خانه / نقد و بررسی کتاب / داستان و رمان خارجی / سینوهه – نقد و بررسی کتاب تاریخی سینوهه پزشک دربار فرعون
کتاب صوتی سینوهه جلد 1

سینوهه – نقد و بررسی کتاب تاریخی سینوهه پزشک دربار فرعون

سینوهه نویسنده: میکا والتاری مترجم: ذبیح الله منصوری

درباره کتاب سینوهه :
داستان سینوهه در یکی از حفاری های باستانی در اطراف اهرام در حالی که بر روی پاپیروس نوشته شده بود کشف شده و توسط میکا والتاری ابتدا به زبان فندلاندی و سپس به زبان های دیگر ترجمه شد .
این داستان در بین سال های ۱۳۳۴–۱۳۵۱ پیش از میلاد مسیح اتفاق می افتد و بر اساس وقایع دوران فرعون آخناتون نوشته شده‌است
هرچند در این کتاب نامی از یوسف پیامبر برده نشده ولی وقایع کتاب با انچه در قرآن و عهد عتیق روایت شده قابل تطبیق است .
این کتاب در سال 1945 میلادی نوشته شده و توسط ذبیح‌الله منصوری به فارسی ترجمه تالیف شده ‌است. فیلمی نیز بر اساس این کتاب در سال ۱۹۵۴ ساخته شده‌است.

درباره نویسنده:
میکا تویمی والتاری (به فنلاندی: Mika Toimi Waltari) نویسندهٔ نامور فنلاندی در ۱۹ سپتامبر سال ۱۹۰۸ در شهر هلسینکی در یک خانوادهٔ متوسط زاده شد. پس از فراغت از آموزش ابتدایی، در دانشگاه هلسینکی آغاز به آموختن کرد و در سال ۱۹۲۹ در رشتهٔ فلسفه دانش‌آموخته شد.
پس از آن به فرانسه رفت و در مطبوعات فرانسه به کار مشغول شد. او پس از آن وقت خود را بیشتر صرف نوشتن داستان‌های تاریخی کرد.داستان‌های او به زودی توجه نقادان را به خود کشید و کتاب‌هایش به زبان‌های گوناگون برگردانده شد.
رمان‌های او واقعیات آمیخته‌ای از رخدادهای تاریخی، اسطوره‌ها و پندارهای خود اوست. وی در سال 1979 در سن هفتاد سالگی درگذشت. کتاب سینوهه مهمترین اثر این نویسنده میباشد.

خلاصه ی داستان سینوهه :
داستان کتاب از آنجایی شروع می شود که مرد و زنی فقیر که هرگز صاحب فرزند نمی شدند فرزندی را در حالی که در سبدی بر رود نیل شناور بود می یابند و او را از رحمت آمون دانسته و تصمیم به پرورش او می گیرند و نام او را سینوهه می گذارند .
در ادامه ی داستان سینوهه به کشور های مختلفی مانند بابل و میتانی سفر می کند و به هویت خود نیز پی می برد .
او در بازگشت به مصر به عنوان سر شکاف سلطنتی فرعون منصوب می شود و ثروت زیادی نیز به کمک غلام خود کاپتا به دست می اورد .

متن هایی زیبا از کتاب :
من این کتاب را برای مدح خدایان نمینویسم زیرا از خدایان خسته شده ام. من این کتاب را برای مدح فراعنه نمینویسم زیرا از فراعنه هم به تنگ آمده ام؛ من این کتاب را فقط برای خودم مینویسم بدون اینکه در انتظار پاداش باشم یا اینکه بخواهم نام خود را در جهان باقی بگذارم. آنقدر در زندگی زجر کشیده ام که از همه چیز حتی امیدواری تحصیل نام جاوید، سیرم؛ من این کتاب را فقط برای این مینویسم که خود را راضی کنم.
هرچه تا امروز نوشته شده، یا برای این بوده که به خدایان خوشامد بگویند یا برای اینکه انسان را راضی کنند. من فرعونها را جزو انسان میدانم زیرا آنها با ما فرقی ندارند و من این موضوع را از روی ایمان میگویم.
هرکس که چیزی مینویسد امیدوار است که دیگران بعد از وی کتابش را بخوانند و تمجیدش کنند و نامش را فراموش ننمایند به همین جهت ایمان خود را زیر پای میگذارد و همرنگ جماعت میشود و مهمل ترین و سخیفترین گفته ها را که خود بدان معتقد نیست مینویسد. من در مدت عمر خود چیزها دیده ام، مشاهده کردم که پسری مقابل چشم من پدر خود خود را کشت.

دیده ام که فقرا علیه اغنیا حتی طبقه خدایان قیام کرده اند، دیدم کسانی را که در ظروف زرین شراب میآشامیدند، کنار رودخانه با کف دست آب مینوشیدند، دیدم کسانی که زر خود با قپان وزن میکردند، زن خود را برای یک دستبند مسی به سیاهپوستان فروختند تا اینکه بتوانند برای اطفال همان زن، نان خریداری کنند.
من در زندگی همه چیز داشتم، میخواستم چیزی به دست بیاورم که لازمه بدست آوردن آن این است که انسان همه چیز را از دست بدهد. من میخواستم حقیقت حکم فرما باشد و ریا و دروغ و ظاهرسازی از بین برود و نمیدانستم که حکمفرمایی حقیقت در زندگی انسان امری محال است و هرکس که راستگو باشد و با راستگویی زندگی کند باید همه چیز را از دست بدهد و من باید خیلی خوشوقت باشم که هنوز ثروت خویش را حفظ کرده ام.

من به چشم خود مشاهده کردم مردی که پیوسته شراب گرانبها در پیمانه زر می نوشید هنگامتنگدستی کنار رود نیل خود را سیراب می نمود. من مشاهده کردم آنهائی که زر در ترازو می کشیدند در چهار راه گدائی می نمودند و زنهای همین اشخاص خود را برای یک قطعه مس به سیاهپوستان می فروختند که بتوانند برای فرزندان خود نان تهیه نمایند و اینها که دیدم قبل از من هم روی داده بود و پس از من نیز اتفاق خواهد افتاد.

من انروز فهمیدم که بزرگ ترین شادی دسته جمعی یک ملت در این است که به حال اجتماع فریاد بزند بدون اینکه علاقه داشته باشد بفهمد برای چه فریاد میزند و در حین فریاد چه می گوید زیرا وقتی مردم با اتفاق دیگران فریاد میزنند خود را قوی می ببینند و تصور می نمایند که برای یک منظور مشروع و مقدس مشغول فریاد زدن هستند .

من عقیده دارم که انسان تغییر نمی کند ولو یک صد هزار سال از او بگذرد. یک انسان را اگر در رودخانه فرو کنید به محض اینکه لباسهای او خشک شد, همان است که بود. یک انسان را اگر گرفتار اندوه نمایید از کرده های گذشته پشیمان می شود, ولی همین که اندوه او از بین رفت, به وضع اول برمی گردد و همانطور خودخواه و بیرحم می شود. چون شکل و رنگ بعضی از اشیاء و کلمات بعضی از اقوام تغییر می کند و بعضی از اغذیه و البسه امروز متداول می شود که دیروز نبود, مردم تصورمی نمایند که امروز غیر از دیروز است. ولی من می دانم چنین نیست و در آینده هم مثل امروز و مانند دیروز کسی حقیقت را دوست نمی دارد. بنابراین نمی خواهم کسی کتاب مرا بخواند و میل دارم که در آینده گمنام بمانم.

کتاب صوتی داستان شنیدنی و جالب سینوهه در دو جلد را از سلام صدا دانلود کنید.

کتاب صوتی سینوهه جلد اول

کتاب صوتی سینوهه جلد دوم

سینوهه
سینوهه

حتما ببینید

کتاب امینه نوشته مسعود بهنود

کتاب امینه نوشته مسعود بهنود

کتاب امینه نوشته مسعود بهنود کتاب امینه نوشته مسعود بهنود داستان زندگي دختري است كه خاتون …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *