پس از یک وقفه قریب به هفت سال،  من مجددا به سراغ همان پرسش هایی رفتم که در سال 1363 و به هنگام آغاز رساله ی دکترا برایم پیش آمد بود حاصل رفتن به دنبال آن پرسش ها کتاب حاضر است که نگارش آن قریب به سه سال به درازا کشید.

بیش از دو سال از این مدت صرف نگارش فصل سوم کتاب تحت عنوان “خاموشی چراغ علم در ایران “گردید.

این مطلب را هم ببینید
کتاب جزء از کل نوشته استیو تولتز

آن قدر بر روی این فصل کار کردم و برای نگارش آن زحمت کشیدم و مطالعه کردم که احساس می کنم به جای اینکه من این فصل را بوجود آورده باشم این فصل مرا از نو بوجود آورد.

یکی از مسائلی که در رابطه با عقب ماندگی ایران در قرن نوزدهم مطرح است فقدان یا غیبت بنیان های علمی است.

در ایران عصر قاجار نه کسی به دنبال علوم جدید است و نه اساسا کسی از وجود علوم و دانش ها ی مدرن آگاهی دارد. بنابراین یکی از مسائلی که در نگارش ما چگونه ما شدیم موضوع خاموشی چراغ علم در ایران قرن نوزدهم بود. این که چه شد چرا و چگونه شد که ما از ابو علی سینا رسیدیم به دیوارهای مخربه مدرسه حاج میرزا حسن رشدیه تبریز.

من سعی کردم بفهمم چرا و چه شد که بعد از عصر فارابی و ابن اسینا نه فارابی در ایران متولد شد و نه ابوعلی سینا جدیدی پا به عرصه گذارد .بنابراین باید با اندیشه و جریانات فکری مسلمین آشنا میشدم از اینجا به بعد بود که وارد دنیایی می شدم که تا پیش از فقط نام هایش را شنیده بودم .

فصل دوم کتاب چگونه ما شدیم با عنوان آیا ایران کشوری عقب مانده است؟

توسعه عبارت از ساختن و پرداختن خود، شهر، جهان ، جامعه و حتی یک قرداد اجتماعی و ضوابطی که درآن اصل مرجع حقوق بشر بوده تا در سایه ی آن هر کس بتواند به خلق پیاپی خود ، جامعه و جهانی دیگر و خصوصی کنشی متفاوت نشان می دهد.

در مسیر جاده اصلی تهران-تبریز و حدودا 20 کیلومتر ماند به تبریز یک تابلوی آهنی زنگ زده و رنگ و رو رفته کنار جاده که توجه کمتر مسافری را به خود جلب می کند و نوشته شده : قره چمن.

قره جمن - کتاب گویا ما چگونه ما شدیم

منطقه قره چمن در قریب به 15 سال جنگ با روس ها قرارگاه اصلی فرماندهی نظامی ایران بود و دشت وسیعی که بلندی های اطرافش آن را بدل به سنگر وسیع طبیعی ساخته است.

از آن ملاقات تاریخی در قرارگاه سپاه ایران در دشت قره چمن میان عباس میرزا و ژووبر فرانسوی درست 200 سال می گذرد .

در طی 200 سال پرسش تاریخی عباس میرزا :

این که چرا به زعم  عباس میرزا، ” اروپایی ها آن گونه هستند و ما ایرانی ها عقب مانده ایم در حالی که آنها این گونه پیشرفت کرده اند” ، توسط بسیاری دیگر نیز تکرار گردید .بسیاری از آنان خود را در مقام ژوبر پنداشته و سعی می کردند به عباس میرزا پاسخ دهند.

حکایت کتاب ما چگونه ما شدیم به تعبیری تلاش در جهت پاسخ به پرسشی است که از یک سابقه ی 200 ساله برخوردار است.

آن جا که عباس میرزا به ژوبر می گوید :

مشکل در کجاست؟ چرا شما شما، شما شدید و ما ،ما شدیم ؟

آیا آب و خاک اروپا با آب و خاک ما متفاوت است؟

آیا خدا خواسته که شما آن گونه شدید و ما این گونه؟

واضح است که عباس میرزا همه این ها را به طعنه می گوید.

عباس میرزا