بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن – نویسندگان بزرگی در ادبیات جهان ظهور کرده اند اما موفقیت زنان در تاریخ ادبیات دو چندان مهم تر است چرا که نویسندگان زن، برای موفقیت خود بایستی بر موانع بزرگی که جنسیت شان برایشان رقم زده بود، غلبه کنند ، چنان که نویسندگان پرآوازه‌ای مانند جورج الیوت و جین آستین مجبور شدند نام مستعار مردانه را بپذیرند تا آثارشان جدی گرفته شود.

در این مطلب قصد داریم شما را با رمان ها و شاهکار‌های ادبی که خالق آنها زنان است آشنا کنیم، در این نوشته بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن را معرفی شده است

بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن

کتاب فرانکنشتاین اثر خانم مری شلی

فرانکنشتاین نام دانشمندی کنجکاو با آمال و آرزوهای بزرگ است که از کودکی به دنبال کشف چیز‌های خارق‌العاده در دنیای اطرافش می‌گردد. همین خصوصیت اخلاقی او سبب می‌شود تا روزی تصمیم بگیرد به وسیله‌ی تکه‌های اعضای بدن مردگان و اعمال نیروی فشرده‌ی برق به آن‌ها، موجودی زنده که شبیه به انسان است خلق کند.

موجودی مشابه انسان اما با جثه‌ای بزرگ‌تر و ظاهری ترسناک که ماحصل ده‌ها تکه از مردگان مختلف بوده و رد بخیه حاصل از به هم دوختن تمامی اعضا در کلیه بدن او کاملاً مشهود است. ساخت این موجود تغییری عجیب بر روی زندگی خالقش می‌گذارد و داستان جایی به اوج خود می‌رسد که فرانکنشتاین خود نیز نمی‌تواند هیولای ساخته‌ی دست خود را کنترل کند.

کتاب فرانکنشتاین (Frankeshtein) با تاثیری بسیار زیاد بر روی جامعه زمان خود سبب شد تا بعدها کلمه‌ی فرانکنشتاین به شکل سرواژه‌ای در فرهنگ لغات آورده شود. در این رمان، خالق و مخلوق هر دو ذاتاً یک هیولا هستند.

هیولای ساخت دست فرانکنشتاین نخست هیچ اسمی ندارد، اما بعد از چندی با نام همان خالق خود شهرت می‌یابد. هیولایی نابودگر که حتی خالقش قادر به مهار او نیست.

خانم مری شلی

کتاب فرانکنشتاین اثر خانم مری شلی

خانم مری شلی (Mary Shelley) نخستین نویسنده‌ای‌ است که قوانین علمی را در آثارش به کار گرفته و با ابتکار خود ژانر علمی تخیلی را در تاریخ ادبیات جهان خلق کرده است. هیولایی که او در این کتاب به تصویر کشیده، تمثیلی‌ست از انسان تنها و هراسان مدرن که در جهان کنونی سرگشته و حیران است.

شلی در دوره‌ای زندگی می‌کرد که علوم طبیعی به طرزی شگفت‌انگیز رو به جلو بود، به شکلی که در طی چند سال بعد انقلاب صنعتی اروپا روی داد. جهان با دنیای کلاسیک و قرون وسطایی خداحافظی کرده و وارد دنیایی جدید شد.

شلی نخستین بار با خلق شخصیت فرانکنشتاین که ماحصل علم و استفاده از مجهولات آن بود نوعی ادبیات جدید به نام ترسناک علمی پدید آورد که تا قبل از آن وجود نداشت. او بعدها در مقدمه‌ای که بر این رمان نگاشت، اذعان کرد که کتاب فرانکنشتاین را از یک کابوس شبانه الهام گرفته است.

کتاب سرگذشت ندیمه اثر مارگارت آتوود

آفرد، شخصیت اصلی رمان سرگذشت ندیمه و ندیمه ای در جمهوری گیلیاد است.

او در طول روز اجازه دارد یک بار خانه ی فرمانده را ترک کند و پیاده به خواربارفروشی هایی برود که در تابلوهایشان به جای به کار بردن کلمات، از تصاویر استفاده شده است چرا که زنان، دیگر اجازه ی خواندن را ندارند.

او مجبور است که ماهی یک بار با فرمانده همبستر شده و دعا کند که از او بچه دار شود، چرا که در دوره ی افول زاد و ولد، آفرد و سایر ندیمه های همانند او زمانی ارزش پیدا می کنند که قابلیت باروری داشته باشند.

آفرد سال های پیشین را به یاد می آورد:

هنگامی که در کنار همسرش، لوک، زندگی خوب و عاشقانه ای را می گذراند؛ هنگامی که با دخترش بازی و از او مراقبت می کرد، هنگامی که شغلی داشت و پول خودش را درمی آورد و می توانست از دانش و سواد بهره گیرد. اما اتفاقات به شکلی رقم خورده اند که همه ی این سال های خوب به خاطراتی مبهم و در حال فراموشی تبدیل شده اند

خانم مارگارت اِلنور اتوود

کتاب سرگذشت ندیمه اثر مارگارت آتوود

خانم مارگارت اِلنور اتوود ( Margaret Elenor Atwood) شاعر، داستان‌نویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی است.

او جوایز ادبیات پرنسس آستوریاس و آرتور سی. کلارک را دریافت کرده است؛ پنج بار برای جایزه بوکر نامزد شده که از این میان یک بار برنده آن بوده است؛ همچنین، بارهای متعدد در مرحله پایانی جایزه فرماندار کل کانادا (Governor General) حضور داشته و دو بار آن را به‌دست آورده است.

نام او در سال ۲۰۰۱ در میان ستاره‌داران پیاده‌راه مشاهیر کانادا قرار گرفت.او همچنین یکی از بنیان‌گذاران بنیاد نویسندگان کانادا است؛ سازمانی غیرانتفاعی که برای تقویت جامعه نویسندگان کانادا می‌کوشد.

کتاب‌های سرگذشت ندیمه، آدمکش کور برندهٔ جایزهٔ بوکر سال ۲۰۰۰ و اوریکس و کریک از آثار او هستند.

بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن : ربه کا

«ربه‌کا» نام رمان مشهوری است که به قلم بانوی انگلیسی، دافنه دوموریه نوشته شده و محمد صادق سبط الشیخ آن را به فارسی برگردانده است.

این رمان که اولین بار در سال 1938منتشر شد، یکی از داستان‌های مشهور عشقی جهان معاصر محسوب می‌شود.

کتاب به فاصله کوتاهی پس از انتشار، به بیشتر زبان‌های دنیا ترجمه شد و توانست به فروش خوبی دست یابد.

آلفرد هیچکاک کارگردان سینما، در سال 1940 فیلمی بر اساس رمان «ربه‌کا» ساخت؛ این فیلم که برنده جایزه اسکار شد، بر شهرت دافنه دو‌موریه افزود.

رمان «ربه‌کا» با درآمیختن عشق، معما و خشونت، به داستانی جذاب و پرکشش تبدیل شده است؛ نوشته‌ای خوش‌خوان و پر از تعلیق که خواننده را با خود تا پایان کتاب همراه می‌کند.

داستان از زبان زن جوان ندیمه‌ای روایت می‌شود که تا پایان داستان نام او را نمی‌فهمیم.

او با مردی ثروتمند آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. پس از مدتی، پی می‌برد مرد جوان، همسر قبلی‌اش را در یک حادثه از دست داده، اما…

رمان با این جملات آغاز می‌شود:

«دیشب در عالم رویا دیدم که بار دیگر به ماندرلی پای نهاده‌ام. در نظرم چنین جلوه می‌کرد که در مقابل دروازه آهنین کاخ ایستاده‌ام و به طرف گذرگاه پُرپیچ و خم آن نگاه می‌کنم. در بسته بود و انبوه شاخه‌های درختان راه را پنهان ساخته بود. چند دقیقه متحیر ایستادم و به فکر فرو رفتم: چشمم به قفل بزرگ در و زنجیر قطور آن افتاد که با گذشتِ روزگار کاملاً زنگ زده بود. چند بار در عالم خواب دربان را صدا کردم و چون جوابی به گوشم نرسید اطمینان پیدا کردم که قصر متروک و خالی از سکنه است.»

خانم دافنه دوموریه

کتاب ربه کا اثر خانم دافنه دوموریه

دافنه دوموریه در ۱۹۰۷ میلادی در خانواده ای هنرمند در لندن چشم به جهان گشود. پدرش از بازیگران مشهور بود.

دوموریه در این باره می گوید:

«بسیاری از آثار خود را با الهام از اجداد و سایر اعضای خانواده اش خلق کرده ام.»

او رمان جرالد را با الهام از شخصیت پدرش به رشته تحریر درآورد.

خانواده او با ادیبان برجسته ای چون «ادگار والاس و جی ام باری ارتباط داشتند و همین عاملی شد تا دافنه از همان دوران نوجوانی قلم به دست بگیرد.

نخستین اثر مکتوب او داستانی کوتاه بود که به دست عمویش که سردبیری مجله ای را بر عهده داشت به چاپ رسید.

دافنه تحصیلات ابتدایی خود را در شهرهای مختلفی چون لندن، مودون و پاریس گذراند. او به کتابخوانی بسیار علاقه داشت و بیش از هر چیز با تصور عوالم خیالی داستان ها به وجد می آمد و در خیال پردازی آنچنان پیش رفت که برای خود شخصیتی ثانوی و مردانه نیز ساخته بود. شاید به همین دلیل است که بیشتر راویان آثار او را مردان تشکیل می دهند.

او و خانواده‌اش بیش از ۲۰ سال در منابیلی اقامت کردند و اکثر آثارش را در همان‌جا نگاشت.

دوموریه نخستین رمانش را در ۱۹۳۱ میلادی منتشر کرد و رمان بعدی او درباره قاچاقچیان در قالبی تاریخی به نگارش درآمد و پس از مدتی امتیاز آن را برای ساخت فیلمی به همین نام به کارگردانی آلفرد هیچکاک فروخت.

دافنه اینگونه قدم به دنیای نویسندگی گذاشت و مسیر زندگی خود را با خلق شاهکارهای ادبی هموار کرد، به طوری که او را در ۱۹۶۹ میلادی با لقب بانوی ادبیات انگلیس می شناختند.

کتاب بلندی های بادگیر اثر امیلی برونته

کتاب بلندی‌های بادگیر یا عشق هرگز نمی‌میرد اولین و تنها رمان امیلی جین برونته است که در سال ۱۸۴۷ با نام مستعار او آلیس بل منتشر شد.

این مطلب را هم ببینید
سینوهه - نقد و بررسی کتاب تاریخی سینوهه پزشک دربار فرعون

این نویسنده انگلیسی دقیقا یک سال پس از نوشتن کتاب بلندی‌های بادگیر بر اثر سل در سن ۳۰ سالگی درگذشت.

کتاب بلندی‌های بادگیر بعد از مرگ امیلی و پس از یک نظرسنجی برای زیباترین جمله ادبی به عنوان عاشقانه‌ترین کتاب انگلیسی انتخاب و شناخته شد.

همچنین این کتاب یکی از صد رمان برتر جهان است.

خانم امیلی برونته

امیلی برونته (Emily Brontë) در ۲۱ آوریل ۱۸۱۸ در تورنتن (برادفرد)، یورکشر، شمال انگستان، به دنیا آمد.

در سال ۱۸۲۰ افراد خانواده به هاوِرت، در همان یورکشر، کوچ کردند و پدر خانواده کشیش مقیم آن ناحیه شد و تا زمان مرگ این مقام را حفظ کرد.

امیلی برونته خواهر کوچک‌تر شارلوت برونته و خواهر بزرگ‌تر ان برونته بود. امیلی مانند خواهرش شارلوت، در کاوِن بریج به مدرسه‌ی مخصوص دختران کشیش‌ها رفت.

در سال ۱۸۳۸ معلم شد اما به سبب دشواری کارش آن را رها کرد.

در سال ۱۸۴۲ برای یادگیری زبان فرانسه و آلمانی به بروکسل رفت و یک سال بعد به هاورت برگشت و با دو خواهرش مدرسه‌ای به راه انداخت اما شاگردی در مدرسه‌ی آن‌ها ثبت نام نکرد.

در سال ۱۸۴۶ کتاب شعرهای شارلوت، امیلی و ان برونته با اسامی مستعار کِرِر، الیس و اکتن بِل منتشر شد.

این کتاب نه فروش رفت و نه سروصدایی به پا کرد. رمان بلندی‌های بادگیر در سال ۱۸۴۷ منتشر شد، اما با استقبال فوری خوانندگان روبه‌رو نشد.

یک سال بعد، در سال ۱۸۴۸، امیلی برونته بر اثر بیماری سل از دنیا رفت.

بعد از انتشار موفقیت‌آمیز جین ایر اثر شارلوت برونته در تابستان ۱۸۴۷، بلندی‌های بادگیر در زمستان همان سال منتشر شد، که بعداً کارشناسان و نقادان آن را یکی از بهترین رمان‌ها در تاریخ ادبیات انگلیسی به شمار آوردند.

بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن: کشتن مرغ مینا

این رمان در سال ۱۹۶۰ نوشته شد و دوسال پس از آن، جایزه‌ی پولیتزر را از آن خود نمود.

کتاب داستان زندگی اتیکوس فینچ یک وکیل دعاوی است که با روایت دخترش، اسکات ۹ ساله و با طنزی گرم اما کوبنده توانسته نمادی از یک انسان مبارز و آزاده خلق کند. انسانی که هرگز نخواهید توانست از کنار سخنانش بی‌توجه رد شوید.

نویسنده از زبان فینچ به نابرابری، تبعیض جنسیتی، تجاوز به روح و جسم بشر و قضاوت‌هایی که هرروز با آن مواجه هستیم، سخن می‌گوید. او می‌خواهد کودکانش را براساس اصول انسانی بزرگ کند. اما این اصول همواره در تعارض با واقعیات پست جامعه قرار می‌گیرد. چنان که ذهن کوچک و عصیانگر اسکات آنها را درک نمی‌کند و همواره سرخورده و با کوله‌باری از سوال به آغوش پدر بازمی‌گردد. پدری هرگز هیچ حقیقتی را از کودکان خویش مخفی نمی‌کند و آنها را برای درست زیستن، آماده می‌نماید.

گرچه رای دادگاه، مرغ مینا را از پا در می‌آورد؛ اما راه عدالت ادامه خواهد داشت و فینچ جرقه‌هایی از یک تحول بنیادین را برای جامعه‌ی کوچک خود به ارمغان آورده است.

خانم نل هارپر لی

نل هارپر لی در ۲۸ آوریل ۱۹۲۶ میلادی در مونروویل در غرب ایالت آلاباما دیده به جهان گشود.

پدرش یکی از وکلا برجسته این شهر بود، شاید به همین دلیل است که هارپرلی هم رشته دانشگاهی خود را مانند پدرش انتخاب کرد.

وی در دانشگاه آلاباما در رشته حقوق تحصیل کرد و به گردآوری خاطرات روحانیون سده نوزدهم میلادی، جرم شناسی و موسیقی پرداخت.

هارپرلی سپس به نیویورک رفت و در یک مؤسسه هواپیمایی مشغول به کار شد اما چیزی که وی را به شهرت رساند، نویسندگی بود.

او در ۱۹۶۰ میلادی رمان کشتن مرغ مقلد را منتشر کرد که یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های تاریخ شد و شهرتی جهانی را برای هارپرلی به ارمغان آورد.

هارپرلی با نوشتن این کتاب و به خاطر تلاش‌هایش در زمینه‌ ادبی مدال آزادی ریاست‌جمهوری آمریکا را در ۲۰۰۷ میلادی دریافت کرد.

بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن : جین ایر

جین ایر، نام رمانی است که نویسنده ی انگلیسی، شارلوت برونته، آن را با نام مستعار کورر بل در اکتبر سال 1847 به انتشار رساند.

جین ایر در کودکی پدر و مادرش را از دست داد و در کنار عمه اش زندگی می کرد. او در مدرسه ی خیریه ی لوود نیز دوران سخت و پرمشکلی را گذراند، اما با این حال، هیچ وقت روحیه، صداقت و درستی خود را از دست نداد.

جین با مردی به نام آقای روچستر، رابطه ی عاشقانه شکل می دهد و و پرده از مشکلات و موانع موجود بر سر راه ازدواج قانونی اش برمی دارد.

داستان این کتاب، شیوه ی نگارش ملودرام را متحول کرد و جست وجوی زنی پرشور و با اراده را نشان داد که برای داشتن زندگی ای بهتر و آزادتر در جامعه ی سنتی و پرتبعیذ ویکتوریایی، تمام تلاش خود را به کار بسته است.

این رمان خلاقانه و ماندگار از شارلوت برونته، با قهرمان زنی سخت کوش و تسلیم ناپذیر، عاشقانه ای است که همچنان، تأثیر زیادی بر مخاطبین دنیای ادبیات دارد

شارلوت برونته

جین ایر نوشته شارلوت برونته

شارلوت برونته در ۲۱ آوریل ۱۸۱۶در تورنتن (برادفرد)، یورکشر، شمال انگستان، به دنیا آمد.

در سال ۱۸۲۰ افراد خانواده به هاوِرت، در همان یورکشر، کوچ کردند و پدر خانواده کشیش مقیم آن ناحیه شد و تا زمان مرگ این مقام را حفظ کرد.

شارلوت برونته خواهر بزرگ‌تر امیلی برونته و ان برونته بود که آن‌ها نیز امروزه از بزرگ‌ترین نویسندگان کلاسیک جهان به حساب می‌آیند.

شارلوت مانند خواهرش امیلی، در کاوِن بریج به مدرسه‌ی مخصوص دختران کشیش‌ها رفت.

از ۱۸۳۵ تا ۱۸۳۸ معلم مدرسه بود و بعد هم مدتی در خانه‌‌ها درس می‌داد.

در سال ۱۸۴۲ برای یادگیری زبان فرانسه و آلمانی به بروکسل رفت و در سال ۱۸۴۳ همان‌جا بار دیگر به تدریس پرداخت.

شارلوت در سال ۱۸۴۴ به هاورت برگشت و با دو خواهرش مدرسه‌ای به راه انداخت اما شاگردی در مدرسه‌ی آن‌ها ثبت نام نکرد.

اولین رمان شارلوت به نام پروفسور در سال ۱۸۵۷ پس از مرگش منتشر شد.

شارلوت از اوت ۱۸۴۶ تا اوت ۱۸۴۷ روی رمان جین ایر کار کرد که در اکتبر ۱۸۴۷ با امضای مستعار کِرِر بِل چاپ شد.

رمان شرلی در اکتبر ۱۸۴۹ و رمان ویلت در ژانویه‌ی ۱۸۵۳منتشر شد.

شارلوت که به خواستگارهایش جواب منفی می‌داد، سرانجام در ژوئن ۱۸۵۴ ازدواج کرد، اما یک سال بعد، در ۳۱ مارس ۱۸۵۵ از دنیا رفت.

کتاب خدای چیزهای کوچک اثر ارونداتی روی

کتاب، داستان زندگی یک خانواده ی ثروتمند هندی را روایت می کند که در یک روز سرنوشت ساز در سال 1969 برای همیشه تغییر می کند.

استا و راحل، دوقلو های هفت ساله، زندگی شان را در آشفتگی جبران ناپذیری می یابند، وقتی که دختر عموی کم سن و سال شان، سوفی از راه می رسد.

خدای چیز های کوچک نقطه ی تحولی است که برای نویسنده اش، مسیر حرفه ای پراهمیت نویسندگی داستان و تفسیر مسائل سیاسی را به ارمغان آورده است.

خانم سوزانا ارونداتی

کتاب خدای چیزهای کوچک اثر ارونداتی روی

سوزانا ارونداتی روی Arundhati Roy‎؛ نویسنده و فعال سیاسی اهل هند است.

شهرت او به خاطر دفاع از حقوق بشر ، فمینیست بودن ایشان و نوشتن رمان معروف او با نام خدای چیزهای کوچک (۱۹۹۷) است که در سال ۱۹۹۸ برنده جایزه ادبی من بوکر شد.

او در سال ۲۰۱۴ نیز به عنوان یکی از صد چهره تأثیرگذار سال توسط مجله تایم انتخاب شد

کتاب عصر بی گناهی نوشته ادیت وارتون

کتاب عصر بی گناهی، برنده ی جایزه ی پولیتزر داستان در سال 1921، داستان حیرت انگیز ادیت وارتون درباره ی آرزوها و خیانت ها در دوران طلایی و پرزرق و برق نیویورک است و زمانی را به تصویر می کشد که مردم جامعه از رسوایی، بیشتر از بیماری کشنده ی دیگر، می ترسیدند.

نیولند آرچر، مردی است که خود را برای ازدواج با دختری زیبا اما سنتی به نام می ولاند آماده می کند. ولی زمانی که زنی اشرافی و اسرارآمیز به نام الن اولنسکا پس از پشت سر گذاشتن ازدواجی کابوس وار به نیویورک بازمی گردد، آرچر، عاشق و دلباخته ی او می شود.

آرچر که بین عقل و احساس گیر افتاده، باید تصمیمی بگیرد که هم می تواند به زندگی اش معنا بخشد و هم به شکل بی رحمانه ای آن را نابود سازد.

ایدیت وارتون

ایدیت وارتون ( Edith Wharton) یک نویسندهٔ داستان کوتاه، و طراح اهل ایالات متحده آمریکا بود.

او به خاطر رمان عصر بی‌گناهی نخستین زنی شد که جایزه پولیتزر برای داستان را گرفت.

غرور و تعصب، اثر زیبا و ماندگار جین آستن

غرور و تعصب، اثر زیبا و ماندگار جین آستن، داستانی زییا از عشق، غرور و پیش‌داوری‌هایی است که عشق را آلوده می‌کنند.

این مطلب را هم ببینید
زندگی و آثار بالزاک

از غرور و تعصب بارها، فیلم‌های سینمایی و سریال‌هایی ساخته شده که آن را در تمام دنیا محبوب کرده است.

غرور و تعصب روایتی مشهور، خواندنی و جذاب از جین آستن است.

جین آستن در تمام کارهایش و به ویژه در غرور و تعصب، زندگی اجتماعی و خانوادگی جامعه‌ی انگلیس را به تصویر کشیده است و از جایگاه زنان، نحوه‌ی تصمیم‌گیری‌ها و …. سخن می‌گوید.

در غرور و تعصب با خانواده‌ی بنت آشنا می‌شویم. خانواده‌ی بنت پنج دختر دارند و مادری که تمام فکر و ذکرش، ازدواج دخترانش است.

در این میان، جین و الیزابت، دو خواهر بزرگتر با آقای بینگلی ثروتمند و خوش‌اخلاق و آقای دارسی مغرور آشنا می‌شوند.

آشنایی که زندگی متفاوتی را برای هر کدام رقم می‌زند. جین مطمئن است که آقای بینگلی دیر یا زود به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد. مادرشان نیز از اینکه قرار است چنین وصلتی صورت بگیرد خوشحال است و از هیچکاری برای به وقوع پیوستن آن دریغ نمی‌کند. اما آقای بینگلی از شهر می‌رود و همه را حیرت‌زده می‌کند…

جین آستن

بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن

جین آستن در 16 دسامبر سال 1775 میلادی در همشایر انگلستان به عنوان هفتمین فرزند خانواده به دنیا آمد. جین 5 برادر و یک خواهر بزرگ تر از خود داشت.

پدر جین، جورج آستن، کشیش بود و با وجود خانواده پر جمعیت، شرایط مالی نسبتا مناسبی برای خانواده جین فراهم بود. اطلاعات کاملی از زندگی شخصی جین در دسترس نیست و بیشتر اطلاعات از نامه ها و نوشته هایی که جین به خواهرش کاساندرا می نوشت برداشت شده است.

نزدیک ترین فرد به جین آستن در زندگی، خواهرش کاساندرا بود که تاثیر علاقه بالای این دو خواهر به یکدیگر، در نوشته های جین کاملا مشهود است.

بعد از فوت پدر جین آستن، او به همراه مادرش از آن شهر، نقل مکان کرد و بعد از چند نقل مکان و جابه جایی، جین در شهر باث ساکن شد و در حال حاضر این شهر را محل اقامت جین آستن می شناسند و به همین دلیل موسسه ای با نام جین در مرکز این شهر ساخته شده است و مراسم هایی با نام جین آستن سالانه در این مرکز برگزار می شود.

به‌ سوی فانوس دریایی نوشته ویرجینیا وولف

به سوی فانوس دریایی، معروف‌ترین اثر ویرجینیا وولف است؛ رمانی که به نوعی تاریخچة زندگی خود نویسنده است؛ و ویرجیینا وولف خود این موضوع را در نامه‌ها و خاطراتش یادآور شده است.

بیشتر شخصیتهای این رمان، یک همتا، و یا به عبارت دیگر، یک المثنی از خود در زندگی واقعی دارند.

در ۲۷ ژوئن ۱۹۲۵ زمانی که ویرجینیا وولف تصمیم به نوشتن این رمان گرفته بود، در دفتر خاطراتش نوشت:

«من نام جدیدی برای کتابهایم اختراع کرده‌ام، که جایگزین واژه «رمان» خواهد شد. یک نام جدید توسط ویرجینیا وولف.اما چه نام جدیدی؟ مرثیه؟»

به سوی فانوس دریایی در واقع مرثیه‌ای است برای پدرش، سوگنامه‌ای برای برادر مرده‌اش، توبی، و خواهر نیمه جانش، استلا، و برای دوران کودکی‌اش.

آدلاین ویرجینیا وولف

آدلاین ویرجینیا وولف ( Adeline Virginia Woolf) ، بانوی رمان‌نویس، مقاله‌نویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجسته‌ای چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، به‌سوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآورده است.

ویرجینا وولف در سال‌های بین دو جنگ جهانی از چهره‌های سرشناس محافل ادبی لندن و از مهره‌های اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود.

او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دوره‌ای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.

میدل مارچ نوشته ی جورج الیوت یکی از ده رمان برتر تمامی اعصار

نام اصلی کتاب  Middlemarch: A provincial life  است و به صورت داستانی دنباله‌دار در مجله بلک‌وود شروع شد.

نگارش کتاب دو سال (۱۸۷۱-۱۸۷۲) به طول انجامید و در نهایت در یک مجموعه هشت‌جلدی روانه بازار کتاب شد.

این اثر زندگی چند خانواده میدل مارچی را روایت می‌کند.قهرمان کتاب صوتی میدل مارچ دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند!به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد.

الیوت این ازدواج را نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی دورتا می‌داند که باعث می‌شود زنی جوان از خانواده‌ای محترم چنین خطای وحشتناکی مرتکب شود.

میدل مارچ وضع زنان، طبیعت ازدواج، ایده‌آل‌گرایی، منافع شخصی، مذهب، اصلاحات سیاسی و آموزشی، ظهور پزشکی جدید، احداث خط راه آهن و … را در روستایی کوچک و در قالب ۸۴ فصل به نمایش می‌گذارد.

الیوت با واقع‌بینی دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند.

جورج الیوت مانند زنان دیگری چون جین اوستین، لوسی مود مونتگومری و جین وبستر زیبایی‌های زندگی را می‌بیند و با قلمی جادویی به ما ارزش زندگی و چگونه زیستن را یادآوری می‌کند

خانم جورج الیوت

بهترین رمان های جهان اثر نویسندگان زن

جرج الیوت George Eliot با نام واقعی ماری آن ، ماریان ، کراس و نِ اوانز رمان‌نویس انگلیسی دوران ویکتوریا در سال ۱۸۱۹ در چیلور کتون در وارویکشایر انگلستان به دنیا آمد و در سال ۱۸۸۰ در لندن درگذشت

ماری آن ایوانس نام مستعار مردانهٔ جورج الیوت را برای خود انتخاب کرد تا اطمینان یابد آثارش مورد توجه جدی مخاطبان قرار می‌گیرند. اگرچه نویسندگان زن در آن زمان آزادانه نام اصلی‌شان را در آثار خود می‌نوشتند؛ اما او می‌خواست تا تنها یک نویسندهٔ داستان‌های عاشقانه نباشد.

وی از پدری نجار و بنا متولد شد. وی فرزند سوم خانواده بود. اولین اثر ادبی مهم او در سن ۴۳ سالگی (۱۸۶۲) منتشر شد، که ترجمهٔ «زندگی مسیح»، اثر «دیوید استرائوس» بود. او یکی از برجسته‌ترین نویسندگان عصر ویکتوریا است و آثارش که داستان آن‌ها بیش‌تر در انگلستان به وقوع می‌پیوندند، به‌خاطر دیدگاه‌های رئالیسم و روان‌شناختی شهرت دارند.

جورج الیوت شرح بی‌مانندی از احساسات آدم‌ها و انگیزه‌های رفتاری‌شان به دست می‌دهد. خودش گفته است:

«بزرگ‌ترین بهره‌ای که از هنرمندان می‌بریم، چه نقاش باشند، چه شاعر یا داستان‌نویس، این است که دامنه همدلی و همدردی ما گسترده‌تر می‌شود. هنر قرابت بسیار به خود زندگی دارد، تجربه‌های ما را تقویت می‌کند و به تماس ما با هم‌نوعان می‌افزاید. مقدس است کار هنرمندی که می‌کوشد زندگی آدمیان را تصویر کند.»

نقادان ویژگی مهم آثار جورج الیوت را همین تصویرکردن وفادارانه زندگی آدم‌های معمولی می‌دانند که نتیجه‌اش تعالی‌یافتن احساسات خوانندگان و تقویت حس همدلی و دلسوزی در آن‌هاست.

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد اثر آنا گاوالدا

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد اثر آنا گاوالدا

این مجموعه شامل دوازده داستان با عنوان‌های «در حال و هوای سن‌ژرمن»، «سقط جنین»، «این مرد و زن»، «اُپل تاچ»، «آمبر»، «مرخصی»، «حقیقت روز»، «نخ بخیه»، «پسر کوچولو»، «سال‌ها»، «تیک‌تاک» و «سرانجام» است.

در توضیح پشت جلد آمده است:

«دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، مجموعه‌ داستانی است که بلافاصله پس از انتشار به موفقیت بزرگ در دنیای ادبیات دست یافت. داستان‌ها، هم خارق‌العاده‌اند، هم گزنده؛ و در عین حال غم‌انگیز، جذاب و تا اندازه‌ای غیر‌معمول هستند. در هر داستان، عشق همچون زندگی موضوع اساسی است، عشقی که هم دل‌انگیز و اسرار‌آمیز است و هم دردآور و صدمه‌زننده.»

در آغاز داستان «سال‌ها»می‌خوانیم:

«سال‌ها باور داشتم این زن بیرون از زندگی من بوده است، شاید نه خیلی دور اما بیرون از زندگی من. باور داشتم او دیگر وجود ندارد که جایی بسیار دور از من زندگی می‌کند، که دیگر هرگز دبه زیبایی آن روزها نیست، که متعلق به دنیای گذشته است. دنیای روزگار جوانی من، آن هنگام که سرشار از احساسات پر سوز و گداز بودم، زمانی که باور داشتم عشق جاودانی است و هیچ چیز والاتر از عشقی که به او دارم نیست.

آنا گاوالدا

آنا گاوالدا در نهم دسامبر 1970 در فرانسه متولد شد. پدر و مادر آنا، نقاش بودند. تخصص آنها نقاشی روی ابریشم بود. او درفضایی نسبتا آرام و هنری رشد کرد.

شغل پدر و مادرش، او را با هنر مانوس کرده‌است. می‌توانید ردپای آشنایی آنا با هنر را در «کتاب باهم؛ همین و بس» ببینید. آنا تا چهارده سالگی زندگی آرامی داشت اما این آرامش بعد از جدایی پدر و مادرش از بین رفت.

پدر و مادر این نویسنده فرانسوی، بعد از جدایی زندگی جدیدی را با افراد جدید شروع کردند و او هم مجبور شد که جدا از آنها زندگی کند.

جدایی از خانواده، چالش جدیدی در زندگی آنای چهارده ساله ایجاد کرد. او هرچند مخارج زندگی‌اش را از والدینش دریافت می‌کرد، اما ترجیح داد کار کردن را تجربه کند.

تجربه کار کردن در فضاهای متفاوت، از او انسان جدیدی ساخت. خودش درباره این تجربه متفاوت نظر جالبی دارد. او می‌گوید:

« …زندگی را همانجا یاد گرفتم، توی گل فروشی. دسته‌گل‌های كوچك برای همسران و دسته‌گل‌های بزرگ برای معشوقه‌ها…»